تشکیل اسرائیل در خاک آمریکا؛ ایده‌ای که هنوز از یاد نرفته است. نویسنده: رضا دهقانی، خبرنگار بخش آسیا


تشکیل اسرائیل در خاک آمریکا؛ ایده‌ای که هنوز از یاد نرفته است.

دولت آمریکا از زمان تشکیل رژیم اسرائیل، به شکل عجیبی همواره حامی تمام و کمال این رژیم بوده است؛ تا جایی که حتی گفته می‌شود منافع اسرائیل را به منافع خود نیز ترجیح می‌دهد؛ در این میان، بارها این ایده به اذهان خطور کرده است که چرا نباید اسرائیل در خاک آمریکا تشکیل شود؟

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، میزان حمایت بی چون و چرای آمریکا از رژیم اسرائیل در 76 سال گذشته، بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان را به خود مشغول کرده است؛ آن‌ها همواره در پی پاسخ به این سؤال هستند که چرا وفاداری به اسرائیل؛ یک اصل مقدس برای مقامات آمریکایی است.در این راستا می‌توان به بارزترین اثر یعنی کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» نوشته «جان مرشایمر» و «استیون والت» دو نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل اشاره کرد.در این میان برخی از نویسندگان، «اسرائیل» را عملا ایالت 51 آمریکا می‌دانند، حال اگر یک کشور مستقل برای یهودیان در داخل ایالات متحده ایجاد شده بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ چرا نباید موطن یهودی‌ها در خاک آمریکا باشد؟ اگر یهودیان نیاز به یک کشور دارند؛ این نیاز چه دخلی به خاک آباء و اجدادی فلسطینی‌ها دارد؟در واقع باید گفت که این پروژه در قرن نوزدهم وجود داشت و به عنوان یکی از اولین تلاش‌های مهم برای ایجاد یک کشور یهودی شناخته می‌شود.اولین بار فردی به نام «مردخای مانوئل نوح» در قرن 18 میلادی ایده تشکیل کشور یهود در جزیره «گراند» (بر روی رودخانه نیاگارا) در ایالت نیویورک را مطرح کرد؛ او نام این کشور را «آرارات» گذاشت.نوح که در سال 1813 به عنوان کنسول ایالات متحده در تونس منصوب شده بود، در مراسم افتتاح یک کنیسه در نیویورک در سال 1818، پیشنهاد ساخت یک کشور جدید برای یهودیان در آمریکا را ارائه کرد.

او در این راستا جزیره‌ای بزرگ بر روی رودخانه نیاگارا را انتخاب کرد و قصد داشت 70 کیلومتر مربع زمین را خریداری کند. در سال 1830، نوح مجوز رسمی برای خرید یک سوم از اراضی این جزیره را دریافت کرد.مردخای تصمیم گرفت ساخت یک شهر به نام آرارات را آغاز کند که در آینده به پایتخت ابدی کشور یهودی تبدیل شود.مردخای در آن زمان با انتشار فراخوانی به یهودیان سراسر جهان، آنها را به مهاجرت به آمریکا دعوت کرد؛ او در اطلاعیه خود نوشت: «من مردخای مانوئل نوح، شهروند آمریکایی، کنسول سابق ایالات متحده در شهر و پادشاهی تونس، به لطف خدا، حاکم و قاضی اسرائیل، به یهودیان سراسر جهان پناهگاهی ارائه می‌دهم که در آن می‌توانند از صلح و خوشبختی برخوردار شوند، نعمت‌هایی که در مکان‌های فعلی اقامتشان به دلیل تعصب و سرکوب از آن محروم شده‌اند».در همان اعلامیه، نوح از همه کنیسه‌های یهودی در جهان خواست تا از جمعیت یهودیان خود آمار بگیرند و مالیات یک دلاری اسپانیایی را برای تأسیس و توسعه شهر آرارات جمع‌آوری کنند. نوح خود را به مدت چهار سال "قاضی و حاکم" اعلام کرد، با این شرط که این سمت باید انتخابی باشد. یهودیان هر منطقه‌ای از جهان حق داشتند وارد این شهر شوند.در مراسمی رسمی و با حضور جمعیتی انبوه که به حدی بود که همه با قایق به جزیره گراند نمی‌رسیدند، سنگ بنای شهر آرارات را گذاشتند. تصمیم بر این شد که جشن دیگری با حضور تمام مقامات ایالت نیویورک در کنیسه شهر بوفالو برگزار شود. در مقابل ورودی کنیسه، لوح سنگی‌ای قرار داده شد که روی آن به زبان عبری و انگلیسی عبارت «آرارات شهر پناهگاه یهودیان، توسط مردخای مانوئل نوح در سپتامبر سال 1825 در سالگرد پنجاهمین سال استقلال آمریکا تأسیس شده است» حک شده بود.

این مراسم با شلیک توپ به پایان رسید و با مرگ مردخای مانوئل نوح، تمام طرح او به فراموشی سپرده شد.پس از مردخای نوح دیگر کسی سخنی از تشکیل اسرائیل در خاک آمریکا به زبان نیاورد و به جای ان مناطق مختلفی از جمله اوگاندا و در نهایت سرزمین فلسطینی‌ها پیشنهاد شد.اما همچنان این ایده اذهان فعالان ضد صهیونیسم باقی است که چرا نباید اسرائیل در خاک آمریکا تشکیل شود؛ آمریکا با وسعت سرزمینی بالای خود 444 بار بزرگتر از فلسطین است.تراکم جمعیتی آمریکا نیز به خوبی اجازه تشکیل کشوری برای جمعیت 10 میلیونی اسرائیل را می‌دهد؛ به خصوص در مناطق غربی آمریکا که سرزمین‌های وسیع خالی از سکنه را در خود جای داده است.در این خصوص برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز ایده تشکیل اسرائیل در خاک آمریکا را مطرح کرده‌اند؛ کاربری به نام «الکویت ثم الکویت» در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار تصویری نوشته است: «به حرامزاده فضای کمی در فضای بزرگ خود بدهید و بگذارید تمام دنیا تماشا کنند که مردم آمریکا می پذیرند یا رد می‌کنند یا مقاومت می‌کنند».

کاربر دیگری در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار تصویر زیر نوشت:راه‌حل برای درگیری اسرائیل و فلسطین؛ اسرائیل را به ایالات متحده منتقل کنید.نکات برجسته- اسرائیلی‌ها بیشتر مورد علاقه آمریکایی‌ها هستند.- آمریکایی‌ها با آغوش باز از اسرائیلی‌ها در خانه‌هایشان استقبال خواهند کرد.- آمریکا زمین‌های فراوانی دارد تا اسرائیل را به عنوان پنجاه و یکمین ایالت خود جای دهد.- اسرائیل می‌تواند یک کشور یهودی امن واقعی داشته باشد که توسط کشورهای دوست احاطه شده است.- آمریکا دیگر مجبور نیست سالانه 3 میلیارد دلار از پول مالیات دهندگان را برای اسرائیل پرداخت کند.- هزینه جا به جایی اسرائیل به خاک آمریکا کمتر از هزینه 3 سال کمک دفاعی آمریکا به اسرائیل خواهد شد.- فلسطینی‌ها سرزمین و زندگی خود را پس خواهند گرفت.- خاورمیانه دوباره بدون دخالت خارجی صلح‌آمیز خواهد بود.- قیمت نفت پایین می‌آید، تورم کاهش پیدا می‌کند، همه دنیا خوشحال خواهند شد.

کاربر دیگری نیز در شبکه اجتماعی ردیت با انتشار تصویری نوشت: چه می‌شود اگر ایالات متحده، زمینی را در اختیار اسرائیل قرار دهد؟

در این میان جنگ بیش از یک ساله غزه، موجب گسترش آگاهی در میان بخش زیادی از جامعه آمریکا به خصوص جوانان و دانشجوها در ارتباط با اسرائیل و فلسطین شده است.خیزش بی سابقه و گسترده دانشجوبان آمریکایی در محکومیت جنایات اسرائیل، بسیاری را متوجه این امر کرد که جامعه آمریکا سؤالات جدی در خصوص چرایی حمایت بی چون و چرا از اسرائیل دارد.

#اسرائیل #آمریکا #فلسطین

میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
دۆشمنلره مؤحتاج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
قوی من توخ اولوم، اؤزگه‌لر ایله ندی کاریم،
دۆنیا و جاهان آج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

سس سالما، یاتانلار آییلار، قوی هله یاتسین،
یاتمیشلاری راضی دئییلم کیمسه اویاتسین،
تک-تک آییلان وارسا دا، حق دادیما چاتسین،
من سالیم اولوم، ج‍ۆمله جاهان باتسا دا، باتسین؛
میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
دۆشمنلره مؤحتاج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

سالما یادیما صؤحبتی-تاریخی-جهانی،
ایّامی-سلفدن دئمه سؤز بیر ده، فیلانی،
حال ایسه گتیر مئیل ائله‌ییم دولمانی، نانی،
مۆستقبلی گؤرمک نه گرک، عؤمردو فانی؛
میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
دۆشمنلره مؤحتاج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

اؤولادی-وطن قوی هله آواره دولانسین،
چیرکابی-سفالتله الی، باشی بولانسین،
دول عؤورت ایسه سائیله اولسون، اودا یانسین،
آنجاق منیم آوازه‌یی-شانیم اوجالانسین؛
میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
دۆشمنلره مؤحتاج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

هر میلّت ائدیر صفحه‌یی-دۆنیاده ترقّی،
ائیلر هره بیر منزیلی-مأواده ترقّی،
یورغان-دؤشگیمده دۆشه گر یاده ترقّی،
بیز ده ائدریک عالمی-رؤیاده ترقّی؛
میلّت نئجه تاراج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!
دۆشمنلره مؤحتاج اولور اولسون، نه ایشیم وار؟!

شاعران تبریزی و آذربایجانی   


شاعران تبریزی و آذربایجانی
شهر تبریز از جمله یکی از شهرهایی است که شعری و شاعری در آن از ایام قدیم بسیار معروف بود.
این صفحه جامع مخصوص شاعران تبریز و شاعران آذربایجان (به ویژه شاعران آذربایجان شرقی) طراحی و ارائه شده است.


لیست شاعران بنام تبریزی
سید محمدحسین شهریار
بهمن سرکارتی
علی فطرت
پروین اعتصامی
شمس تبریزی
پرغم تبریزی
ثمین باغچه بان
باقی تبریزی
همام تبریزی
رضا براهنی
مغربی تبریزی
میرزا رحیم بهشتی تبریزی
ایرج میرزا
بهار شروانی
عصار تبریزی
صائب تبریزی
جواد آذر (جواد کناره چی)
فاضل خان شیده
نظمی تبریزی
محمود ملماسی
صاین تبریزی
سلیمان امینی (امینی تبریزی)
حیدری تبریزی

رزا جمالی
شریف تبریزی

قطران تبریزی
علی ناظم


سید محمدحسین شهریار (استاد شهریار)
سید محمدحسین بهجت تبریزی (متولد 11 دی 1285) متخلص به شهریار یکی از شاعران تبریزی بسیار معروف و نامدار است. وی به زبان‌های فارسی و ترکی شعر می‌سروده است و هم اکنون آرامگاه وی در مقبره الشعرا واقع شده است. شهریار آنقدر شاعر عزیز و معروفی است که سالروز مرگ وی، 27 شهریور، روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است. از اشعار معروف این شاعر تبریزی می‌توان به خان ننه‌، سهندیه، علی ای همای رحمت، آمدی جانم به قربانت، و معروف‌ترین آن حیدربابایه سلام – که به بیش از ۹۰ درصد زبان‌های اتحادیه شوروی ترجمه شده است – اشاره کرد. یک مجموعه تلوزیونی با نام شهریار به کارگردانی کمال تبریزی در سال 1384 زندگی این شاعر را به تصویر کشیده و در شبکه دوم سیما به نمایش درآمد. با اینکه دختر وی اظهار داشت نود درصد این سریال ساختگی و نادرست است، پسر وی با این سریال موافق بود و قسمت‌های ساختگی به نظر وی برای جذب مخاطب بودند. در شهر هشترود یک مرکز مطالعات بین‌المللی با نام استاد شهریار واقع شده است. وی در نهایت در سال در اثر بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شده و در 27 شهریور 1367 درگذشت.

استاد شهریار

پروین اعتصامی
اگر کسی بخواهد فهرست شاعران تبریزی را گرد هم کند، آن لیست بدون وجود پروین اعتصامی کامل نخواهد بود. پروین اعتصامی به عنوان مشهورترین شاعر زن ایرانی شناخته شده و در سال 1285 در تبریز متولد شده است. وی نزد پدرش به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عربی مسلط شده و سرودن شعر را نزد استادانی همچون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. پدر وی، یوسف اعتصامی نقش بسیار مهمی در شکوفایی پروین اعتصامی داشت. تنها اثر چاپ شده پروین اعتصامی دیوان اشعار او با 606 شعر در قالب‌های مقنوی، قطعه و قصیده است و معروفیت وی بیشتر به سبک شعری منظاره‌ای است که استفاده می‌کند. وی قبل از اینکه بتواند دومین دیوان شعر خود را چاپ کند در اثر بیماری حصبه (و سهل انگاری پزشک وی در معالجه) در سن سی و پنج سالگی در آغوش مادرش درگذشت و در آرامگاه خانوادگی‌اش، در حرم حضرت فاطمه معصوم (س) به خاک سپرده شده است. تولد پروین اعتصامی، 25 اسفند، روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است. از دیگر خصوصیات پروین اعتصامی پیروی از جریان تلفیقی است. اشعار وی توصیف کننده دلبستگی‌اش به پدر، استعداد و شوق فراوان به دانش آموزی، ظلم ستیزی، مخالفت با ستم، و همدردی با محرومان و ستم دیدگان است. وی از اتفاقات شخصی و اجتماعی نمی‌گوید و نمی‌توان صرف توسط اشعار، وی را شناخت.

تندیس پروین اعتصامی در خانه اش

ثمین باغچه بان
ثمین باغچه بان (متولد سال 1304) یکی دیگر از بزرگ‌ترین شاعران تبریز است که در کنار شاعری همچنین، آهنگساز، نویسنده و مترجم نیز بود. وی زاده تبریز بوده و پدر وی جبار باغچه بان، بنیانگذار آموزشگاه ناشنوایان ایران بود. وی کودکی خود را در شیراز و دوران تحصیل خود را در تهران سپری کرده و به یادگیری پیانو علاقه‌مند بود، ولی با توجه به محدودیت امکانات و وجود ویولن مادرش، ویولن یاد گرفت. وی در نهایت توانست ساز ابوا را از هنرستان قرض گرفته و آن را یاد بگیرد. وی با استفاده از طرح رضاشاه با همکاری مصطفی کمال آتاترک به عنوان دانشجو به ترکیه اعزام شد. وی در ترکیه با اوین باغچه بان، پیانیست ترکیه‌ای آشنا شده و با وی ازدواج کرد. این شاعر تبریزی پس از پایان تحصیلات در هنرستان عالی موسیقی استخدام شده و مشغول تدریس شد. باغچه بان با گروه‌های چپ‌گرای مخالف محمدرضا پهلوی همکاری داشت و نمی‌توانست آزادانه آثار خود را منتشر و اجرا کند. ثمین باغچه بان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ترکیه مهاجرت کرده و در نهایت در 29 اسفند 1386 در استانبول درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. از جمله آثار منتشر شده وی «کشته شدن یک رفیق خوزستانی» و کتاب «چهره‌هایی از پدرم» هستند.


تصویری از ثمین باغچه بان

رضا براهنی
رضا براهنی (متولد 1314) یکی از دیگر از شاعران آذربایجان است که در تبریز متولد شده است. وی یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران بوده و برای تشکیل آن با جلال آل احمد همکاری داشته است. وی یک فرد چپگرا بوده است. البته علاوه بر کانون نویسندگان ایران، رضا براهنی همچنین رئیس سابق انجمن قلم کانادا است. وی زندگی فقیرانه‌ای داشت و در 22 سالگی لیسانس خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز دریافت کرده و در همین رشته در کشور ترکیه مدرک دکتری خود را دریافت کرد. سپس در دانشگاه تبریز مشغول به تحصیل شد. وی همچنین چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه‌نویسی برگزار کرده و به همراه شاگران مشهوری که داشت یک جریان ایجاد شد. وی در سال1351 به آمریکا رفته و به افشاگری علیه حکومت شاه پرداخت. در سال 1356 وی بهترین جایزه روزنامه‌نگار حقوق انسانی را دریافت کرد. رضا براهنی مدتی در زندان ساواک گذراند. وی همچنین در روزنامه اطلاعات نوشته‌هایی در باب حمایت از انقلاب اسلامی به چاپ رسانده بود. در آن زمان به وی برچسب پانترکیسم و پان ایرانیسم زده شد و رضا براهنی نیز هردوی آن‌ها را مهمل خواند. وی فردی وطن‌دوست و ایران‌دوستی بود. براهنی دارای چندین کتاب شعر، رمان، نقد ادبی، و همچنین جوایز و تندیس‌های مهمی است.

رضا براهنی

ایرج میرزا
ایرج میرزا (متولد 1252 یا 1253 شمسی) که همچنین با نام جلال‌الممالک و فخرالشعرا نیز شناخته می‌شود یکی دیگر از شاعران تبریزی برجسته ایران در عصر مشروطیت و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. اشعار وی در قالب‌های مختلفی قرار گرفته و بیشتر به انتقاد، اجتماع و تربیت مربوط می‌شوند. وی یکی از تأثیرگذارترین شاعران دوره مشروطیت بود. ایرج میرزا که نتیجه فتحعلی شاه قاجار بود در دارالفنون تبریز به تحصیل پرداخت و در همان مدرسه همچنین با مقدمات زبان عربی و فرانسه آشنا شد. وی بعدها معاون مدرسه مظفریه تبریز شد و در همین سمت مدیریت ماهنامه ورقه (که نخستین نشریه دانشجویی تبریز به شمار می‌رود) را بر عهده گرفت. وی که از نوزده سالگی لقب ایرج بن صدرالشعرا را نیز دریافت کرده بود پس از مدت کوتاهی از شاعری کناره گیری کرده و به مشاغل دولتی روی آورد و سِمت‌ها و جایگاه‌های بسیار خوبی از جمله معاونت استانداری اصفهان و غیره را از آن خود کرد. وی در تهران در منزلی در پی یک سکته قلبی جان داد. ایرج میرزا از هم‌دوره‌های محمد حسین شهریار و وحید دستگردی بود که آن‌ها نیز در سوگ او اشعاری سروده‌اند. همچنین ملک الشعرای بهار نیز قطعه‌هایی به یاد این شاعر تبریزی سروده است. از جمله معروف‌ترین آثار او می‌توان به عارف نامه و مثنوی زهره و منوچهر اشاره کرد.

ایرج میرزا

صائب تبریزی
میرزا محمدعلی صائب تبریزی (متولد 1000 هجری) یکی از شاعران اهل آذربایجان است که به سبب مهاجرت و زندگی و درگذشت در اصفهان برخی آن را شاعر اصفهانی می‌دانند؛ ولی نام این شاعر در فهرست اسامی شاعران تبریزی قرار می‌گیرد چرا که متولد تبریز است. وی در زمان صفویه و در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید و همچنین با نام شاه شاعر سبک هندی نیز شناخته می‌شود. خانواده وی به دستور شاه عباس اول از تبریز به اصفهان کوچ کردند. سپس از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. در سال 1042 هجری قمری صائب دوباره به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید و همین موقع بود که مقام ملک الشعرایی توسط شاه عباس دوم به وی داده شد. مقبره صائب تبریزی در خیابانی با نام وی و در باغچه‌ای زیبا واقع شده است. تعداد شعرهای صائب بین شصت هزار تا صد و بیست هزار بیت است. وی همچنین علاوه بر زبان فارسی به زبان ترکی نیز شعر سروده است. وی در سال 1086 هجری قمری در اصفهان درگذشته است.

دیوان صائب تبریزی

نظمی تبریزی
علی نظمی ادیب، متخلص به نظمی تبریزی (متولد 1306) یکی از شاعران آذربایجان ایرانی است. وی بیشتر به غزل‌سرایی معروف است. پدر وی، حسین پاشا، یکی از مبارزهای مشروطه بوده است. وی از سن 16 سالگی شروع به شعر سرایی کرد و یکی از شاگردان ملک الشعرای بهار، محمد امین ادیب طوسی و عباسقلی خان وقایعی است. البته مانند بسیاری از شاعران تبریزی دیگر وی همچنین دارای آثار ادبی و تحقیقی دیگری بود که معروف‌ترین آن‌ها تذکره الشعرای منظوم منثور دویسن سخنور، و گلشن معانی است. از جمله ویژگی‌های برجسته نظمی تبریزی ارتباط نزدیک وی با استاد شهریار برای مدت 30 سال بود، تا جایی که پیکر وی به دست علی نظمی در مقبره الشعرا دفن شده است. نظمی تبریزی، پس از بررسی آثار شاعران 60 سال توسط شورای ارزشیابی هنرمندان کشور، به عنوان پیشکسوت شعر و ادب ایران معرفی شد. نظمی تبریزی یکی از اولین شاعران تبریز در قید حیات است که احد حسینی، مجسمه ساز معروف، تندیس وی را ساخته و در نزدیکی محل سکونت و زادگاه وی نصب شده است. وی هم اکنون رئیس انجمن ادبی «بزم سخن» در تبریز است.

علی نظمی یا نظمی تبریزی

سلیمان امینی (امینی تبریزی)
سلیمان امینی (متولد پنجم اسفند 1301) که همچنین به امینی تبریزی نیز معروف است یک شاعر تبریزی دیگر است که همچنین در عین حال به امر خوشنویسی نیز مشغول بود. سلیمان امینی متولد شهرستان سراب بود. پدر وی، امین‌العلماء، و از بزرگان دینی سراب به شمار می‌رفت. به گفته خودش با اشعار حافظ و سعدی الفت گرفته و احساسات بسیار قدرتمندی در او ایجاد کردند. وی یکی از اعضای انجمن‌های ادبی تبریز بوده و حدود 15 هزار بیت (غالباً غزل) سروده است. سبک اشعار وی عراقی بوده است. یکی از دوستان نزدیک وی علی نظمی تبریزی بود که به گفته او فردی بسیار خوش‌صحبت و مهربان و فروتن و وفاپیشه و پاک‌اندیشه است. وی در یکی از نشست‌های ادبی کاخ جوانان تبریز در اثر سکته قلبی درگذشت و پنجم اسفند سال 1354 در گورستان مارالان به خاک سپرده شده است. علی نظمی دیوان وی را گردآوری کرده و در سال 1356 به چاپ رساند. البته به گفته نظمی اکثر غزلیات دست نویس خودش از منزل مسکونی‌اش به سرقت رفته و پس از وفاتش نیز نتوانستند آن را پیدا کنند. از جمله آثار چاپ شده وی اشک در خون و گل‌های خودرو است که مقدمه‌ای از محمدحسین شهریار دارد. وی را همچنین از جمله شعرای مرثیه سرای ایران می‌دانند.

سلیمان امینی

رزا جمالی
شاید تنها شاعر زنی که در لیست شاعران تبریزی نهایی خواهیم دید رزا جمالی باشد. در در سال 1356 در تبریز به دنیا آمده و همچنین یک نمایش‌نامه نویس، منتقد ادبی و مترجم ایرانی است. رزا جمالی یک شاعر متولد تبریز است و مدرک کارشناسی خود را در رشته ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر، و درجه کارشناسی ارشد خود را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران دریافت کرده است. وی از جمله افرادی است که در کتاب کارنمای زنان کارای ایران به وی اشاره شده و یکی از شاعران متفاوت با ارائه زبان و فضاهای جدید و پسامدرن عنوان شده است. انتشار کتاب «این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی»، و عنوان متفاوت اشعارش از جمله نقاط عطف و مهم در زندگی حرفه‌ای رزا جمالی شمرده می‌شود. در کل با گذر زمان و با انتشار بیشتر اشعار، یکی از شاعران مطرح و پرکار شناخته شد. گزیده‌ای از پنج دفتر شعر موفق وی در مجموعه‌ای با نام کتاب «بزرگراه مسدود است» منتشر شده است. برخی از اشعار وی همچنین به زبان‌های بسیار دیگری از جمله انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، ترکی، عربی، هندی، آلمانی و غیره ترجمه شده است.

رزا جمالی

قطران تبریزی
قطران تبریزی یکی دیگر از شاعران آذربایجانی نیکنام است. نام کامل او شرف الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی است. وی یکی از شاعران تبریزی سده پنجم هجری است. قطران تبریزی، که در آن زمان از طبقات دهقان بود، در روستای شادباد مشایخ تبریز به دنیا آمده است. زبان مادری قطرات پهلوی بود و به پارسی دری نیز شعر می‌گفت. وی به سبب عدم عادت به زبان فارسی و خو با لهجه آذری ایرانی در آن زمان پاره‌ای از لغات و اصطلاحات زبان محلی آن سرزمین‌ها را نمی‌دانست. قطران اولین شاعر پارسی دری در آذربایجان بوده است. سه واقعه مهم در دیوان قطران آمده است: جنگ امیر وهسودان با سپهبد موغان، تازش غزان به آذربایجان و زمین لرزه مهیب سال 343 هجری قمری تبریز. سبک اشعار قطران شبیه سبک اشعار رودکی، فرخی و عنصری است. قطران تبریزی در سال 465 درگذشته است، اما با توجه به یافته‌های به دست آمده وی پس از این سال‌ها نیز زنده بوده است. کل اشعار وی هشت الی ده هزار بیت گفته می‌شود. بعد از اسدی طوسی، قطران تبریزی دومین شاعر تبریزی است که در مقبره الشعرا دفن شده است.

نمایی از قطران تبریزی

بهمن سرکارتی
قوسی تبریزی از جمله شاعران تبریزی دیگر (متولد 1568 میلادی) است که همچنین با نام علیجان قوسی تبریزی نیز شناخته می‌شود. وی یکی از شاعران سده هفدهم میلادی اهل آذربایجان ایران بوده و از جمله شاعران مشهور ترکی و آذری ایران است؛ تا جایی که دو نسخه از دیوان ترکی آذربایجانی وی در موزه‌های بریتانیا و موزه تفلیس گرجستان نگهداری می‌شود. وی پس از تولد در تبریز و طی تحصیلات مقدماتی در دوران وانی راهی اصفهان شده است. دیوان ارزشمند اشعار قوسی تبریزی در سال 1925 میلادی در باکو منتشر شد. وی از جمله شاعرانی است که اثرات بسیار مشخص و آشکاری از محمد فضولی و صائب تبریزی گرفته بود. وی از جمله شاعران آزاده‌خواه ایرانی است و در یکی از اشعار خود از نبود آزادی از زمین و زمان شکایت می‌کند. وی همچنین در اشعار خود اشاره به شاعر تبریزی بودن خود می‌کند: تبریز آچار کؤنلومو قوسی گر آچیلسا؛ هر چند کی فردوس صفاهانه یئتیشمز. وی از جمله شاعرانی است که همواره در میان شاعران آذربایجانی و ادبیات ترکی و آذربایجان جای دارد.

بهمن سرکاراتی

شمس تبریزی
محمد بن علی بن ملک داد تبریزی که با نام‌های شمس الدین یا شمس تبریزی (متول 582 هجری) یکی از صوفیان مسلمان ایرانی سده هفتم هجری است. شمس تبریزی، همانطور که از نامش نیز پیداست یکی از شاعران متولد تبریز محسوب می‌شود و زندگی شخصی وی تا زمان کشف مقالات او زیاد مشخص و در دسترس نبود و هم اکنون نیز اطلاعات زیادی در مورد زندگی شخصی و والدین وی وجود ندارد، به جز نوشته‌هایی که بعدها گردآوری شده و اطلاعاتی از آن‌ها استخراج شده است. شمس تبریزی در سفرهای خود به قونیه نیز مراجعه کرده و با مولوی ملاقات کرد، این باعث شد مولانا تحت تأثیر شخصیت قوی و نفس گرم شمس تبریزی شود. آرامگاه شمس تبریزی هم اکنون در شهر خوی استان آذربایجان غربی واقع شده و یکی از جاذبه‌های گردشگری و مذهبی شهر خوی محسوب می‌شود.

شمس تبریزی در مینیاتوری ایرانی

لیست شاعران تبریز با اطلاعات محدود باقی تبریزی
باقی تبریزی که همچنین با نام میرعبدالباقی نیز شناخته می‌شود ملقب به دانشمند و متخلص به باقی است که در سده‌های دهم و یازدهم هجری قمری از شاعران آذربایجان بوده است. گفته می‌شود وی شاگرد علاءالدین تبریزی (یا علابیگ) بوده است. وی از جمله شاعران گمنام آذربایجان شرقی است که اطلاعات زیادی در مورد تاریخ ولادت و دوران کودکی وی در دسترس نیست. وی شاعری صوفی بوده (که بعدها همچنین صوفی تبریزی نیز شناخته شد) و شهرت اولیه وی بیشتر به خوشنویسی بود. وی یکی از شاگردان علاءالدین محمد بن محمد تبریزی بوده که نزد وی خطاطی آموخت. سپس به دعوت سپهسالار هند به هندوستان رفت. سپس دوباره به بغداد سفر کرده و نزد دده مصطفی به کار خوشنویسی پرداخت. سپس شاه عباس اول شهرت خوشنویسی و خطاطی وی را شنید و وی را در سال 1032 برای کتابت گنبد رو به قبله و طاق مسجد و ایوان مسجد شاه اصفهان دعوت کرد. شاه عباس برای باقی آموزش وی را به دست عباسی تبریزی، خوشنویس قرن یازدهم سپرد و نزد وی خط ثلث یاد گرفت. محمدطاهر نصر آبادی نیز از شاگردان باقی تبریزی بوده است. وی بعدها همچنین در علوم و مسائل دیگری همچون حکمت، ریاضی و علوم ادبی و عربی نیز سرآمد و علمای آذربایجان و عراق وی را قبول داشتند. اشعار وی بیشتر در قالب قطعه، رباعی و مفردات در عرفان و عشق و شکایت از روزگار و اهل آن هستند.مغربی تبریزی
ملا محمد شیرین مغربی تبریزی که با نام شیرین یا ملامحمد شیرین، و همچنین شمس مغربی (متولد 749 هجری) یکی از شاعران تبریز صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. بنابر گفته‌ای علت انتساب نام مغربی به وی سفر او به مغرب زمین و خرقه پوشیدن از دست یکی از منسوبین ابن عربی است. وی همچنین یکی از مصاحب کمال الدین خجندی بود. همانطور که تاکنون نیز شاید حدس زده باشید، وی در کنار اشعار فارسی، فهلوی آذری، همچنین اشعاری نیز به زبان عربی سروده است که اکثر آن‌ها به موضوعات عرفانی و وحدت وجود، اهمیت سلوک، تقرب و حسب حال عرفانی سالک می‌پردازند. دیوان وی سه هزار بیت در قالب‌های غزل، ترجیع بند و رباعی دارد و اشعار وی معمولاً جذبه هنری خاصی ندارد و خالی از صنایع بدیع دل‌انگیز و کاربردهای تازه استعاره، تشبیه و دیگر آرایه‌های ادبی است. البته مکان تولد وی به عبارتی نایین اصفهان و به عبارتی تبریز است، ولی چون به زبان آذری نیز شعر می‌سروده است بیشتر وی را شاعر اهل تبریز می‌دانند. مغربی در میان شعرای پیشین خود بیشتر به سنایی و عطار نظر داشته و در اشعار خود نیز به آن‌ها اشاره داشته است.

بهار شروانی
میرزا نصرالله بهار شروانی (متولد جمهوری آذربایجان) یکی از نویسندگان و شاعران اهل آذربایجان و غزل سرایان نیمه دوم قرن سیزدهم بود. وی پس از سپری کردن دوران تحصیل و همچنین پس از وفات پدرش به ایران آمد و مدتی در شیراز، ری و توس زندگی کرد. وی در نهایت به تبریز آمده در سال 1300 در همانجا درگذشت. آرامگاه وی هم اکنون در قبرستان معروف سرخاب به خاک سپرده شده است. هم اکنون آثار بسیار کمی از او باقی مانده و گفته می‌شود دو دیوان بزرگی که داشت هر دو مفقود شده‌اند. عمده اشعار وی به زبان‌های ترکی و فارسی هستند. از نمونه آثار معروف او تحفةالعراقین (و بنا بر روایتی مجموعه مسوّده) و نرگس و گل هستند. وی از همان کودکی به شعر و شاعری علاقه‌مند بوده و اکثر شعرهای خود را خودش به ترکی برمی‌گرداند. از جمله دوستان او میرزا احمد خان وکیل‌الرعایا، علامحسین صدرالشعرا، اصل دیلمی، ملک الشعرای صبوری بودند. بهار شروانی پس از بازگشت به تبریز مدتی منشی کنسولگری فرانسه شد. وی در همان دوران واژه نامه فراسی-فرانسه را نوشته و کنسولگری فرانسه با نام لغت نیکلا این واژه نامه را از او خرید و به چاپ رساند.جواد آذر (جواد کناره چی)
جواد کناره چی (متولد 1310) متخلص به جواد آذر، از جمله شاعران آذربایجان شرقی است که همچنین موسیقیدان و خوشنویس نیز بوده است. وی تحصیلات خود را در تبریز آغاز کرده و همزمان نیز به خوشنویسی و موسیقی مشغول شد. اکثر خطوط او شایسته بود، اما شکسته نستعلیق آن بسیار خاص و زبانزد بود. وی بعدها در تهران اقامت گزید و در انجمن‌های ادبی مختلف مشغول به کار شد. وی در کار خود از سبک صائب تبریزی پیروی کرده است. قدرت قلم در شعرهای او بسیار قوی بود اما بیشتر به عزل و قصیده‌هایش معروف بود. در نهایت جواد آذر در 15 بهمن 1380 در آلمان درگذشت و در مقبره‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. از اشعار وی در آلبوم‌های متنوع ایرانی از جمله سپیده، ساز قصه گو، سرو چمان محمدرضا شجریان، و آلبوم‌های چاووش 3 و 4 شهرام ناظری به کار گرفته شده است. مشهورترین شر وی بی‌همزبان است که تصنیفی توسط محمدرضا شجریان برای آن در آلبوم سرو چمان ساخته شده است.محمود ملماسی
محمود ملماسی (متولد 1296) یکی از شاعران تبریزی و ادبیان آذربایجان معاصر تبریز بود که بیشتر وی را با شعرهایی که در وصف اهل بیت سروده است می‌شناسند. وی یکی از نوادگان همام تبریزی بود (که در ادامه معرفی شده است). محمود ملماسی در تبریز متولد شده و تا سن 5 سالگی خط و زبان فارسی را از پدرش آموخت. مدتی نزد میرزا محسن آقا ادبی العلما مشغول یادگیری شده و سپس به دبستان رفت. وی در نه سالگی گلستان سعدی و در سیزده سالگی کلیله و دمنه را به پایان رساند. هم اکنون از وی تنها یک دفتر شعر بر جای مانده است. وی در سال 1371 درگذشت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی را می‌توان متولد خانواده‌ای فرهیخته و هنرمند دانست که در موفقیت و شهرت وی و همچنین سواد بسیار بالایی که داشت بی‌تأثیر نبود. همین علاقه‌مندی‌ها و آموزش‌های زودهنگام باعث شد وی یکی از شاعران بسیار توانای تبریزی شود.

حیدری تبریزی
حیدری تبریزی که با عنوان حاج حیدر نیز شناخته می‌شود (متولد 971) یکی از شاعران اهل تبریز و اهل محله سرخاب بود و کوچه تکیه حیدر در واقع به نام وی است. وی از شاعران سده دهم هجری شناخته میشود و از شاگردان لسانی شیرازی و شریف تبریزی بود بین او و وحشی بافقی (از شاعران سده دهم ایران) اختلافاتی وجود داشت و بر علیه هم نیز سروده‌هایی نیز داشتند. وی در اصل به سراجی در بازار تبریز مشغول بود و بعدها به تاجر بزرگ تبدیل شد. وی در پی سفرهای زیادی که به هند داشت مورد توجه اکبرشاه نیز واقع شد. وی در سال 1000 یا 1002 هجری (29 یا 31 سالگی) درگذشت. از جمله آثار وی جنگ‌نامه گجرات، سیر و سلوک، لسان الغیب و دیوان اشعار حیدری تبریزی هستند.شریف تبریزی
شریف تبریزی (متولد 928 هجری) از جمله شاعران اهل تبریز در سده دهم هجری بوده است. وی از جمله شاگران لسانی شیرازی بوده و برخی اوقات به دلیل هجوگویی بسیار متبحرانه خاطر استادش را نیز می‌آزرد. وی در 28 یا 28 سالگی بر اثر بیماری وبا در سال 955 (یا 956) درگذشت. دیوان وی در سال 1383 در اثر تلاش‌های اصغر علمی به صورت کامل تصحیح شده و در انتشارات اندیشه نو به چاپ رسیده است. شریف تبریزی همچنین یک مجموعه اشعار شامل قصیده و غزلیات ناپسند را گردهم آورده و آن را سهواللسان نامید، که همین باعث شد استادش لسانی از وی آزرده خاطر شود. حیدری تبریزی در پاسخ به این دیوان رساله لسان الغیب را سروده است.علی ناظم
علی نظام (متولد 1906 میلادی در تبریز) با نام کامل علی اکبر محمد اوغلو محمود زاده از جمله شاعران آذربایجانی متولد تبریز، منتقد و نویسنده دوره معاصر است. وی در موسسه شرقی لنینگراد تحصیلات عالیه خود را آغاز کرده و در مسکو در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شد. وی در اولین روزنامه منتشر شده در تبریز با نام کمونیست همکاری داشته و به عنوان یک منتقد ادبی فعال عضو روزنامه حزب کمونیست شد. وی همچنین در جمهوری آذربایجان از بنیانگذاران نقد مارکسیستی شناخته می‌شود. از آثار مشهور او عبارتند از: در ادبیات کارگری، انقلاب فرهنگی و مسائل مربوط به میراث فرهنگی، روش‌های تئاتر ما، برای مطالعه کلاسیک لنینیستی، اکتبر و نقد ما.علی فطرت
علی فطرت (متولد سال 1890 میلادی) از جمله شاعران اهل آذربایجان ترک زبان است که معروفیت او بیشتر به دلیل غزل‌ها و اشعار ملی است. وی از جمله موسس‌های انجمن ادبی «مجلس شاعران» است که در سال 1945 در تبریز تأسیس شد. پس از سقوط دولت پیشه‌وری دستگیر شده و تا سال 1948 زندانی شد. وی پس از چند ماه آزادی از زندان درگذشت. از جمله آثار وی می‌توان به بوم و بلبل و دیوان فطرت اشاره کرد.

پرغم تبریزی
میرزا احمد پرغم تبریزی، که با نام پرغم تبریزی معروف است در سال 1280 قمری در تبریز متولد شد و یکی از شاعران اهل آذربایجان محسوب می‌شود. پرغم تبریزی یکی از شاعران تبریزی است که در مرزهای امپراطوری عثمانی همیشه در حال گشت و استراحت بود و در همانجا به اصرار علیشاه با مولف حدیقه الشعرا ملاقات کرد. آثار وی به دو زبان ترکیب و فارسی بودند. از معروف‌ترین آثار وی دیوانی به نام غم خانه است که به صورت مکرر در تبریز به چاپ رسیده است.همام تبریزی
همام تبریزی (متولد 636 هجری) یکی از شاعران اهل آذربایجان است که اشعار وی غالباً به زبان فارسی سروده شده است. وی یکی از پیروان و دوست‌داران سعدی شیرازی بود و همواره با وی مکاتبه می‌کرد. گفته می‌شود وقتی سعدی به آذربایجان سفر کرده بود با همام دیدار نیز داشته است. وزن و قافیه و ردیف مورد استفاده در برخی از غزلیات همام تبریزی بر مبنای غزل‌های سعدی بوده است.میرزا رحیم بهشتی تبریزی
میرزا رحیم بهشتی تبریزی (شاعر متولد تبریز) نیز از جمله افرادی است که نام آن در لیست شاعران تبریزی قرار می‌گیرد، اما اطلاعات زیادی از وی در دسترس نیست. بهشتی تبریزی شاعر و پزشک بوده و شاگرد لعلی تبریزی بود. وی علاوه بر شعر و متون ادبی همچنین به نگارش کتب علمی نیز پرداخته است. وی در سال 1932 میلادی در تبریز وفات یافته است.عصار تبریزی
حاجی شمس‌الدین محمد عصّار تبریزی عصار تبریزی از جمله قصیده سرایان ایرانی مربوط به سده هشتم هجری است. علاوه بر اینکه عصار تبریزی یکی از شاعران اهل تبریز است، وی همچنین در حوزه ریاضیات و اخترشناسی نیز ورود کرده بود. وی در سال 792 هجری در تبریز درگذشت و در کنار استاد خود، مولانا عبدالصمد در گورستان چرنداب تبریز به خاک سپرده شد.فاضل خان شیده
فاضل خان شیده، که نام اصلی وی ملا فتح الله شیده است در سال 1783 میلادی در تبریز زاده شد و از جمله شاعران تبریزی و سیاستمداران ایرانی شناخته می‌شود. او از آن جهت که سیاستمداری تحت تعقیب بود، در سال 1838 ایران را ترک کرده و به تفلیس رفت. وی در آنجا در انجمن ادبی دیوان حکمت فعالیت بسیار زیادی داشت. وی در نهایت در سال 1852 در تفلیس درگذشته است.صاین تبریزی
یکی دیگر از شاعران اهل تبریز مولانا خواجه صاین الدین یحیی ملقب به صاین تبریزی است که از صوفیان و شاعران صده هفتم هجری تبریز شناخته می‌شود. وی خرقه خود را از پدرش خواجه عبدالعزیز و وی نیز از پدرش موفق الدین محتسب دریافت کرده و جد اعلای صاین تبریزی جنید بغدادی بود. وی در سال 683 هجری درگذشت و در گورستان معروف مقبره الوزرای تبریز (چرنداب) به خاک سپرده شده است.علی خاقانی شروانی
افضل الدین بدیل بن علی خاقانی شروانی، متخلص به خاقانی (متولد 520 قمری) یکی از معروف‌ترین و نامدارترین شاعران ایرانی و همچنین بزرگ‌ترین قصیده سرایان شعر و ادب فارسی است. حسّان العجم یکی از القاب مهم و معروف وی است. با اینکه خاقانی متولد تبریز نبود و تا آخر عمر خود نیز به تبریز سفر نکرده بود، اما خواستیم این نام نیز در لیست شاعران تبریزی قرار بگیرد، چراکه وی در اواخر عمر خود به تبریز آمده و در همینجا درگذشت و در مقبره الشعرای تبریز مدفون شده است. گفته می‌شود وی در سال 595 و یا 582 فوت شده است.
امیدواریم این مطلب جامع در مورد شاعران معروف تبریز و اهل آذربایجان بتواند یک راهنمای کامل و مفیدی برای تمام بازدیدکنندگان محترم یوردوز واقع شود. تهیه لیست کامل شاعران و جمع‌آوری محتوا برای تک تک آن‌ها کاری ساده نبود. از تمام بازدیدکنندگان درخواست می‌شود چنانچه اطلاعات بیشتری در مورد هریک از شاعران بدون اطلاعات داشته یا به نظرتان یکی از آن ها به نادرستی معرفی و ارائه شده است در مورد اصلاح و اضافه کردن محتوای بیشتر به این مطلب جامع ما را یاری کرده و با ما تماس بگیرید.
دسته‌بندی محتوایی

کاپیتولاسیون


مفهوم کاپیتولاسیون
کاپیتولاسیون یک مفهوم حقوقی است که متأسفانه در دوران تاریخ معاصر با به وجود آمدن پدیده استعمار و احیاء برده ‌داری و حاکمیت نظام سرمایه‌داری به صورت احقاق حقوق استعماری درآمده است.
اصطلاح کاپیتولاسیون که واژه لاتین آن‌ (Capitulation) یا کلمه ایتالیایی (Capitulazione) و یا واژه فرانسوی (Capitulaire) است، از ریشه‌ لاتین(Capitulate) به معنای شرط گذاشتن و در لغت به معنای سازش و تسلیم است که به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد و یا خود عهدنامه نیز گفته می­ شود. در برخی منابع، کاپیتولاسیون را «صلح موقت» ترجمه کرده اند؛ زیرا مسلمانان معتقدند صلح همیشگی میان کفار و مسلمانان ممکن نیست.
کاپیتولاسیون بدون توجه به معنای لغوی آن در اصطلاح حقوقی سیاسی به اسناد یک جانبه یا عهود یا قراردادهایی گفته می­­­­شود که به موجب آنها، شهروندان یک دولت در قلمرو دولتی دیگر از نظر امور حقوقی و کیفری، تابع قوانین کشور خود هستند و آن قوانین را کنسول آن دولت در محل اجرا می‌کند، از این رو آن را در فارسی حق قضاوت کنسولی نیز گفته‌اند. این‌گونه قراردادها را اغلب دولت‌های اروپایی با دولت‌های آسیایی و افریقایی می‌بستند، زیرا دستگاه قضایی این کشورها را برای حمایت کافی از شهروندان خود توانا نمی‌دانستند. 
علی اکبر دهخدا درباره مفهوم کاپیتولاسیون معتقد است؛ معاهداتی که به موجب آن بیگانگان حق اقامت در کشور دیگری را برای خود تحصیل و از برخی حقوق و مزایا به طور اختصاصی بهره‌مند می‌شوند و به عبارت دیگر کاپیتولاسیون عبارت است از حق قضاوت خارجیان در کشور بیگانه.»
در تعریفی دیگر آمده؛کاپیتولاسیون معاهده‌ای است که به موجب آن هرگاه یکی از اتباع کشوری وارد کشور دیگری شود، آن شخص تحت حوزه قضایی کشور خود بوده و اعمال قضاوت از طریق کنسول‌های محلی صورت می‌پذیرد. این معاهدات عموما بین کشورهای اروپایی از یک سو و کشورهای آسیایی و آفریقایی از سوی دیگر منعقد ‌شده است. توجیه این امر از سوی کشورهای اروپایی این است که چون مؤسسات و سازمان‌های آنها در کشورهای هدف، دقیقا مورد حمایت واقع نمی‌شود، چنین تمهیداتی ضروری است. 
همچنین در جایی دیگر برای مفهوم عام حقوقی کاپیتولاسیون آمده، که آن عبارت است از نظام قضاوت کنسولی و برخی تضمینات، و امتیازات و مصونیت ­های قضائی که به موجب تصمیمات یک­جانبه یا عهود یا اسناد قضایی دیگر که به اتباع مسیحی در سرزمین‌های غیرمسیحی داده می‌شد. این امر در ممالک و سرزمین‌های مزبور و به طور کلی اتباع بیگانه حتی گاهی بدون رعایت اصل عمل متقابل از حدود صلاحیت مقامات قضایی محلی خارج بوده و تابع صلاحیت مقامات و به ویژه مأمورین کنسولی و سیاسی دولت متبوعه خود محسوب می‌شدند و دعاوی و شکایات و محاکمات مربوط به امور جزایی آنان به وسیله کنسول یا نماینده دولت متبوع آنان حل و فصل می‌شد. معاهدات‌ یا فرمان­های‌ موسوم‌ به ‌کاپیتولاسیون ‌نوعی ‌تضمین‌ رسمی ‌جهت ‌ایجاد و ادامه‌ این‌ حق ‌و امتیاز به‌ شمار می‌رفتند لیکن‌ منبع ‌حقوقی ‌امتیازات ‌مورد بحث ‌تنها عهود نبودند. 
پیشینه کاپیتولاسیون در جهان
کاپیتولاسیون ‌سابقه‌ای ‌دیرینه ‌دارد. حتی‌ در زمان‌ دوران‌ درخشش ‌تمدن ‌رم‌ باستان ‌نیز کاپیتولاسیون ‌وجود داشته ‌است‌. «در الواح‌12 گانه ‌حقوق‌ رم ‌به ‌این ‌امر اشاره ‌شده و بیگانگان‌ از حمایت ‌قانون‌ محروم شده‌ بودند. اما در اثر نیازمندی­ های ‌بازرگانی‌ امپراطوری ‌رم‌ به ‌تدریج ‌وضع ‌قابل ‌تحملی ‌برای ‌بیگانگان ‌پیش‌ بینی‌گردید.»
کاپیتولاسیون که عبارت بود از حقوق­ ویژه در بیزانس به اتباع شهرهای تکامل یافته تجاری آن زمان در ایتالیا نظیر ژن، پیزا و غیره داده شد. در آن قرون این حقوق اعطاء شده را دولت محل می­ توانست طبق منابع خود تغییر دهد و یا ملغی کند.
در اواخر قرن ‌15 میلادی‌که‌ روابط‌ تجاری ‌اروپا و آسیا گسترش ‌یافت‌، بازرگانان ‌اروپایی ‌به‌ مشرق ‌زمین‌ روی ‌آوردند و در اثر ارتباطات ‌آنها با اهالی‌کشورهای ‌شرقی‌، مسایلی ‌حقوق ‌پدید آمد. از این­رو می­توان گفت، از این قرن به بعد کاپیتولاسیون ‌به ‌عنوان ‌یک ‌حربه ‌سیاسی ‌و دیپلماتیکی ‌برای ‌به ‌انقیاد و به‌ بندکشیدن ‌ملل ‌و جوامع‌ گوناگون‌ از طرف ‌استعارگران ‌اتخاذ شد. این‌ حربه‌ شوم‌ استعماری‌ به ‌این ‌بهانه‌ که‌ مردم‌کشورهای‌ مستعمره‌ از نظر فرهنگی ‌در سطح ‌پائین ‌قرار دارند و از شعور کافی ‌برای ‌اداره‌ امور خویش ‌برخوردار نیستند و به ‌اصطلاح ‌هنوز از مرحله ‌بربریت ‌و توحش ‌به‌ در نیامده‌اند برای ‌اعمال ‌نفوذ در میان ‌جوامع ‌بشری ‌راه ‌خود را باز کرده و در نخستین گام کشورهای تحت امپراتوری عثمانی انتخاب و استعمارگران‌ فرانسوی ‌بر آنها مسلط ‌شدند.
بنابراین اولین قرارداد استعماری کاپیتولاسیون در ‌فوریه ‌1535م‌، 914ش بین سلطان ‌سلیم‌ اول‌ معروف‌ به‌ سلیمان‌حقوقی‌، پادشاه ‌عثمانی، و فرانسوی ‌اول‌ پادشاه ‌فرانسه‌ در قالب عهدنامه ‌بازرگانی ‌منعقد شد ‌و برای ‌اولین ‌بار، اتباع ‌فرانسوی ‌در خاک ‌عثمانی ‌تابع ‌احکام‌ کشور خویش ‌شدند. البته این معاهده در قراردادی در 28 مه‌1740 م‌، 1119 ش‌ بین ‌لوئی ‌پانزدهم‌ و سلطان ‌محمد اول‌ تکمیل گردید. البته مورخین ایتالیائی معتقدند که اولین مرتبه در سال 1453 م . پس از فتح قسطنطنیه بیگانگان توانستند که کاپیتولاسیون را به نفع اتباع خود از دولت عثمانی بگیرند ولی در حقیقت باید منشاء کاپیتولاسیون را در سال 1535 دانست. 
بعد از دولت ‌اسلامی ‌عثمانی‌ رژیم ‌کاپیتولاسیون‌ در کشورهای ‌اروپایی‌، آسیایی ‌و آفریقا برقرار گردید و کشورهایی ‌مثل‌ ژاپن‌، مراکش‌، یونان‌، عراق‌، مصر، چین‌... این ‌امتیاز را به ‌کشورهای ‌قدرتمند دادند. اگرچه ‌عده‌ای ‌معتقدند دول ‌اسلامی ‌براساس ‌مدارای ‌اسلامی ‌این ‌امتیازات ‌را اعطاء کردند نه از روی ‌ضعف‌ و سستی‌، به ویژه‌که‌ دولت ‌عثمانی‌ در اوج ‌قدرت‌ هم ‌بود.
پیشینه کاپیتولاسیون در ایران
از آنجاکه معاهده هایی همچون کاپیتولاسیون به روابط بین کشورها بستگی دارد از این­رو سر آغاز این معاهده ننگین در ایران را بایستی از آغاز روابط سیاسی و رسمی اروپاییان با ایرانیان تقریبآ از نیمه دوم قرن 16 میلادی دانست.
در دوران صفویه و به ویژه دوره شاه ‌عباس این ارتباطات به گونه بارزی برقرار می‌گردد. از آنجا که پرتغالی‌ها و عثمانی‌ها، راه بازرگانی ایران با اروپا را به شیوه‌هایی بسته بودند، شاه عباس سعی می‌کرد با برقراری پیمان دوستی و بازرگانی با دولت‌های اروپایی، ارتباط تجاری میان ایران و اروپا را برقرار سازد.
یکی از کشورهایی که مشمول سیاست برون مرزی شاه عباس (احترام و قبول کشیشان عیسوی) گردید هلند بود. بازرگانان کمپانی هند شرقی هلند در سال 1033.ق / 1623.م  یک پیمان بازرگانی با ایران بستند که در این پیمان ضمن آنکه آنان از استقلال و حقوق کاپیتولاسیونی برخوردار گشتند، مردمشان نیز حق داشتند در ایران کلیسا و مراکز مذهبی برپا کنند. 
در دوران زندیه نیز کریم‌خان زند در سال 1176.ق / 1763.م درباره برقراری داد و ستد و ساختن کارخانه فرمانی امضا کرد که طی آن انگلیسی‌ها اجازه یافتند هر مقدار زمین که در هر نقطه بوشهر یا در هر بندر دیگر خلیج فارس برای ساختن کارخانه نیاز داشتند تهیه کنند و هر مقدار توپ که لازم داشتند می‌توانستند در آنجا نصب کنند و به علاوه در هر قسمت از قلمرو ایران که می‌خواستند کارخانه تاسیس نمایند. افزون بر این، کریم‌خان در بخشی دیگر از فرمان خود مقام‌های انگلیسی را مجاز ‌ساخت در صورتی که هر ایرانی به انگلیسی‌ها بدهی داشته باشد و از پرداخت آن سر باز زند و فرماندار محل هم بدهکار را به پرداخت حقوق خود وادار نکند «مامور انگلیس اختیار احقاق حق دارد و می‌تواند مدیون را به پرداخت وام خود ناگزیر سازد.» بدین‌سان کریم‌خان چه‌بسا ناآگاهانه به انگلیسی‌ها در درون مرزهای ایران حق حاکمیت بخشید. از این مهم‌تر و حساس‌تر آنکه کریم‌خان با تصریح به اینکه «مترجمان، دلالان و دیگر گماشتگان کمپانی هند شرقی انگلیس، تابع رای و قضاوت روسای خود می‌باشند»، آنچه را در اصطلاح روابط بین‌المللی به کاپیتولاسیون تعبیر می‌شود به مقام­ های انگلیسی بخشید. 
اما آنچه که به طور رسمی کاپیتولاسیون بر ایرانیان تحمیل شد قبل از سال 1343 ش در دوران قاجاریه و زمان فتحعلی شاه است.
همانطور که گفته شد، مقررات کاپیتولاسیون اگرچه از دوران صفویه به صورت نانوشته در مورد تجار و اتباع اروپایی رعایت می‌شد، اما به صورت قانون، از دوران قاجار و متعاقب جنگ‌های ایران و روس به اجرا درآمد. این مقررات برای اولین بار در 1828 م. به موجب عهدنامه ترکمانچای از طرف دولت روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد. پس از آن بود که انگلستان و سایر کشورهای اروپایی رسماً از این امتیاز بهره‌مند شدند. فصل هفتم‌، هشتم و نهم معاهده ترکمانچای که به مسایل حقوقی و جزایی اتباع روسیه در ایران مربوط است‌، مهمترین قسمت عهدنامه بود؛ چرا که با اجرای این فصول رژیم کاپیتولاسیون به نفع روس­ها برقرار شد.
در زمان فتحعلی‌شاه دور دوم جنگ‌های روسیه و ایران با شکست ایران پایان یافت و عهدنامه ترکمنچای در 5 شعبان 1243.ق / 10 فوریه 1828.م بر کشورمان تحمیل گشت. طی این معاهده علاوه بر شهرها و ایالاتی که در عهدنامه گلستان به روسیه واگذار شده بودند شهرهای نخجوان، ایروان، طالش، قره‌باغ و شوره‌گل از ایران جدا گشتند. در فصل هفتم و هشتم قسمت بازرگانی عهدنامه ترکمنچای، که مربوط به حقوق کاپیتولاسیون اتباع روسیه می‌باشد، چنین آمده است: «فصل هفتم. همه محاکمه و کارهای اختلاف‌آمیز در میان اتباع روسیه تنها مورد دقت و تصمیم نمایندگان یا کنسول‌های اعلی‌حضرت امپراتور و بنا بر قوانین و رسوم امپراتوری روسیه قرار خواهد گرفت، همچنین محاکمه‌ها و اختلاف‌ها در میان اتباع روسیه و اتباع دولت دیگر هنگامی که هر دو طرف بدان رضایت دهند. هنگامی که در میان اتباع روسیه و اتباع ایران محاکمه یا اختلاف در بگیرد، این محاکمه و اختلاف‌ها رجوع به حاکم یا فرماندار خواهد شد و تنها در حضور مترجم نمایندگی یا کنسول در آن رسیدگی و قضاوت خواهند کرد. ماده هشتم: هنگام قتل یا جنایت دیگری که اتباع روسیه نسبت به یکدیگر بکنند قضاوت در آن مورد تنها وظیفه وزیر مختار یا کاردار و یا کنسول روسیه بنا بر حق قضاوتی که درباره هم‌وطنانشان به ایشان داده شده خواهد بود. اگر یکی از اتباع روسیه با کسانی که از ملت دیگری هستند به محاکمه جنایی جلب شود به هیچ وجه نمی‌توانند او را دنبال و گرفتار کنند مگر آنکه همدستی او در آن جنایت مدلل شده باشد و حتی در این مورد مانند آنکه یکی از اتباع روسیه مستقیما متهم به جنایتی شده باشد دادگاه‌های کشور نمی‌توانند به رسیدگی و قضاوت در این جنایت بپردازند مگر در حضور فرستاده نمایندگی یا کنسولگری روسیه و اگر این نماینده در محلی که جنایت روی داده است نباشد کارگزاران محل، مقصر را به جایی خواهند برد که کنسول یا گماشته رسمی روسیه در آنجا باشد. حاکم و قاضی محل گواهی‌های به سود یا زیان مقصر را به دقت ثبت خواهد کرد و امضای خود را بدان خواهند گذاشت. این گواهی‌ها که بدین گونه آنها را به جایی که جنایت را باید در آنجا محاکمه کنند خواهند برد اسناد و مدارک معتبر محاکمه خواهد بود مگر آنکه مقصر آشکارا بطلان آنها را ثابت کند. هنگامی که متهم به حق اطمینان یافت و حکم داده شد مقصر را به وزیر مختار یا کاردار یا کنسول اعلی‌حضرت امپراتور می‌سپارند و وی او را به روسیه خواهد فرستاد که کیفر قانونی به او داده شود.» 
اما کاپیتولاسیون در قرن بیستم رفته‌ رفته لغو شد. ابتدا ژاپن آن را لغو کرد و پس از آن ترکیه، تایلند، ایران، مصر و چین ، اما ‌این قانون ننگین در سال 1343 در زمان دولت اسدا... علم و حسن علی منصور دوباره به نفع اتباع امریکا در ایران به تصویب رسید.
ماجرای لغو کاپیتولاسیون ناشی از عهدنامه ترکمنچای
تزلزل پایه قانون کاپیتولاسیون در ایران را باید در معاهده‌ای که بین ایران و دولت شوروی (بعد از انقلاب بلشویکی لنین) منعقد شد جستجو نمود. سردمداران حکومت جدید شوروی، که متوجه ظلم و تعدی بیش از حد تحمل رژیم تزاری بر ایران شده (و خود نیز علیه ظلم و اجحاف رژیم تزار قیام نموده بودند) و هنوز به عنوان رژیمی انقلابی و ضدامپریالیست و مخالف بهره‌کشی از انسان­ها مطرح بودند، در 7 اسفند 1299.ش/26 فوریه 1921.م طی عهدنامه مودتی با امضای مشاورالممالک، نماینده ایران، و چیچرین و کاراخان، نماینده‌های شوروی، از کلیه حقوق و امتیازاتی که در دوران تزارها به زور و جبر از ایران گرفته شده بود صرف‌نظر نمودند و متعهد شدند به سیاست تجاوزکارانه و ظالمانه خاتمه دهند تا ایران بتواند به سرنوشت خود مسلط گردد. شوروی کلیه قروض ایران را، که بالغ بر یازده ‌میلیون لیره انگلیسی می‌شد، بخشید و امتیاز خطوط آهن و راه‌های شوسه و تاسیسات بندری و گمرک­های شمال ایران و نیز بانک استقراضی، خطوط تلگرافی، جزیره آشوراده و سایر جزایر مجاور استرآباد و قصبه فیروز را، که در دست روس­ها بود، به ایران واگذار نمود و ایران حق کشتیرانی آزاد در دریای خزر را به دست آورد و نیز روسیه از حق کاپیتولاسیون صرف‌نظر کرد. 
ایران نیز چند سال بعد در دوران پهلوی اول با دستور رضاشاه در تاریخ 19اردیبهشت 1306.ش/10 مه 1927.م نامه‌ای به وزرای مختار دول بیگانه در ایران فرستاده و در آن آمده بود: «آقای وزیرمختار محترم، چنان‌که خاطر محترم آن جناب مستحضر گردیده است، اراده سنیه اعلی‌حضرت شاهنشاه بر این قرار گرفته که قضاوت کنسول‌ها و مزایای اتباع خارجه در مملکت ایران، که معمولا به حقوق کاپیتولاسیون تعبیر می‌شود، موقوف و ملغی گردد و البته تصدیق می‌فرمایید که تغییرات کلی در اوضاع این مملکت و افکار عامه روی داده و اجرای این نیت را ایجاب می‌نماید.» و به این ترتیب قانون کاپیتولاسیون از ایران برچیده شد. 
اما این ظاهر قضیه بود، چراکه چند روز بعد ابلاغیه‌هایی از طرف وزارت امور خارجه جدید ایران به بعضی سفارتخانه‌های اروپایی‌، از جمله انگلستان‌، آلمان‌، هلند، سوئیس و... ارسال شد و در آنها حقوق ویژه و مزایای سیاسی و اقتصادی و قضایی کشورهای متبوع آنها محترم شمرده شد. این نامه‌ها و موافقت‌هایی که با درخواست وزیران مختار بعضی کشورهای اروپایی برای حفظ اعتبار و آزادی‌های قضایی اتباعشان در ایران می‌شد، نشان می‌داد که هدف رضاخان از اعلام لغو کاپیتولاسیون، صرفاً تبلیغ وجهه ضد استعماری برای خود در ایران آن روز، به مدد مطبوعات و رسانه‌های گروهی بود.
برای مثال در همان روز 20 اردیبهشت 1307 که رسماً تمامی معاهدات تضمین کننده امتیازات خارجی‌ها در ایران باطل اعلام شد، وزارت امور خارجه ایران در نامه‌ای به "روبرت هانری کلایوگ وزیر مختار انگلیس در تهران، دولت متبوع وی را از آزادی اتباع انگلیسی در ایران همچون روال گذشته مطمئن ساخت‌. این نامه در 18 بند شامل تعهد سیستم قضایی ایران به حفظ حقوق، اختیارات و مایملک اتباع انگلیسی برای وزیر مختار آن کشور در تهران ارسال شد. وزارت خارجه ایران در همان روز در نامه دیگری وزیر مختار انگلستان را از آزادی فعالیت مذهبی میسیونرهای آن کشور نیز مطمئن ساخت. چنین نامه‌هایی در 24 و 26 اردیبهشت برای سفارت امریکا و در 25 اردیبهشت همان سال برای وزیر مختار آلمان در تهران ارسال شد. سپس در مراحل بعد، پیمان­ های جداگانه دیگری با هدف احیاء مقررات کاپیتولاسیون با فرانسه‌، سوئد، دانمارک و سایر کشورهای مقتدر آن روز اروپا به امضاء رسید.
ورود آمریکایی­ ها به ایران و اعطای کاپیتولاسیون به آنها
بانی اصلی باز شدن پای امریکایی‌ها به ایران پس از جنگ جهانی دوم و واگذاری امتیازات قضایی و امنیتی به آنان، 
"قوام­السلطنه" بود. اولین دسته از نیروهای نظامی امریکا تحت عنوان "میسیون نظامی"، آذر 1321 ـ دوره نخست وزیری قوام­السلطنه ـ با مصونیت­های قضایی وارد ایران شدند.
در دوران نخست وزیری سهیلی نیز قراردادهای دیگری در زمینه استخدام مستشاران امریکایی، به بهانه اصلاح سیستم اداری ارتش به امضا رسید که هریک از آنها دربرگیرنده امتیازات خاصی برای خانواده‌ها و وابستگان نظامیان امریکایی بود. اما نقطه اوج این امتیازدهی‌ها همان طور که گفته شد به دوران نخست وزیری حسنعلی منصور و امیراسدا... علم باز می‌گردد.
دولت‌ قوام‌ در مهر 1326 موافقت‌نامه‌ای‌ را با طرف‌ آمریکایی‌ به‌ امضا رساند که ‌استخدام‌ مستشاران‌ نظامی‌ را در انحصار دولت‌ آمریکا قرار می‌داد. دولت‌ حکیمی‌ این‌ موافقت‌نامه‌ را سال ‌بعد تمدید نمود و بر نفوذ آمریکاییان‌ در نیروهای‌ نظامی ایران‌ افزود. بعد از آن‌ گروه ‌مستشاری‌ نظامی‌ بزرگی‌ به‌ نام‌ (Armish) به‌ ایران‌ آمدند که‌ تا پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در نیروهای‌ سه‌گانه‌ی‌ ارتش‌ مشغول‌ بودند.
به‌ دنبال‌ تشدید جنگ‌ سرد، آمریکاییان‌ در صدد کمک‌ بیشتری‌ به‌ رژیم‌ شاه‌ برآمدند تا به‌ عنوان‌ پایگاهی‌ در مقابل‌ نفوذ کمونیسم‌ مانع‌ توسعه‌‌ شوروی‌ شوند؛ از این‌ جهت ‌ثبات‌ رژیم‌ شاه‌ برای‌ آمریکاییان‌ در اولویت‌ قرار گرفت‌. جان‌ وایلی‌ سفیر ایالات‌ متحده‌‌ آمریکا در ایران‌ (29ـ 1327) به‌ وزارت‌ امور خارجه‌‌ آمریکا نوشت‌: « ایران ‌نیازمند ارتشی‌ است‌ که‌ بتواند نظم‌ داخلی‌ را در کشور برقرار نگاه‌ دارد، ارتشی‌ که‌ هرگونه‌ شورشی‌ را از هر کجا و از هر کس‌ که‌ انجام‌ گرفته‌ و یا تشویق‌ شده‌ باشد سرکوب ‌نماید. » به‌ دنبال‌ این‌ سیاست‌ دفتر اصل‌ 4 ترومن‌ در ایران‌ تأسیس‌ شد و به‌ تقویت‌ و سازماندهی‌ ارتش‌ پرداخت‌.
در زمان‌ آیزنهاور بخشی‌ از استراتژی‌ دولت‌ وی‌ تقویت‌ نیروهای‌ ضد شوروی‌ بود؛ لذا به‌ آموزش‌ و تجهیز نیروهای‌ شبه‌ نظامی‌ ایران‌ مبادرت‌ ورزید. مستشاران‌ آمریکایی‌ به‌ آموزش‌ ژاندارمری‌ برای‌ حفظ‌ نظم‌ در مناطق‌ روستایی‌ و آموزش‌ شهربانی‌ و اطلاعات‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ شهرها پرداختند. این‌ سه‌ سازمان‌ تقویت‌ شدند تا به‌ عنوان‌ ابزار سرکوب‌ شاه‌ مسئول‌ ثبات‌ ایران‌ باشند.
دولت‌ آمریکا پس‌ از کودتای‌ 28 مرداد به‌ آمریکایی‌ شدن‌ ایران‌ سرعت‌ بخشید. در این‌ راستا ایران‌ را وادار کرد تا در پیمان‌ سنتو عضو شود. پس‌ از آن‌ آمریکا « یک‌دانشکده‌‌ افسری‌ مطابق‌ الگوی‌ وست‌ پوینت‌ ایجاد کرد... درجه‌داران‌ تکنسین‌، مکانیک‌های‌ هواپیمایی‌، متخصص‌های‌ بیسیم‌ و خدمه‌ مدرن‌ترین‌ سلاح‌ها، همه‌ به‌آمریکا اعزام‌ می‌شدند.»
به‌ علاوه‌ آمریکایی­ها‌ در راستای‌ سیاست‌ محدودسازی‌ نفوذ شوروی‌ بین‌ سال‌های‌1326 تا 1330 مجموعاً 175 میلیون‌ دلار به‌ ارتش‌ ایران‌ کمک‌ نظامی‌ کردند. هدف ‌آمریکایی­ها‌ این‌ بود که‌ ارتش‌ 150 هزار نفره‌‌ ایران‌ را به‌ یک‌ ارتش‌ 500 هزار نفره ‌افزایش‌ دهند تا قابلیت‌ شرکت‌ در پیمان‌ نظامی‌ سنتو را داشته‌ باشد. آمریکایی‌ شدن‌ سیستم‌ نظامی‌ ایران‌، نیاز ارتش‌ را به‌ مستشاران‌ نظامی‌ روز به‌ روز افزایش‌ می‌داد.
بعد از آیزنهاور، کندی‌ نیز همان‌ استراتژی‌ مهار نفوذ را با روش‌هایی‌ نوین‌ و با شدت ‌بیشتر ادامه‌ داد. طرح‌ اتحاد برای‌ پیشرفت‌ کندی‌ حاوی‌ دو اقدام‌ برای‌ جلوگیری‌ از نفوذ کمونیسم‌ در کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ بود: اصلاحات‌ و در صورت‌ ناموفق‌ بودن‌ آن ‌سرکوب‌. سرکوب‌ نیازمند تأسیس‌ یک‌ نیروی‌ نظامی‌ ضد شورش‌ بود. « برای‌ آمریکای ‌لاتین‌ و نیز سایر کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ وسیله‌ دولت‌ کندی‌ برای‌ سرکوبی‌ کمونیست‌ها، نیروی‌ نظامی‌ نوینی‌ به‌ نام‌ نیروی‌ ضد شورش‌ بود. این‌ نیرو که‌ هم‌ردیف‌ کلاه‌ سبزهای‌ آمریکا بود، در ایران‌ کلاه ‌قرمزها نامیده‌ شد.» برای‌ آموزش‌ و تربیت‌ کلاه‌ قرمزها تعداد زیادی‌ از درجه‌داران‌ ارتش‌ آمریکا به‌ ایران‌ آمدند. گسترش‌ روزافزون‌ مستشاران ‌آمریکایی‌ آن‌ هم‌ در حد گروهبان‌، منجر به‌ افزایش‌ جرم‌ و جنایت‌ نیروهای‌ آمریکایی‌ در ایران‌ شد. 
پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 32 و سقوط دولت دکتر مصدق، آمریکایی­ها یکتاز عرصه سیاست داخلی و خارجی ایران و عملا جایگزین انگلیسی ­ها شدند. از اینرو، آمریکایی­ها برای اینکه راحت­تر در امور ایران دخالت داشته و نیروها و اتباعشان از هر جهت در ایران آزادی عمل داشته باشند، لذا همواره به دنبال گرفتن امتیاز کاپیتولاسیون از رژیم پهلوی بودند. پس از تصویب پیمان وین در 18 آوریل ۱۹۶۱ مطابق با ۲۹ فروردین ۱۳۴۰ که بر اساس ماده 37 آن آمده است: «دیپلمات‌های هر کشور در کشور دیگر از مصونیت برخوردارند، گاه این مصونیت، مصونیت قضایی است. دیپلمات دارنده این مصونیت در صورت ارتکاب جرم در کشور میهمان از تعقیب‌های قانونی و مجازات مبری است و رسیدگی به اتهام او به کشور متبوعش ارجاع داده می‌شود.» در همین راستا، سفارت امریکا در تهران، طی‌ یادداشتی‌ در 19 مارس‌ 1962 (اسفند 1340) درخواست‌ کرد تا هیئت‌ مستشاری‌ نظامی‌ آمریکا از امتیازات‌ و مصونیت‌های‌ مربوط‌ به‌ کارمندان‌ سیاسی‌ پیش‌بینی‌ شده‌ در قرارداد وین‌ برخوردار شوند. پس‌ از مکاتباتی‌ که‌ بین‌ مقامات‌ رژیم‌ و سفارت‌ آمریکا به‌ عمل‌ آمد، دولت ایران پس از یک سال تامل، سرانجام در اسفندماه 1341 پاسخ داد که باید بین اعضای بلندپایه هیئت مستشاری که گذرنامه سیاسی دارند و بقیه اعضای آن تفکیک قائل شد.
سرانجام ایران طی یادداشتی به سفارت آمریکا اعلام کرد که با اعطای مصونیت سیاسی به اعضای بلند پایه هیئت مستشاری آمریکا موافق نیست اما در عوض حاضر است به رئیس و اعضای بلندپایه و حتی جزء هیئت مستشاری، مزایا و مصونیت‌های مربوط به کارمندان اداری و فنی را که در ضمیمه کنوانسیون وین مندرج است، در صورت تصویب مجلسین اعطاء کند. یعنی در واقع به جای این که به چند افسر آمریکائی مصونیت بدهد به کلیه افراد نظامی و غیرنظامی و فنی و خانواده‌هایشان برای اعمالی که در خارج از وظایفشان مرتکب می‌شدند، مصونیت قضائی اعطاء کرد.
دولت آمریکا این پیشنهاد راپذیرفت، مشروط بر این که شامل کلیه کارمندان وزارت دفاع آمریکا اعم از نظامی و غیرنظامی شود که درخدمت دولت ایران هستند. دولت‌ علم‌ در 13 مهر 1342 تصویب‌ نمود که‌ پس‌ از تصویب‌ قرارداد بین‌المللی‌ وین‌ از طرف‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و سنا، رئیس‌ و اعضای‌ هیئت‌ مستشاری‌ نظامی‌ آمریکا در ایران‌ از مزایای‌ کارمندان‌ اداری‌ و فنی‌ قرارداد وین‌ بهره‌مند گردند. بر این اساس، کابینه امیراسدا... علم در تاریخ 26/ 8/ 42 لایحه‌ای به شرح زیر به مجلس سنا تقدیم کرد:
به طوری که خاطر نمایندگان محترم مستحضر است، طبق قوانینی که در سال 1322 گذشت به دولت اجازه داده شد هیئت‌هایی از وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا به عنوان مستشار برای وزارت جنگ و اداره کل ژاندارمری ایران استخدام کند. چون در قوانین فوق الذکر و نیز در موافقت‌‌نامه‌های مربوط به این هیئت‌ها، وضع کارمندان آنها کاملاً روشن نبوده، اخیراً که موضوع تمدید مدت خدمت آنان طبق معمول و به موجب تصویب­نامه شماره 4/ 2562 مورخ 13/ 7/ 1342 هیئت وزیران موافقت شد که یادداشت‌هایی بین وزارت امورخارجه شاهنشاهی و سفارت کبرای دولت ایالات متحده آمریکا در تهران مبادله شود و اجرای مفاد آن موکول به زمانی شود که ابتدا قرارداد وین درباره روابط سیاسی، منعقده در 29 فروردین 1340 و متعاقب آن مفاد یادداشت‌های مورد بحث از تصویب قوه مقننه بگذرد.
علی هذا متن یادداشت وزارت امورخارجه و ترجمه خارجی یادداشت سفارت کبرای ایالات متحده آمریکا را در این زمینه تقدیم و تقاضا دارد بعد از تصویب قرارداد وین، ماده واحده زیر را مطرح و مورد تائید قرار دهند.
ماده واحده: مجلس سنا درجلسه خود متن یادداشت شماره 8296 مورخ 26/ 8/ 1342 وزارت امور خارجه شاهنشاهی و یادداشت شماره 299 مورخ 18 دسامبر 1963 سفارت کبری ایالات متحده آمریکا در تهران را تصویب و به دولت اجازه اجرای مفاد و تعهدات ناشی از آن را می­دهد. 
قرارداد وین و ماده واحده ضمیمه آن درجلسه 21 بهمن ماه 1342 به مجلس سنا تقدیم شد. پس از طی جریانات داخلی، مجلس سنا درجلسه 25 خرداد 1343 قرارداد وین را تصویب کرد، ولی ماده واحده را مطرح نکردند. شش هفته گذشت. مجلس سنا تعطیلات تابستانی خود را شروع کرده بود. دولت حسنعلی منصور درخواست کرد به منظور رسیدگی به لایحه تسهیل وصول مالیات‌ها و لایحه اصلاحی بودجه کل کشور جلسه فوق العاده تشکیل شود. جلسه مزبور از ساعت 7 صبح شنبه، سوم مردادماه 1343 تشکیل شد و تا نیمه شب به مذاکره درباره بودجه پرداخت ولی همین که مذاکرات خاتمه پیدا کرد ناگهان نخست وزیر تقاضا کرد ماده واحده مربوط به تصویب دو فقره یادداشت بین وزارت امورخارجه و سفارت آمریکا درتهران فوراً مطرح شود.
احمد میرفندرسکی معاون وزارت امورخارجه در دفاع از این لایحه اظهار داشت: « این مصونیت‌ها چیزی نیست که ما تنها داده باشیم، دولت‌های دیگر هم داده‌اند. دولت ترکیه هم داده. دولت یونان هم داده. این کار لازمه همکاری است که ما با دولت آمریکا داریم. اگر فرض بفرمایید که ما آن را به دولت دیگری هم بدهیم صحیح نیست. برای این که ما با دولت دیگری نه قرارداد دفاعی دوجانبه داریم و نه دولت دیگری را در دفاع از مملکت خودمان شریک کرده‌ایم».
سرانجام این لایحه بدون این که سناتورها اظهار نظر جدی درباره آن بکنند، در همان جلسه در ساعت 12 شب به تصویب رسید. در هرحال، اعطای مصونیت به مستشاران نظامی آمریکا از وعده‌هائی بود که خود شاه به آمریکا داده بود و نخست وزیر باید آن را پیاده مى‌کرد.
حسنعلی منصور نخست وزیر وقت این لایحه را در 21 مهر 1343 به مجلس شورای ملی برد و با 74 رای موافق و 61 رای مخالف به تصویب نمایندگان مجلس رساند.
اندکی بعد از تصویب کاپیتولاسیون، آمریکایی­ها مبلغ 200 میلیون دلار برای خرید تسلیحات از آمریکا در اختیار رژیم شاه گذاردند، محافل سیاسی ایران این وام را پاداش آمریکا به شاه در قبال تصویب کاپیتولاسیون، به شمار آوردند.
بعد از تصویب کاپیتولاسیون، آمریکا میدان فعالیت را وسیع‌تر یافت؛ تشکیلات سازمان سیا فعال‌تر شد و بسیاری از نیروهای اطلاعاتی خود را از قبرس روانه ایران کرد. جیمز بیل در کتاب «عقاب و شیر»، تصویب این لایحه را از بدترین و اشتباه‌آمیزترین کارهایی می‌داند که آمریکایی‌ها مرتکب شدند:
"کاپیتولاسیون اشتباه مرگ‌باری است که منافع آمریکا را دچار مشکل خواهد نمود. این عمل ناشیانه و زشت، نشانه‌ای از رفتار خشن و احمقانه امپریالیسم است، ولی با این همه، ما آن‌قدر فشار آوردیم تا به اجرا درآمد... برخلاف قرارداد کاپیتولاسیون که بیشتر در برگیرنده نظامیانی بود که در فراسوی دریاها خدمت می‌کردند؛ در تنظیم نوع ایرانی آن به طور استثنایی به ایالات متحده آمریکا اجازه داده شده بود تا در تمام موارد و در مورد تمام کارمندان (حتی غیرنظامی) تنها از حوزه قضایی خود استفاده کنند، ولو اینکه افراد مسئول در آمریکا نخواهند این کار را انجام دهند... این شکل از قرارداد که بین ایران و آمریکا منعقد شده بود به استثنای مواردی از آن در آلمان غربی، در هیچ‌یک از کشورهای دیگر سابقه نداشت و خصوصا به لحاظ کاربرد، بسیار گسترده می‌نمود، زیرا هرگونه نظارت قانونی ایرانیان را بر گروه‌های آمریکایی مستقر در ایران که دائما نیز رو به فزونی بود، بی‌اثر و خنثی می‌کرد و این می‌توانست به خویشان و بستگان آنها نیز بسط یابد." 
* خلاصه ای از خواسته­ های ‌آمریکائیان‌ در قالب ‌لایحه‌ کاپیتولاسیون:‌
ـ عدم ‌توقیف ‌و بازداشت ‌و انجام ‌رفتار مجرمانه ‌با آنان.‌
ـ ممانعت‌ از وارد آمدن ‌لطمه‌ به ‌آزادی‌ و شخصیت ‌و حیثیت ‌آمریکائیان.‌
ـ مصونیت ‌عمل‌ اقامت ‌خصوصی‌ (منزل‌)، مکاتبات‌ و اموال.‌
ـ مصونیت ‌جزائی‌ در حین ‌انجام ‌وظیفه.‌
ـ معافیت ‌از مقررات ‌بیمه‌های‌ اجتماعی.‌
ـ معافیت‌ از پرداخت ‌کلیه ‌عوارض ‌شخصی‌، مالی‌، مملکتی‌، منطقه‌ای ‌و یا شهری. ‌(جز در موارد محدود)
ـ معافیت ‌از انجام‌ خدمات ‌شخصی‌ عمومی ‌و الزامات‌ نظامی.‌
ـ معافیت ‌از پرداخت ‌حقوق ‌گمرگی. ‌(گاهی‌اوقات‌)
واکنش امام خمینی(ره) در قبال لایحه کاپیتولاسیون
رژیم پهلوی که به خوبى مى­دانست بازتاب عمومى این لایحه ننگین تا چه حد خطرناک خواهد بود، سانسور شدیدى بر رسانه‌هاى گروهى حاکم کرد تا هیچ­گونه خبرى در مورد لایحه کاپیتولاسیون به بیرون درز پیدا نکند. با این وجود، چند روزى از تصویب این لایحه نگذشته بود که مجله داخلى مجلس شوراى ملى که متن کامل مذاکرات مجلس را در برداشت به دست امام خمینى (ره) رسید.
امام خمینى (ره) پس از کسب اطلاع و یقین پیدا کردن از وقوع چنین موضوعی، به منظور افشاى این خیانت تصمیم گرفتند که طى ایراد نطقى، این عمل رژیم شاه را به اطلاع عموم برسانند. قبل از هر چیز، ایشان براى آگاه ساختن علما و روحانیون مرکز و شهرستان­ ها، پیک­ هایى همراه با نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمودند و خود نیز با مقامات روحانى قم به گفتگو نشستند. به تدریج تعداد کثیرى از مردم ایران وارد قم شدند، تا خود شاهد این سخنرانى باشند.

رژیم شاه که از برنامه سخنرانى حضرت امام (ره) اطلاع پیدا کرده بود، براى جلوگیرى از این سخنرانى نماینده اى به قم اعزام داشت. این فرد نتوانست به دیدار امام خمینى (ره) نایل گردد، ولى در دیدارى با فرزند امام، حاج آقا مصطفى خمینى، این پیام را براى حضرت امام (ره) فرستاد:
« ..... آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت مى ­کند و پول مى­ ریزد و از نظر قدرت در موقعیتى است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آیت‌ا... خمینى اگر این روزها بنا دارند نطقى ایراد کنند باید خیلى مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردى نداشته باشد که خیلى خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند حتى حمله به شاه چندان مهم نیست. »
این تهدیدات کوچکترین اثرى در عزم راسخ حضرت امام (ره)، نداشت و ایشان در روز 4 آبان 1343 ، سخنرانى بسیار آتشین، کوبنده و افشاگرانه به عمل آوردند و مردم ایران را از جزئیات این خیانت مطلع ساختند. حضرت امام خمینى (ره) این سخنرانى را که در روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) ایراد فرمودند، سخنان خود را با آیه استرجاع "انالله و اناالیه راجعون" شروع نمودند و طى آن شدیدترین حملات را مستقیماً علیه آمریکا و شاه وارد نمودند.
جیمز بیل، محقق آمریکایى، در مورد این سخنرانى چنین مى­ گوید: « این سخنرانى پرشور او، یکى از مهم ترین و تحریک کننده­ترین بیانات سیاسى ایراد شده در ایران در این قرن مى باشد. حضرت امام خمینى (ره) در این سخنرانى با کمال قدرت و به طور مستقیم، شاه و آمریکا را به دلیل تلاش براى نابود کردن یکپارچگى و استقلال ایران مورد حمله قرار داد. » 
حضرت امام خمینى (ره) در بخش ­هایى از سخنرانى خود چنین فرمودند: « قانون در مجلس بردند، در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامى آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهاى فنى شان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگى به آنها دارد، اینها از هر جنایتى که در ایران بکنند مصون هستند؛ اگر یک خادم آمریکایى، اگر یک آشپز آمریکایى مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیرپا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد! دادگاه ­هاى ایران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسى کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا ارباب­ ها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسى نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این، برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود، مطلب را تمام کردند و باز نفس شان در نیامد. در این چند روز این تصویب­نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت­ هایى کردند، مخالفت ­هایى شد، بعضى از وکلا هم مخالفت­ هایى کردند، صحبت­ هایى کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفدارى کرد. ملت ایران را از سگ ­هاى آمریکا پست ­تر کردند. اگر چنانچه کسى سگ آمریکایى را زیر بگیرد بازخواست از او می­ کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایى را زیر بگیرد بازخواست مى­ کنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایى، شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، هیچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ براى اینکه مى­ خواستند وام بگیرند از آمریکا. آمریکا گفت این کار باید بشود (لابد اینجور است) بعد از سه چهار روز، وام 200 میلیون دلارى تقاضا کردند ... ایران خودش را فروخت براى این دلارها ... ما را جزو دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پست­تر از وحشی ­ها در دنیا معرفى کرد، در ازاى وام 200 میلیون که 300 میلیون پس بدهند. نظامیان آمریکایى، مستشاران نظامى آمریکایى به شما چه نفعى دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده مى­ کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقى مى ­زنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از ارباب­ ها بالاترشان مى ­کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان مى­ کنید. اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل م ى­کنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکایی­ست پس بگویید ... ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفى هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر اما امروز سر و کارما با این خبیث­ هاست، با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. باید هیاهو کنید، باید بریزید وسط مجلس، به هم باید بپرید که نگذرد این مطلب، به صرف اینکه من مخالفم درست می ­شود؟! دیدید که می­ گذرد، پس نگذارید، یک همچو مجلسى وجود پیدا کند، از مجلس بیرون شان کنید. ما این قانون را که در مجلس واقع شد، قانون نمى­ دانیم. ما این مجلس را مجلس نمى ­دانیم. ما این دولت را دولت نمى­ دانیم، اینها خائنند به مملکت ایران، خائنند». 
امام خمینى (ره) به ایراد سخنرانى اکتفا نکردند و در همان روز، اعلامیه ­اى روشن و غنى نیز علیه احیاى کاپیتولاسیون صادر کردند. در بخشى از این اعلامیه که با آیه "نفى سبیل"، «لن یجعل ا... للکافرین على المومنین سبیلا» شروع شده بود، چنین آمده است: « آیا ملت ایران مى ­داند در این روزها در مجلس چه مى­ گذشت؟ مى­ داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتى واقع شد؟ مى ­داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگى ملت ایران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشى بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد، قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامى و ملى ما، قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزاف­ هاى چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده ترین ممالک دنیا پست­تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه ­داران نمود؟ حیثیت دادگاه ­هاى ایران را پایمال کرد؟ به ننگین­ ترین تصویب نامه دولت سابق با پیشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت رأى مثبت داد؟ ملت ایران را در تحت اسارت آمریکایى ­ها قرار داد؟ اکنون مستشاران نظامى و غیرنظامى آمریکا با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتى بکنند، هر خیانتى بکنند؟ پلیس ایران حق بازداشت آنها را ندارد دادگاه ­هاى ایران حق رسیدگى ندارد، چرا؟ براى آنکه آمریکا مملکت دلار است و دولت ایران محتاج به دلار. امروز که دولت ­هاى مستعمره یکى پس از دیگرى با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج مى­کنند و زنجیرهاى اسارت را پاره مى ­کنند، مجلس مترقى ایران با ادعاى سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف هم ردیف بودن با ممالک مترقیه، به ننگین ­ترین و موهن ­ترین تصویب نامه غلط دولت ­هاى بى­حیثیت رأى مى ­دهد و ملت شریف ایران را پست ­ترین و عقب افتاده ­ترین ملل به عالم معرفى مى­ کند و با سرافرازى هرچه تمامتر، دولت از تصویب غلط دفاع مى­ کند و مجلس رأى مى­ دهد. از برخى منابع مطلع به من اطلاع دادند که این طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزى، ترکیه، آلمان غربى پیشنهاد کرده ­اند و هیچ­کدام زیر بار این اسارت نرفته اند، تنها دولت ایران است که این­قدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازى مى­ کند و آن را به باد فنا مى ­دهد .... آمریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار مى ­آورد که چنین تصویب نامه مفتضحى را که تمام مفاخر اسلامى و ملى ما را پایمال مى­ کند تصویب و اجرا کنند. آمریکاست که با ملت اسلام معامله وحشیگرى و بدتر از آن مى نماید». 
به‌ دنبال‌ افشاگری‌ و سخنان‌ مهیج‌ و اعلامیه‌‌ صریح‌ امام‌ خمینی‌ و توزیع‌ گسترده‌‌ آن‌ در تهران‌، اقدام‌ ننگینی‌ که‌ رژیم‌ در صدد مخفی‌ نگه‌ داشتن‌ آن‌ بود، آشکار شد و موجی‌ از انتقاد را علیه‌ رژیم‌ به‌ راه‌ انداخت‌. علاوه بر اعتراض مردم، روحانیان شهرها طی نامه و تلگراف و طومار خواستار الغای فوری کاپیتولاسیون شدند. شاه‌ به‌ منصور دستور داد تا به ‌توجیه‌ لایحه‌ بپردازد و آن‌ را عملی‌ عادی‌ و بی‌اهمیت‌ جلوه‌ بدهد. منصور مصلحت‌ را در آن‌ دید تا به‌ مجلس‌ سنا بیاید و با ایراد سخنانی‌ اقدام‌ رژیم‌ را بی‌اهمیت‌ جلوه‌ دهد. وی‌ روز نهم‌ آبان‌ به‌ مجلس‌ آمد و به‌ دروغ‌گویی‌ پرداخت‌. او در این‌ سخنرانی‌ گفت‌: « بنده ‌متأسفم‌ که‌ از چند روز گذشته‌ مسائلی‌ به‌ گوش‌ خورده‌ که‌ بسیار تأسف‌آور است‌ و بسیار تأثیرانگیز... محال‌ و ممتنع‌ است‌ که‌ کسانی‌ یافت‌ شوند که‌ میزان‌ وطن‌پرستی‌ آنها و میزان ‌علاقه‌ی‌ آنان‌ به‌ مملکت‌ از شاهنشاه‌ ایران‌ و مجلسین‌ ایران‌ و دولت‌ و مردم‌ واقعی‌ ایران‌ بیشتر باشد. سناتورهای محترم به خاطر دارند که چندی پیش طی لایحه‌ مصونیت سیاسی به عده‌ای از مستشاران نظامی امریکا اعطا شد که تنها و خاص این مملکت نیست (؟!) و در کشورهای همسایه نیز سابقه دارد؛ در این زمینه تحریکاتی به گوش رسید که دور شأن این ملت و مملکت است... چون ممکن است اعمال نفوذ بعضی از اعضای ستون پنجم که عده‌ای از آنها شناخته شده‌اند تاثیری داشته باشد این بود که بنده لازم دانستم این مساله را موشکافی کنم. اشاعه اکاذیب منحصر به عده محدودی نیست. ملت ایران تمام رشته‌های ناامنی را گسیخته و دولت ایران با دادن مصونیت سیاسی به چند مستشار نظامی کوچک‌ترین زیانی به حقوق ملت ایران نمی‌رساند. کشورهای بزرگ و کوچک دیگری هم برای تقویت دفاعی کشور خود چنین اعتباراتی را گرفته‌اند. ملت ایران یکدل و یک جهت پشتیبان دولت خدمت‌گزار است.»
رژیم شاه، که با بالا گرفتن موج نارضایتی مردم وحشت کرده بود، دریافت که با بودن حضرت امام (ره) در ایران، ممکن است قیام دیگری همچون قیام 15 خرداد 1342 به وقوع بپیوندد؛ لذا تصمیم گرفت ایشان را تبعید کند. شب 13 آبان 1343 صدها کماندو و مامور خانه امام را محاصره و ایشان را دستگیر و به تهران منتقل نمودند. امام صبح آن روز با هواپیمایی به ترکیه تبعید شدند. در سند سری ستاد فرماندهی نیروی هوایی خطاب به ریاست ساواک چنین آمده است: « به فرمان مطاع شاهانه، مقرر است یک فروند هواپیمای C130 به شماره 103ــ5 با پرسنل پروازی در ساعت 1:30 گرینویچ (5 صبح به وقت تهران) روز 13/ 8/ 43 از تهران حرکت و ... در ساعت 2:55 به وقت گرینویچ به مرز ترکیه وارد و در ساعت 5:54 در آنکارا فرود خواهد آمد... .»

ساواک طی اطلاعیه‌ای خبر تبعید حضرت امام(ره) را چنین اعلام کرد: « طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان 1343 از ایران تبعید گردید. سازمان اطلاعات و امنیت کشور.»
«من به جرم دفاع از استقلال وطنم تبعید می‌شوم.» این نخستین جمله‌ای است که امام (ره) در حال تبعید به ترکیه و در هواپیما خطاب به یکی از مأموران همراه خود فرمودند. 
با وجود تبعید امام خمینی (ره) مبارزات در غیاب ایشان ولی با رهبری و هدایت­ های­شان ادامه یافت تا سرانجام موجب براندازی رژیم سلطنتی و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شد.
سه ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تصویب شورای انقلاب، دولت موقت لایحه کاپیتولاسیون را لغو کرد. در شب 23 اردیبهشت 1358 اطلاعیه زیر از طریق رادیو به عموم رسید: « بنا به پیشنهاد هیئت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران و تصویب شورای انقلاب اسلامی، قانون مصوب 21 مهرماه 1343 ( 13 اکتبر 1964 ) راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامی آمریکا در ایران از مصونیت ­ها و معافیت­ های قرارداد وین (کاپیتولاسیون) از تاریخ 23/ 2/ 58 لغو شد.
سرانجام در تاریخ 13/ 8/ 58 با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، برای همیشه به حضور مستشاران نظامی آمریکا در ایران خاتمه داده شد و تسلط این مستشاران بر ارتش ایران پایان یافت.
نتیجه­ گیری
همان­طور که ملاحظه شد، تصویب و اجرای کاپیتولاسیون نه تنها به منزله تحقیر ارزش­ های ملی، فرهنگی و مذهبی یک کشور به ویژه جامعه ایران به شمار می‌رفت، بلکه بیانگر نهایت وابستگی رژیم پهلوی در برابر استعمارگران به خصوص امریکا و حتی تلاش علیه منافع ملی و نافی استقلال کشور و پایان همه جوانب هویت ایران و ایرانی و در یک کلام اعلام مرگ تاریخی فرهنگ و مذهب ایرانیان به جامعه جهانی بود. از این روست که می­بینیم امام خمینی(ره) در برابر چنین موضوعی سکوت نکرده و تمام قد می­ ایستند و از منافع ملی و استقلال کشور دفاع می ­کنند. دوری حدود 15 ساله از وطن و از دست دادن فرزند مجتهد و پاره تنش ثمره ایستادگی و کوتاه نیامدن از آرمان و اهداف یک ملت در برابر استبداد و استکبار است. بنابراین، مخالفت آشکار امام خمینی (ره) با کاپیتولاسیون، ماهیت رژیم پهلوی، امریکا و طرح ­های این کشور را برای از بین بردن استقلال ایران، بیش از پیش روشن ساخت و در سقوط دولت پهلوی بیش از دیگر حوادث، تأثیر گذارد.
 

ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ سرزمین  ﺍﯾﺮﺍﻥ

 

🌹ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ سرزمین  ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍی تاریخ مدون ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ 🌹

 

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻣﺎﺩ :

1-  ﺩﯾﺎﮐﻮ

2-  ﻓﺮﻭﺭﺗﯿﺶ

3-  ﻫﻮﻭﺧﺸﺘﺮ

4-  ﺍﮊﯼ ﺩﻫﺎﮎ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿـﺎﻥ:

1- ﮐﻮﺭﺵ

2- ﮐﻤﺒﻮﺟﯿـﻪ

3- ﮔﺌﻮﻣﺎﺕ

4- ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ

5- ﺧﺸﺎﯾﺎﺭﺷﺎ

6- ﺍﺭﺗﺨﺸـﯿﺮ ﺍﻭﻝ

7- ﺧﺸﺎﯾﺎﺭﺷﺎ ﺩﻭﻡ

8- ﺳﻐﺪﯾﺎﻧﺲ

9- ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺩﻭﻡ

10- ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﺩﻭﻡ

11- ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﺳﻮﻡ

12- ﺁﺭﺍﺳﮏ

13- ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺳﻮﻡ

ﺣﻤﻠﻪ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﻣﻘﺪﻭﻧﯽ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻭﯼ ﺑﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ

ﺳﻠﻮﮐﯿـﺎﻥ:

1- ﺳﻠﻮﮐﻮﺱ ﺍﻭﻝ

2- ﺁﻧﺘﯿﻮﺧﻮﺱ ﺍﻭﻝ

3- ﺁﻧﺘﯿﻮﺧﻮﺱ ﺩﻭﻡ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿـﺎﻥ:

1-  ﺍﺭﺷـﮏ ﺑﺰﺭﮒ

2- ﺗﯿﺮﺩﺍﺩ

3- ﺍﺭﺩﻭﺍﻥ ﺍﻭﻝ

4- ﻓﺮﯾﺎﭘﺎﺕ

5- ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺍﻭﻝ

6- ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺍﻭﻝ

7- ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺩﻭﻡ

8- ﺍﺭﺩﻭﺍﻥ ﺩﻭﻡ

9- ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺩﻭﻡ

10- ﺳﻨﺪﺭﻭﮎ

11- ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺳﻮﻡ

12-  ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺳﻮﻡ

13- ﺍﺭﺩ ﺍﻭﻝ

14- ﻓﺮﻫﺎﺩ ﭼﻬﺎﺭﻡ

15- ﻓﺮﻫﺎﺩ ﭘﻨﺠﻢ

16-  ﺍﺭﺩ ﺩﻭﻡ

17-  ﻭﺍﺗﺎﻥ ﺍﻭﻝ

18-  ﺍﺭﺩﻭﺍﻥ ﺳﻮﻡ

19-  ﺑﻼﺵ ﺍﻭﻝ

20-  ﺍﺭﺩﻭﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ

21-  ﺧﺴﺮﻭ

22-  ﺑﻼﺵ ﺩﻭﻡ

23-  ﺑﻼﺵ ﺳﻮﻡ -ﭼﻬﺎﺭﻡ

24-  ﺑﻼﺵ ﭘﻨﺠﻢ

25-  ﺍﺭﺩﻭﺍﻥ ﭘﻨﺠﻢ

ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎﻥ:

 1-  ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﺑﺎﺑـﮑﺎﻥ

2-  ﺷﺎﭘﻮﺭ ﺍﻭﻝ

3-  ﻫﺮﻣﺰ ﺍﻭﻝ

4-  ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺍﻭﻝ

5-  ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺩﻭﻡ

6-  ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺳﻮﻡ

7-  ﻧﺮﺳﯽ

8-  ﻫﺮﻣﺰ ﺩﻭﻡ

9-  ﺁﺫﺭﻧﺮﺳﯽ

10-  ﺷﺎﭘﻮﺭ ﺩﻭﻡ

11-  ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﺩﻭﻡ

12-  ﺷﺎﭘﻮﺭ ﺳﻮﻡ

13-  ﺑﻬﺮﺍﻡ ﭼﻬﺎﺭﻡ

14-  ﯾﺰﺩﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ

15- ﻫﺮﻣﺰ ﺳﻮﻡ

16-  ﻓﯿﺮﻭﺯ ﺍﻭﻝ

17- ﺑﻼﺵ

18-  ﻗﺒﺎﺩ ﺍﻭﻝ ‏(ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ‏)

19-  ﺟﺎﻣﺎﺳﺐ

20-  ﻗﺒﺎﺩ ﺍﻭﻝ ‏(ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ‏)

21-  ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﯿـﺮﻭﺍﻥ

22-  ﻫﺮﻣﺰ ﭼﻬﺎﺭﻡ

23- ﺧﺴﺮﻭ ﭘﺮﻭﯾﺰ

24-  ﻗﺒﺎﺩ ﺩﻭﻡ

25-  ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﺳﻮﻡ

26-  ﺧﺴﺮﻭ ﺳﻮﻡ

27- ﺟﻮﺍﻧﺸﯿﺮ

28-  ﺑﺎﻧﻮ ﭘﻮﺭﺍﻧﺪﺧﺖ

29-  ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ ﺑﻨﺪﻩ

30-  ﺑﺎﻧﻮ ﺁﺯﺭﻣﯿﺪﺧﺖ

31-  ﻫﺮﻣﺰ ﭘﻨﺠﻢ

32-  ﺧﺴﺮﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ

33-  ﻓﯿﺮﻭﺯ ﺩﻭﻡ

34-  ﺧﺴﺮﻭﭘﻨﺠﻢ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ

35-  ﯾﺰﺩﮔـﺮﺩ ﺳﻮﻡ

ظهور دین اسلام و ورود به ایران

  1. عمر فاروق
  2. عثمان
  3. امام علی ع
  4. خلفای بنی امیه
  5. خلفای بنی عباس

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻃﺎﻫﺮﯾـﺎﻥ:

1-  ﻃﺎﻫﺮ ﺫﻭﺍﻟﯿﻤﯿﻨﯿﻦ

2-  ﻃﻠﺤﻪ ﺑﻦ ﻃﺎﻫﺮ

3- ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻃﺎﻫﺮ

4-  ﻃﺎﻫﺮ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺻﻔـﺎﺭﯾـﺎﻥ:

1- ﯾﻌﻘـﻮﺏ ﻟﯿﺚ ﺻﻔﺎﺭﯼ

2- ﻋﻤﺮﻭ ﻟﯿﺚ ﺻﻔﺎﺭﯼ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺳﺎﻣﺎﻧﯿـﺎﻥ:

1- ﺍﻣﯿﺮﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ

2- ﺍﺑﻮﻧﺼـﺮ ﺍﺣﻤﺪ ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ

3- ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻧﺼﺮ ﺳﺎﻣﺎﻧﯽ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺯﯾﺎﺭﯾﺎﻥ: (آل زیار)

1- ﻣﺮﺩﺁﻭﯾﭻ ﺯﯾﺎﺭﯼ

2- ﻭﺷـﻤﮕﯿﺮ ﺯﯾﺎﺭﯼ

3- ﺑﻬﺴـﺘﻮﻥ ﺯﯾﺎﺭﯼ

4- ﮐﺎﻭﻭﺱ ﺯﯾﺎﺭﯼ

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻏﺰﻧﻮﯾـﺎﻥ:

1- ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻏﺰﻧﻮﯼ

2- ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺰﻧﻮﯼ

3- ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻏﺰﻧﻮﯼ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺳﻠﺠﻮﻗﯿـﺎﻥ:

1- ﺭﮐﻦ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻃﻐﺮﻝ

2- ﻋﻀﺪﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﻟﺐ ﺍﺭﺳـﻼﻥ

3- ﻣﻌﺰﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻠﮑﺸـﺎﻩ

4- ﺍﺑﻮﺍﻟﻤﻈﻔﺮ ﺑﺮﮐﯿـﺎﺭﻕ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻫﯿﺎﻥ:

1-  ﻗﻄﺐ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

2- ﻋﻼﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﺑﻮﺍﻟﻤﻈﻔﺮ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

3- ﺗﺎﺝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﺘﺢ ﺍﯾﻞ ﺍﺭﺳﻼﻥ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

4- ﺟﻼﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

5- ﻋﻼﺍﻟﺪﯾﻦ ﺗﮑﺶ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

6- ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻼﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻮﺍﺭﺯﻣﺸﺎﻩ

               7-ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻼﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻨﮑﺒﺮﻧﯽ

ﺍﯾـﻠﺨﺎﻧﺎﻥ ﻣﻐﻮﻝ:

 

1- ﻫﻼﮐﻮ

2- ﺁﺑﺎﻗﺎﺧﺎﻥ

3- ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺍﺣﻤﺪ ﺗﮕﻮﺩﺍﺭ

4- ﺍﺭﻏـﻮﻥ ﺧﺎﻥ

5- ﮔﯿﺨﺎﺗـﻮﻥ

6- ﺑﺎﯾﺪﻭﺧﺎﻥ

7- ﻏﺎﺯﺍﻥ ﺧﺎﻥ

8- ﺍﻭﻟﺠﺎﯾـﺘﻮ ﺧﺪﺍﺑﻨﺪﻩ

9-ﺍﺑﻮﺳﻌﯿﺪ ﺑﻬﺎﺩﺭﺧﺎﻥ

10- ﺍﺭﭘﺎﮔﺎﻭﻭﻥ

11- ﻣﻮﺳﯽ ﺧﺎﻥ

12- ﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ

13- ﺳﺎﺗﯽ ﺑﯿﮏ

14- ﺟﻬﺎﻥ ﺗﯿﻤﻮﺭ

15- ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺧﺎﻥ

16- ﻃﻐﺎﺗﯿﻤﻮﺭ ﺧﺎﻥ

17- ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﻋﺎﺩﻝ

ﺳﺮﺑﺪﺍﺭﺍﻥ:

1- ﺧﻮﺍﺟﻪ ﯾﺤﯿﯽ ﮐﺮﺍﺑﯽ

2 - ﺷﺎﻩ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻇﻬﯿﺮ ﮐﺮﺍﺑﯽ

3- ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺣﯿﺪﺭ ﻗﺼﺎﺏ

4- ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻟﻄﻒ ﺍﻟﻠﻪ

5- ﺷﺎﻩ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺣﺴﻦ ﺩﺍﻣﻐﺎﻧﯽ

6- ﺷﺎﻩ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺠﻢ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻋﻠﯿﻤﺆﯾﺪ

ﺗﯿـﻤﻮﺭﯾـﺎﻥ :

1-  ﺗﯿـﻤﻮﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﮔﻮﺭﮐﺎﻧﯽ

2- ﺷﺎﻫﺮﺥ ﻣﯿﺮﺯﺍ

3- ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺍﻟﻎ ﺑﯿﮏ

4- ﺷﺎﻩ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻄﯿﻒ

5- ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ

              6-میزا بایر خان

              7-ﺍﺑﻮﺳﻌﯿـﺪ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺁﻕ ﻗﻮﯾﻮﻧﻠـﻮ:

1- ﺷﺎﻩ ﺣﺴﻦ ﺑﯿﮏ

2-ﺷﺎﻩ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺧﻠﯿﻞ

3- ﯾﻌﻘﻮﺏ ﺑﯿﮏ

4-ﺑﺎﯾﺴﻨﻘـﺮ

5-ﺷﺎﻩ ﺭﺳـﺘﻢ

6- ﺷﺎﻩ ﺍﺣﻤﺪ

              7-ﺍﻟﻮﻧﺪ ﺑﯿﮏ

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺻﻔـﻮﯾﻪ:

1- ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺻﻔـﻮﯼ

2- ﺷﺎﻩ ﺗﻬﻤﺎﺳﺐ ﺍﻭﻝ

3- ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻡ

4-ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺪﺍﺑﻨﺪﻩ

5-ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺍﻭﻝ

6- ﺷﺎﻩ ﺻﻔـﯽ

7-ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺩﻭﻡ

8- ﺷﺎﻩ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺻﻔﻮﯼ

9- ﺷﺎﻩ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺣﺴﯿﻦ ﺻﻔﻮﯼ

ﺍﺳﺘﯿﻼﯼ افغان ها

10- ﺷﺎﻩ ﺗﻬﻤﺎﺳﺐ ﺩﻭﻡ

11- ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺳﻮﻡ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺍﻓﺸﺎﺭ :

1- ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭ

2- ﻋﺎﺩﻟﺸـﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭ

3- ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭ

4- ﺷﺎﻫﺮﺥ ﺷﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭ

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺯﻧﺪﯾﻪ :

1- ﮐﺮﯾـﻢ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ

2- ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﺘﺢ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ

3- ﻋﻠﯿﻤﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ‏(ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ‏)

4- ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯿﺨﺎﻥ ﺯﻧﺪ

5- ﺻﺎﺩﻗﺨﺎﻥ ﺯﻧﺪ

6-ﻋﻠﯿﻤﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ‏(ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ‏)

7- ﺷﺎﻩ ﺟﻌﻔﺮﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ

ﯾﺪﻣﺮﺍﺩﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ

8-ﺷﺎﻩ ﻟﻄﻔﻌﻠـﯽ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻗـﺎﺟﺎﺭ:

1- ﺁﻏﺎ ﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭ

2- ﻓﺘﺤﻌﻠﯽ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

3- ﻣﺤﻤﺪﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

4- ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

5- ﻣﻈﻔﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

6- ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

              7-ﺍﺣﻤﺪﺷﺎﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﻬـﻠﻮﯼ:

1- ﺭﺿـﺎ ﺧﺎﻥ ﭘﻬﻠـﻮﯼ

2- ﻣﺤﻤـﺪﺭﺿﺎ ﭘﻬـﻠﻮﯼ

جمهوری اسلامی:

  1. امام خمینی
  2. آیت اله خامنه ای

کشورهایی که نامشان عوض شد

کشورهایی که نامشان عوض شد،

تغییر اسم بعضی کشورها ماجراهای جالبی داشته است.

«معمولا هر نامگذاری، داستان و ماجرای مخصوص به خودش را دارد. حالا اگر این نامگذاری برای نام رسمی یک کشور با میلیون‌ها جمعیت انسانی باشد، داستان‌های تاریخی و فرهنگی به قدمت صدها و هزاران سال خواهد داشت. نامگذاری کشورها با عوامل زیادی در ارتباط است. نام برخی از آنها مانند مصر و یونان، باستانی است و نام بعضی دیگر برای درک و پی‌بردن، نیازی به فکرکردن زیادی ندارد اما نام شماری از کشورها داستان‌ها و ایدئولوژی‌های دیگری دارد. در این بین بعضی کشورها در طول تاریخ نامشان به دلایل مختلف تغییر کرده است. از این کشورها بعضی‌ مانند هلند به منظور ارتقای صنعت گردشگری اسم‌شان را تغییر داده‌اند و بعضی کشورها با تغییر حکومتی که بر آن سرزمین فرمانروایی می‌کرده، در طول تاریخ نامشان عوض شده است. همچنین برخی نام‌ها پس از یک واقعه مثل همه‌پرسی یا انقلاب، برای حفظ اتحاد سیاسی و قومی، نام دیگری را انتخاب کرده‌اند. به طور کلی عوامل سیاسی یکی از مهم‌ترین این دلایل برای تغییر نام است. با چند کشور که با ماجراهای جالب و داستان‌های مختلف نام خود را تغییر داده‌اند، بیشتر آشنا می‌شویم.

نه به سیلان، درود بر استقلال

«سیلان» به «سریلانکا»

سریلانکا، جزیره‌ای واقع در جنوب هند است. تا پیش از سال ۱۹۷۲ نام این کشور که آن موقع مستعمره بریتانیا بوده، سیلان بوده و توسط  پرتغالی‌ها روی آن گذاشته شده است. پرتغالی‌ها در سال ۱۵۰۵ سریلانکای فعلی را کشف کردند. این کشور بعدها به جزئی از بریتانیا تبدیل شد و در سال ۱۹۴۸ توانست استقلال خود را به دست آورد. با این حال، سال‌ها بعد، دولت این کشور جزیره‌ای تصمیم به تغییر نام آن گرفت. در سال ۲۰۱۱، نام سیلان در این کشور از همه چیزهایی که هنوز نام قدیمی را داشتند، از زیرمجموعه‌های دولت گرفته تا شرکت‌ها، حذف و به طور رسمی نام فعلی به آن اطلاق شد.

سرزمین کم‌ارتفاعِ قطب جهانگردی

«هلند» به «ندرلند»

اگرچه در زبان فارسی هنوز از این کشور با نام هلند (Holland) یاد می‌شود اما نام آن در واقع به ندرلند (Netherlands) تغییر یافته است. هلند در اصل نام منطقه‌ای در کشور ندرلند است که از این لحاظ با نام قدیمی پارس برای ایران قابل مقایسه است. نام هلند به معنی سرزمین چوب است. دو استان هلند شمالی و جنوبی در ندرلند که همچنان نام «هلند» را داشتند، با هدف یکپارچه‌کردن همه‌ استان‌هایی که جزو ندرلند هستند و همچنین در اقدامی بازاریابانه، دیگر با عناوین هلند شمالی و جنوبی خطاب نمی‌شوند. از ژانویه‌ ۲۰۲۰ آنها هم مانند بقیه استان‌های این کشور، ندرلند هستند. این تغییر در بسیاری از بخش‌های دیگر، مثلاً در نام تیم فوتبال آنها هم دیده می شود. حالا این کشور با نام ندرلند شناخته می‌شود که به معنی «سرزمین پست» و اشاره به شرایط است.

تغییر نام‌های بسیار و پیاپی

«کامبوچا» به «کامبوج»

نام این کشور از ۱۹۵۳ تا ۱۹۹۵، پنج بار تغییر یافت و این تغییرات به شرح زیر بود: اولین تغییرات در سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۰ صورت گرفت و پادشاهی کامبوج نامیده شد، سپس این نام در ۱۹۷۰ تغییر یافت و سال ۱۹۷۵ به جمهوری خمر تبدیل شد. متعاقباً این سرزمین تحت حکومت کمونیستی قرار گرفت و نام آن به کامپوچای دموکراتیک تغییر کرد. در ادامه این کشور تحت نظارت سازمان ملل وارد مرحله انتقالی شد و بین سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ دولت کامبوج خوانده شد و در سال ۱۹۹۳ به سلطنت و نام قدیمی خود، پادشاهی کامبوج برگشت. اما خمرها - پیروان حزب کمونیست - خود را کامپوچئی‌ها می‌نامند که به معنای فرزندان شاهزاده (کامپو) است. شایان ذکر است کلمه کامبوج در اصطلاح غلط فرانسوی کلمه کامپوچاست.

همنام‌شدن با کشور همسایه

«زئیر» به «جمهوری دموکراتیک کنگو»

زئیر نام قدیم کشوری در آفریقای مرکزی بود که تا قبل از استقلال از بلژیک به همین نام شناخته می‌شد. کلمه زئیر صورت پرتغالی‌شده نام رودخانه کنگو در زبان کنگویی است که به آن نزاره یا نزادی به‌ معنای «رودی که همه رودها را می‌بلعد» می‌گویند. اما این کشور پس از آن که در سال ۱۹۶۰ از بلژیک مستقل شد، نامش به «جمهوری کنگو» که همان نام کشور همسایه‌اش بود، تغییر کرد. البته این تغییر نام دردسرهای خودش را داشته؛ چرا که نام آن شبیه نام کشور همسایه بوده است. در نتیجه برای تشخیص این دو کشور از نام پایتخت‌های آنها که کینشاسا و برازاویل بود، استفاده می‌شد تا تمایزی ایجاد شود تا این که چند سال بعد نام آن به «جمهوری دموکراتیک کنگو» تغییر کرد و هنوز هم با همین نام شناخته می‌شود.

کشوری همچنان با دو نام

«برمه» به «میانمار»

میانمار، نام کشوری با ۵۴ میلیون نفر جمعیت واقع در جنوب شرقی آسیاست. این کشور پیش از این با نام برمه شناخته می‌شده و مستعمره انگلیس بوده است. برای این که متوجه شوید هنوز هم نام برمه برای این کشور به کار می‌رود، کافی است به مورد اخیر اسناد رسمی منتشرشده توسط دولت بایدن رجوع کنید که از این کشور با نام برمه یاد شده است. مسئله تغییر نام از برمه یا میانمار در سال ۱۹۸۹ مطرح شد. در آن زمان دولت نظامی حاکم پس از سرکوب اعتراضات دموکراسی‌خواهانه و کشته‌شدن هزاران نفر، نام کشور را از برمه به میانمار تغییر داد. دولت نظامی معتقد بود اصطلاح برمه تنها برمن‌، بزرگ‌ترین قوم  میانمار را دربرمی‌گیرد و ۱۳۴ اقلیت قومی دیگر را شامل نمی‌شود و از این نظر، تبعیض نژادی محسوب می‌شود. همچنین معتقدند برمه که تحت حاکمیت بریتانیا نام رسمی کشور شد و پس از استقلال هم به همین نام باقی ماند، یادآور گذشته‌ای استعماری است. سازمان ملل متحد و برخی از کشورها مانند فرانسه و ژاپن این تغییر را به رسمیت شناختند اما آمریکا و بریتانیا این کار را نکردند. مخالفان داخلی تغییر نام معتقدند چون این تغییر بدون توجه به خواست مردم انجام شده نباید به رسمیت شناخته شود.

آخرین کشوری که نامش را تغییر داد

«سوازیلند» به «اسواتینی»

نام کشور اسواتینی را احتمالا کمتر کسی شنیده باشد. البته خیلی هم تعجب ندارد. این کشور یک و نیم میلیون نفری که در جنوب آفریقا و در همسایگی موزامبیک قرار دارد تازه سه سال است که تغییر نام داده و احتمالا می‌توان آن را آخرین کشوری نام برد که به‌تازگی نامش را تغییر داده است. این کشور پیش از این با نام سوازیلند شناخته می‌شده که مستعمره بریتانیا بوده است. مسواتی سوم، پادشاه این کشور کوچک واقع در جنوب آفریقا ۵۰ سال پس از استقلال (سپتامبر ۱۹۶۸ میلادی) دستور داد بار دیگر این کشور را با نام اصلی آن بخوانند. او در سخنرانی خود به مناسبت این روز اعلام کرد تمام کشورهای آفریقایی پس از استقلال به نام اصلی خود یعنی نامی که قبل از استعمار داشتند، بازگشته‌اند و اکنون زمان آن است که سوازیلند هم دست به کار مشابهی بزند. این کشورِ یک و نیم میلیون نفری صاحب آخرین پادشاهی مطلقه در قارۀ آفریقاست. اسواتینی به معنی کشور مردم اسوازی است.

اتیوپی، سرزمین مردمان چهره‌سوخته

«حبشه» به «اتیوپی»

اِتیوپی با نام رسمی جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی با نام تاریخی حبشه، کشوری محصور در خشکی واقع در شاخ آفریقاست البته یونانی‌ها از همان قدیم این سرزمین را با نام اتیوپی می‌شناختند که به یونانی معنی «چهره‌سوخته» می‌دهد. نامی که به رنگ پوست آفتاب‌سوخته‌ مردمان این کشور اشاره دارد. اما این کشور نزد مسلمانان با نام حبشه شناخته می‌شده است. این کشور در سال ۱۲۷۰ وقتی تحت حکومت حبشی‌های سلسله سلیمان قرار گرفت، به طور رسمی حبشه نام‌گذاری شد. حبشی‌ها تا قرن بیستم بدون وقفه بر این قلمرو حکومت می‌کردند. هایله سلاسی از سال ۱۹۳۰ به عنوان آخرین شاه حبشه قدرت را به دست گرفت و بیش از شش دهه بر این کشور سلطنت کرد. او طی جنگ جهانی دوم، نام این کشور را رسما از حبشه به اتیوپی تغییر داد و امروز هم با همین نام شناخته می‌شود.

خانه پدری مردم شریف ولتا

«ولتای علیا» به «بورکینافاسو»

ولتای علیا تا قبل از ۱۹۸۴ سرزمینی در غرب آفریقا بود که نامش را از نام رود ولتا که در این کشور جریان دارد، گرفته بود. استمعارگران فرانسوی این نام را برایش انتخاب کرده بودند. ولتای سفید، ولتای سرخ و ولتای سیاه سه رود مهم این کشور هستند. سال ۱۹۸۳ توماس سانکارا با وقوع یک کودتا به عنوان رهبر انقلابی به ریاست‌جمهوری رسید. او یک سال بعد همراه با تحولات دیگری نام کشور را از ولتای علیا به بورکینافاسو تغییر داد؛ نامی که یک عبارت ترکیبی و برگرفته از دو زبان رایج در این کشور است. کلمه «بورکینا» در زبان موری به معنای «مردم شریف» است؛ در حالی که «فاسو» در زبان قوم مسلمان دیولا به معنی «خانه پدری» است. ترکیب این دو معنای «خانه پدری مردم شریف» را  می‌دهد که بیش از سه دهه است به عنوان نام رسمی این کشور ۲۰ میلیون نفری شناخته می‌شود.

بنین شدن برای صلح بیشتر

«داهومی» به «بنین»

جمهوری بنین امروز کشوری در غرب آفریقا با زبان رسمی فرانسه و ۱۲ میلیون نفر جمعیت است. نام قدیمی این کشور تا سال ۱۹۷۵ داهومی بوده که از امپراتوری داهومی گرفته شده است. داهومی تا پیش از استعمار، پادشاهی قدرتمندی بود که در غرب آفریقا در جمهوری بنین کنونی تاسیس شد. این پادشاهی همچنین شامل منطقه توگو امروزی و برخی از مناطق جنوب غربی نیجریه بود. پس از به قدرت رسیدن ماتیو کرکو از طریق یک کودتای نظامی، او در سی‌ام نوامبر ۱۹۷۵ با هدف بی‌طرفی و برقراری صلح بیشتر نام این کشور را به «بنین» تغییر داد که از نام خلیج بنین گرفته شده است. البته پیش از این، امپراتوری به نام بنین هم در این کشور در مسند قدرت بوده است.

سرزمین مردمان آزاد و دور از استعمار

«سیام» به »تایلند»

نام تایلند در زبان مردم محلی برگرفته از دو لغت Thi و Land  و به معنای «سرزمین مردمان آزاد» یا همان «قوم تایی» است. علت این نامگذاری به قرن‌ها پیش برمی‌گردد که مردمی از جنوب چین به تدریج به سوخوتای (تایلند کنونی) مهاجرت کردند و به تدریج در مناطق حاصل‌خیز کناره رودی در جنوب چین ساکن شدند. شاید علت دیگر چنین نامگذاری این باشد که تایلند تنها کشوری در جنوب شرق آسیاست که هرگز تحت استعمار کشوری قرار نگرفته است. آیوتایا، خوتای و تونبوری از نام‌های قدیمی این کشور تا پیش از سال ۱۸۰۰ میلادی بوده‌اند اما این کشور بودایی که شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده، صدها سال با نام سیام شناخته می‌شده است. سیام در زبان این کشور به معنای قهوه‌ای یا تاریک است. تغییر نام سیام (Siam) به تایلند (Thailand) به‌تازگی انجام نشده است. این اقدام در سال ۱۹۳۹ به دست پادشاه آن زمان این کشور صورت گرفت.

هزینه‌هایی که تغییر نام کشورها دارد

تغییر نام کشورها به همین سادگی که روی کاغذ به نظر می‌رسد نیست و این کار هزینه‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد. همه‌ این کشورها میلیون‌ها دلار یا معادل آن در واحد پول رسمی‌شان، برای تغییر نام خود هزینه کرده‌اند. آن طور که ساده به نظر می‌رسد، این فقط یک شروع دوباره نیست. بسیاری از امور مانند قانون اساسی، متون رسمی و حتی پول یک کشور هم باید تغییر کند. به طور کلی هر چیزی که نام قدیمی را بر خود دارد مثل نقشه‌ها، پرچم‌ها و سرودها، باید از آن پاک و نام جدید در آنها جایگزین شود. طبیعی است این کار زمان می‌برد و انرژی و هزینه خودش را دارد. همچنین در طرف دیگر ماجرا شهروندان و دیگر کشورها هستند که به خطاب‌کردن آن کشور به نام قدیمی‌اش عادت کرده‌اند و حالا باید به گفتن و نوشتن آن عادت کنند. بسیاری از کشورها از جمله هلند هنوز مثلا برای ما با همان نام شناخته می‌شوند. این تغییرات یک‌شبه رخ نمی‌دهد و اگرچه بسیاری همچنان مطمئن نیستند که آیا اصلاً این تغییر ضروری بوده یا نه، اما معمولاً در نهایت با آن کنار می‌آیند.

عثمانی‌ها چگونه قسطنطنیه را فتح کردند؟


عثمانی‌ها چگونه قسطنطنیه را فتح کردند؟
مجموعه: تاریخ و تمدن
 

تاریخچه فتح قسطنطنیه توسط امپراطوری عثمانی ها
 
سلطان محمد روسای لشکر را جمع کرده و اعلان کرد که در روز نهم خرداد،۲۹ مه‌/ ۱۴۵۳ م. از دریا و خشکی به شهر حمله خواهد کرد. او سپس به نیروهای خود وعده داد که همه غنائم جنگی و اسیران را به آنها خواهد بخشید و فقط شهر و اراضی و ساختمان‌ها را برای خود نگاه خواهد داشت. افراد لشکری از این خبر به هیجان آمدند و فرماندهان ینی‌چری قول دادند که به زودی پیروزی را کسب کنند.
 
سلطان محمد برای افراد شجاعی که به بالای دیوارها برسند جوایز بزرگی در نظر گرفت و افراد ترسو را از مجازات سخت ترسانید. آنگاه ریش‌سفیدان و روحانیون سپاه؛ سربازان را به جهاد در راه خدا و بر افراشتن پرچم اسلام بر دیوارهای آن شهر مسیحی ترغیب کردند. شب پیش از حمله نیز خیمه‌های جنگی و کشتی‌های ترکان روشن شدند و سلطان محمد از سپاه خود سان دید و آنها را به مبارزه و مقاومت تشویق کرد.
 
سپاهیان با صدای بلند به تهلیل (لا اله الا الله) و تکبیر پرداختند و به این وسیله نوید پیروزی فردا را به یکدیگر می‌دادند. اما اهالی شهر که از پشت دیوارهای شهر این فریادهای شادی را می‌شنیدند می‌دانستند که این صداها در واقع اعلان پایان قطعی کار است. اگرچه خلیل پاشا آنچنان که فرانزا، وزیر امپراتور نوشته است، اخبار ارتش عثمانی را به یونانی‌ها می‌رساند و آنها را به پایداری تشویق می‌کرد، اما یأس و وحشت همه مردم و نیروهای مدافع را گرفته بود.
 
در عین حال، شخص امپراتور فردی شجاع و فداکار بود. او زنان خانواده خود را بر یک کشتی ونیزی سوار کرد تا به‌دست دشمن نیفتند. او نه‌تنها توصیه مشاوران مبنی بر ترک شهر را نپذیرفت، بلکه خود را به دیوار شهر رسانید و ضمن روحیه دادن به سربازانش دفاع از شهر را شخصا به عهده گرفت.
 
براساس آنچه مورخان مسیحی نوشته‌اند، امپراتور کنستانتین یازدهم شامگاه ۲۸ می، تمامی شخصیت‌های برجسته و سیاسی و نظامی را در کاخ خود جمع کرد و ضمن امید دادن؛ از آنان خواست تا در برابر دشمن مقاومت کنند. حاضران در انتهای جلسه یکدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند. آخرین مراسم عشای‌ربانی نیز در همان شب در کلیسای ایاصوفیا برگزار شد و ظاهرا امپراتور و برخی از نزدیکانش هم در آن شرکت کردند.
 
گروهی از نیروهای بیزانس خندقی عمیق در داخل شهر ساختند و دیوار بزرگی در پشت دروازه رومانوس مقدس - که توپ‌ها آن‌را ویران کرده بود - بنا نهادند. امپراتور و ژوستینیانی و بقیه نیروهای ویژه در پشت همان دیوار برای محافظت از دروازه قرار گرفتند. افسران جنوائی در پشت دروازه‌های ادرنه قرار داشتند و «کاردینال ایزیدور» نماینده اعزامی پاپ نیز قرار بود از دیوارهایی که از پشت کاخ امپراتور تا آبهای بسفر کشیده شده بود محافظت کند.
 

 فاتح قسطنطنیه
 
دفاع از بندر را دریاسالار «نوتاراس» به عهده گرفت و بقیه افراد نیز در کاخ و دیگر نقاط حساس قرار داشتند. در آن شرایط، تعداد نفرات نیز همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، از ۹ هزار نفر تجاوز نمی‌کرد که حداکثر ۶ هزار آنها یونانی و بقیه بیگانه بودند. در واقع از میان دوازده مرکز دفاعی، ۱۰ نقطه در دست افسران بیگانه جنوائی، ونیزی، آلمانی، روسی، اسپانیایی و دیگران بود و فقط دو نقطه در دست یونانی‌های بیزانسی بود.
 
در روز ۲۸ مه، عثمانی‌ها آخرین اقدامات خود را برای تهیه تجهیزات جنگی انجام دادند. هزار نردبان برای یورش از روی دیوارها تهیه شد، کشتی‌ها این نردبان‌ها را تا نزدیک دیواره جنوبی و شرقی حمل کردند و بقیه ناوچه‌ها هم، در یک دایره بزرگ در سواحل خارجی شهر صف کشیدند. نیروها در مراکز حساس قرار گرفتند و توپ‌ها را تا لبه خندق بزرگ در پشت دیوارها جلو آوردند.
بالاخره زمان موعود فرا رسید. ساعتی پس از نیمه‌شب شنبه ۲۹ مه‌۱۴۵۳ م، ترکان عثمانی از خشکی و دریا به شهر قسطنطنیه حمله کردند. توپ‌ها با شدت تمام از خشکی و از داخل کشتی‌ها به شهر شلیک شد. حمله اساسی متوجه باریکه دروازه رومانوس مقدس بود که در پشت آن امپراتور و همراهانش بیشترین دفاع و مقاومت را انجام می‌دادند. صدای توپ‌ها، کوبیدن طبل‌ها، فریاد سپاهیان و ناله مجروحین با هم مخلوط شده بود.
 
توپ‌ها و تیرهای بیزانسی‌ها نیز از بالای دیوارهای شهر به سوی سپاهیان عثمانی شلیک می‌شد. آتش یونانی هم به طرف کشتی‌ها پرتاب می‌شد. خندق بزرگ، از اجساد مهاجمان پر شده بود و نردبان‌های نیروبر در هم شکسته بود و بسیاری از کشتی‌ها در آتش می‌سوختند، ولی سپاهیان عثمانی همچنان می‌جنگیدند. با یک فرمان، نیروهای جدیدی وارد عمل شدند و از روی اجساد کشته‌های خندق گذشتند.
 
ده هزار نفر از ینی‌چری در حالی‌که سلطان محمد در پشت‌سر آنها بود، به دروازه یورش بردند. ژوستینیانی که یکی از وزنه‌های اصلی دفاع شهر بود، از طرف بازو و پا زخم شدیدی برداشت. او با اجازه امپراتور برای درمان زخم‌ها یا حفظ جان خود میدان را ترک کرد. بسیاری از افسران و سربازان لاتینی به تبعیت از او دست از جنگ کشیدند.
 
مقاومت مدافعان شهر پس از این اتفاق، به سرعت تقلیل یافت. سپاهیان عثمانی که متوجه این پیشامد شدند، فشار خود را بر دیوارها و دروازه ادرنه و رومانوس زیاد کردند. در این هنگام گروهی از ینی‌چری‌ها که حدود ۳۰ نفر بودند و اولین نفر آنها حسن نام داشت، به بالای دیوار رسیدند و اگر چه بیش از نیمی از ینی‌چری‌ها در آنجا کشته شدند، ولی افراد باقی‌مانده، راه را برای آمدن دیگر نیروها باز کردند.
 
در اثر گلوله‌باران ۲ ساعته توپخانه عثمانی، در چند نقطه دیوار شهر واز جمله حدفاصل «توپ‌کاپی» یا «یالی‌قاپی» نیز شکاف‌هایی به‌وجود آمد و ترکان از دروازه کوچک مخفی «سیرکوپرتا» به داخل رخنه کردند، و از گذرگاه باریکی در مقابل دروازه رومانوس مقدس وارد شهر شدند. امپراتور و همراهانش به مقاومت پرداختند ولی امپراتور در گیر و دار نبرد، به‌وسیله یک سرباز ترک از پای درآمد. برخی گفته‌اند که او قبل از کشته شدن، فریاد می‌زده است که «آیا یک نفر مسیحی پیدا نمی‌شود که مرا گردن بزند؟» و به این ترتیب آخرین امپراتور بیزانس کشته شد.
 

فتح قسطنطنیه
 
پس از این جریان، همه‌چیز در قسطنطنیه در هم ریخت و ترکان توانستند از دروازه «کالجاریا» نزدیک کاخ بلاشرنی امپراتوری و از ناحیه بندر به داخل شهر سرازیر شوند. در این هنگام مدافعان شهر پا به فرار گذاشتند ولی در مسیر و مدخل دروازه‌ها حدود ۲ هزار نفر از آنها کشته شدند. وقتی جنگجویان ترک از کمی تعداد مدافعان اطلاع یافتند، دست از درگیری برداشته و به تعقیب و اسارت افراد پرداختند. بسیاری از مردم شهر به طرف بندر گریختند. بقیه به کلیسای ایاصوفیا پناه بردند، به‌طوری که در عرض یک ساعت، تمامی محیط داخل کلیسا پر از کشیشان و مردان و زنان شد.
 
ساکنان مسیحی شهر، براساس یک افسانه قدیمی معتقد بودند، وقتی ترکان وارد قسطنطنیه شوند و رومیان را تا ستون کنستانتین که در میدان کلیسای ایاصوفیا بود تعقیب کنند، فرشته‌ای شمشیر به‌دست از آسمال نازل می‌شود، امپراتور را از چنگ مهاجمان نجات می‌دهد و زمام امور را به پیرمردی که در پای آن ستون نشسته است تفویض می‌کند و می‌گوید: «این شمشیر را بگیر و انتقام مردم را از دشمن بستان» و به مجرد شنیدن این کلمات، ترکان فورا پا به فرار می‌گذارند.
 
در برخی قصه‌های دیگر اما نه تنها چنین حوادثی رخ نداد، بلکه امپراتور کشته شد و ترکان مسلمان شهر را اشغال کرده و به پشت درهای کلیسا رسیدند. در این موقع، درهای کلیسا با ضربات ترکان شکسته شد و در مدت کوتاهی تمامی افراد آنجا اسیر شده و به اردوگاه عثمانی‌ها منتقل شدند. مورخان تعداد این اسرا را که دریا سالار «نوتاراس» و بسیاری از افسران و اشراف نیز جزو آنان بودند، از ۱۰ هزار تا ۵۰ هزار نفر نوشته‌اند. ولی «کاردینال ایزیدور» با لباس معمولی موفق به فرار شد و «یوحنا ژوستینیانی» نیز از راه دریا گریخت، اما مدتی بعد در اثر شدت جراحات درگذشت. بقیه کلیساهای شهر هم که مملو از اشیای نفیس و قیمتی بود، غارت شدند.
 
سلطان عثمانی که از این زمان به بعد او را «سلطان محمد فاتح» نامیدند، وقتی متوجه شد که سپاهیان او همه نقاط حساس شهر را متصرف شده‌اند، از اسب خود پیاده شد و به‌عنوان شکرگزاری، مشتی از خاک قسطنطنیه را برداشته و بر سر ریخت. سلطان محمد فاتح پس از اطمینان از پیروزی خود، در داخل شهر به گردش پرداخت و به کلیسای ایاصوفیا که بنای آن در قرن چهارم میلادی و در عهد کنستانتین بزرگ ساخته شده بود  وارد شد و به تماشا پرداخت.
سپس دستور داد که بر بالای منبر کلیسا، قرآن تلاوت کنند و کلیسا را به‌صورت مسجد درآورند. به این ترتیب، در مدت کوتاهی صلیب‌ها و تصاویر و مجسمه‌ها را برداشته و دیوارها را تطهیر کردند و پرچم عثمانی نیز در بلندترین نقاط شهر به اهتزاز درآمد. روز جمعه همان هفته، موذن بر فراز گنبد ایاصوفیا اذان ظهر گفت و سلطان در آن محل نماز خواند.
 
سلطان محمد فاتح، بیست روز در شهر به سر برد و به نظم امور پرداخت. او در این زمان فرمانی دال بر اعلان امنیت برای سکنه شهر صادر کرد تا مردمی که از شهر گریخته بودند، دوباره به آن برگردند و به کار و فعالیت عادی بپردازند. همچنین سلطان عثمانی فرمان داد، تا دیوارهای شهر قسطنطنیه را که پس از «بورسا» و «ادرنه» به‌زودی پایتخت او شد، به سرعت ترمیم کنند و مسجدی روی ویرانه‌های «کلیسای رسولان» و قبور قیصرهای بیزانس بسازند. اگر چه پیش از این نیز به‌دستور امپراتور بیزانس، مسجدی در قسطنطنیه ساخته شده بود، ولی این مسجد سلطانی، اولین مسجدی بود که خود عثمانی‌ها در آن شهر به‌وجود آوردند. البته بسیاری از کلیساها نیز تبدیل به مسجد شد.
 
پیش از آنکه سلطان محمد با کاروان اسیران به سوی ادرنه حرکت کند و پس از ۸۰۰ سال، مسلمانان مدفن ابوایوب انصاری را در زیر دیوارهای شهر یافتند - هر چند بنابر بعضی اقوال، مدفن او پیش از این زمان نیز در نظر مسیحیان شهر کاملا معلوم و محترم بوده و آنها قرن‌های متمادی آن را زیارت می‌کرده و برای کسب حوائج خود به او متوسل می‌شده‌اند - که این خود مساله‌ای بسیار جالب و پرمعنا است.
 
به‌طور کلی، قسطنطنیه، این شهر مهم تاریخی، در جریان حمله سلطان محمد عثمانی، ۴۵روز یا به عبارتی ۵۳ روز در محاصره بود، تا اینکه تهاجم اصلی آغاز شد و شهر در ۲۰ جمادی‌الاولی ۸۵۷ ه. ق. (۲۹ مه‌۱۴۵۳م.) محاصره شد. محاصره قسطنطنیه به وسیله سلطان محمد فاتح در حقیقت پنجمین محاصره دولت روم شرقی از سوی عثمانی‌ها بود و قبلا بایزید اول در ۱۳۹۶ م. دوبار آن‌ را محاصره کرده بود و سپس پسرش موسی و در سال ۱۴۲۲ م.
 
مراد دوم به این کار اقدام کرده بود. این شهر از آغاز بنای جدیدش به‌وسیله کنستانتین بزرگ، جمعا ۲۹ بار محاصره شده بود که ۷ مرتبه به‌دست مهاجمان سقوط کرده بود و هر بار نیز مجددا به تملک امپراتور مسیحی درآمده بود. تا اینکه برای هشتمین بار به‌دست محمد دوم عثمانی سقوط کرد و برای همیشه در دست عثمانی‌ها باقی ماند. در واقع این نخستین باری بود که این شهر پس از ۱۱۲۵ سال، از قلمرو مسیحیت خارج و به قلمرو اسلامی درمی‌آمد.
 
باید در نظر داشت که فتح قسطنطنیه برای محمددوم، اهمیت استراتژیک زیادی نداشت، زیرا عثمانی‌ها پیش از این زمان توانسته بودند بدون تصرف قسطنطنیه به داخل اروپا راه پیدا کنند.از این‌رو، این نقطه جغرافیایی در واقع ارزشی مساوی یا حتی - با در نظر گرفتن صدماتی که عثمانی‌ها برای فتح آن دیدند - کمتر از نواحی دیگر داشت. ولی از نظر نظامی - تسخیر قسطنطنیه - اروپا را از پایگاهی محروم کرد، که اگر در اختیار ارتشی کارآمد قرار می‌گرفت، احتمالا می‌توانست نظام دفاعی و حکومت عثمانی را در هم بشکند.
 

سقوط قسطنطنیه به‌دست عثمانی‌ها
 
به همین جهت؛ سقوط این شهر به‌دست ترکان عثمانی، حادثه بزرگی بود که در واقع بیش از آنکه برای مسلمین و آسیا سودی داشته باشد، برای اروپای مسیحی مصیبت‌بار بود و آثار دگرگون‌ساز آن به‌زودی در اروپا ظاهر شد. دقیقا از این رو است که سال سقوط قسطنطنیه (۱۴۵۳ م) در نظر اروپاییان مسیحی، سال آغاز تحولات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و علمی و هنری و حتی دینی به‌حساب آمده است. این رخداد ابتدای دورانی است که اروپاییان، قرون وسطی و عصر ظلمت‌ را رها می‌کنند و قدم‌ در راهی نو می‌گذارند.
 
شاید اشاره به برخی آثار سقوط قسطنطنیه به‌دست عثمانی‌ها، بتواند اهمیت این واقعه تاریخی را تا حدودی نشان دهد: این پیروزی توانست نوعی پاسخ به حملات صلیبیان به ممالک اسلامی طی قرون گذشته (۶۸۰ - ۴۹۰ ه) یا اقدامات آنان در اسپانیا باشد. دربار پاپ پس از این واقعه متوجه شد که مهم‌ترین پشتیبان و نیرومندترین سنگر مسیحیت در شرق را از دست داده است؛ به این ترتیب، مرزهای سیاسی مسلمانان با مرکزیت مسیحی در رم به نزدیک‌ترین حد خود رسید.
 
عثمانی‌ها پس از این توانستند به راحتی و با اقتدار بیشتری به طرف شمال بالکان حرکت کنند. استقرار و سلطه عثمانی‌ها بر بسفر و داردانل مشکلات دریایی فراوانی برای اروپاییان چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی به‌وجود آورد و بر سلطه و قدرت عثمانی‌ها در دریای سیاه و مدیترانه افزود.
 
به این ترتیب، گلوگاه تجارت اروپا با سرزمین‌های شرق دور و جنوب در آسیا و آفریقا در اختیار عثمانی‌ها قرار گرفت؛ این واقعه همان‌گونه که صدمات اقتصادی فراوانی برای اروپا داشت، ثروت و درآمد سرشاری برای عثمانی‌ها به‌وجود آورد. این رویداد، زمینه ساز به‌وجود آمدن تحولات عقیدتی و فرهنگی متعددی در اروپا به‌ویژه در ایتالیا، آلمان، فرانسه شده همان‌گونه این واقعه نشان دهنده قدرت مسلمانان در آن دوران بود، سرآغاز انتشار و نفوذ دین اسلام در برخی از نواحی اروپا شد.

مسئله هویت و زبان ترکی

مسئله هویت و زبان ترکی

مقدمه :

واژه هویت از لحاظ لغوی در معنای مختلفی میباشد مانند : حقیقت شی یا شخص که مشتمل بر صفات ذاتی و جوهری او باشد؛هستی و وجود؛حقیقت و ذات و شخصیت چیز (فرهنگ معین )؛حقیقت شی یا شخصی که مشتمل بر صفات واقعی وذاتی او باشد (فرهنگ عمید ).

انواع قومی :

قوم،گروهی از انسان‌هاست که اعضای آن دارای ویژگی‌های نیایی و اصل و نسبی یکسان یا مشترک هستند (اسمیت، ۱۹۸۶). همچنین گروه‌های قومی اغلب دارای مشترکات فرهنگی، زبانی، رفتاری و مذهبی هستند که ممکن است به آبا و اجدادشان برگردد و یا بر اساس عوامل دیگری به وجود آمده‌باشد. بنابراین یک گروه قومی می‌تواند یک جامعه فرهنگی نیز باشد.

به طور کلی، در طول تاریخ انسان‌ها با دو نوع قومیت مواجه هستیم. اوّلین نوع همان قومی بر پایه علایق فامیلی و خانوادگی است که معمولاً کلمهٔ طایفه و قبیله را در ذهن تداعی می‌کند. با شروع مهاجرت جوامع انسانی نوع دوم اقوام بوجود آمد که در واقع نوعی تکامل جوامع (کشورها) را رقم زد و گروه‌های قومی با ویژگی‌های مشترک در کنار هم ملت را به وجود آوردند. تهاجم نظامی، مهاجرت، تجارت و مذاهب باعث ایجاد تکامل در اقوام قدیمی شده‌است.در همین حین تفاوت‌های قومی و نسلی هنوز در بین اقوامی که در یک کشور زندگی می‌کنند وجود دارد و با زاد و ولدهای قومی این تمایزها به حضور خود ادامه می‌دهند.

اعضای یک قوم (با ملت اشتباه گرفته نشود) همواره ادعا می‌کنند که در طول تاریخ، پیشینه فرهنگی غنی و ارزشمندی داشته‌اند، امّا برخی مورّخان و جمعیت‌شناسان بر این باورند که بسیاری از این مسائل فرهنگی زاییده سال‌های اخیر هستند در پیشینه فرهنگی قوم هیچ جایگاهی نداشته‌اند.(فرید لندر ۱۹۷۵، هوسی باوم و رنجر ۱۹۸۳، سایدر ۱۹۹۳ ) از دیدگاه سیاسی، وجه تمایز گروه قومی و یک کشور عدم وجود حاکمیت و یکپارچگی در گروه قومی است.

در حالی که قومیت و نژاد دو مفهوم مرتبط هستند (Abizadeh ۲۰۰۱)، مفهومم قومیت بیشتر با گروه‌های اجتماعی سروکار دارد و با علایق قبیله‌ای مشترک، ملیت مشترک، ژن مشترک، آئین، زبان یا فرهنگ مشترک مشخص می‌شود در حالی که نژاد با مفهوم طبقه‌بندی بیولوژیکی «هموساپینس» سروکار دارد و بر اساس ویژگی‌های ژنوتیپ و فنوتیپ مشخص می‌شود.

تحقیق :

در پروژه تنوع ژنوم انسانی (HGDP) تلاش می‌شود تا نقشه DNA انسان‌های مختلف تهیه شود و اختلافات موجود میان این نقشه‌ها که در حدود ۱ درصد است مشخص گردد. این داده‌ها می‌تواند حقایقی را از منشا گروه‌های قومی مختلف آشکار سازند.

مختصری بر مسئله هویت و زبان ترکی در آذربایجان:

یکی از مسائل و معضلات اجتماعی و مدنی جامعه واقع بین و روشنفکر و جوان آذربایجانی امروز مانند سایر اقوام ایرانی مسئله هویت است.

در مدت حاکمیت 53ساله نژادژرستانه پهلوی،ترکان ایران در معرض بیشترین توهین ها و بی احترامی ها آشکار و مستقیم تا تحقیرهای مدرن در رادیو و تلویزیون و مدارس و دانشگاهها و سایر رسانه های دسته جمعی بودند.در این دوران بود که صحنه جامعه بر ترکان و کلمه ترک تنگ گردید.«آذری»آنهم از نوع غیر ترکی واژه ای بود که کشف آن بیشتر از سقوط امپراتوری هزارساله ترکان ایران،رضاخان و فرزند وی و    پان آریائیستها را خوشحال و شاد می نمود تا فراریان در تنگنا قرارگرفته از هویت ترکی را درجه ای بسیار زیبا و افتخارآمیز از نوع«پارسی» اعطا دارند!

اما بدبخترین سکانس این تحقیر قسمتی است که کسانیکه با تئوری خودساخته و توهم زای کسروی آشنا نبودند به ترکی سخن گفتن و خود را آذری نامیدند،ترکی که در عمر دوران پهلوی کم ارزش ترین عنصر جامعه بود. ترک ستیزی و تحقیر  ترکان از زمان سقوط قاجار و روی کار آمدن حکومت نژادپرست پهلوی به سرکردگی رضاشاه بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل گردید.

"بعد از تعمیم زبان فارسی و وحدت ملی که باید هدف اصلی باشد منظورهای دیگری که این موقوفات برای آنها بنیاد یافته و اساسنامه آن نوشته شده توجه خاص به نسل جدید از راه آموزش و پرورش کودکان به وسیله کودکستان شبانه روزی نمونه و تربیت اجتماعی و سیاسی جوانان...خواهد بود...که بر اینها اضافه شود"مدرسه های مادرانه در آذربایجان"آنچه از زبان محمودافشار موسس بنیادافشار جاری می شود.(پنج وقفنامه،صص27-28) دیگر همفکر شوونیست و نژادپرست دوران پهلوی جوادشیخ الاسلامی است که تئوری جدا کردن اجباری نوزادان شیرخوار آذربایجانی و نوزادان دیگر مناطق ترک نشین ایران از مادرانشان و نگهداری آنها در شیرخوارگاههای مخصوص که تا هفت سالگی تماس و ارتباطی با والدینشان نداشته و کلامی از زبان آنها نشنیده باشند را تقدیم دیکتاتور زمان و همفکران خود کرد!(زبان فارسی در  آذربایجان،ص445/مجله آینده سال هفتم -1360،شماره های سوم و چهارم)

از سایر به اصطلاح روشنفکرانی که در دوران ستمشاهی پهلوی پشت به هویت خود کرده و آنرا انکار نموده و ذوب شدن در زبان و فرهنگ حاکم را افتخاری بزرگ برای خود دانست احمد کسروی بود.وی با پشتبانی رضاخان به مخالفت صریح علیه دین مبین اسلام و انکار حضرت مهدی(عج)پرداخت و تئوری "زبان آذری"را به صورت مثلاًعلمی تقدیم وی کرد!

تئوری دورغین و خودساخته کسروی بر کام نژاد پرستان دوران پهلوی خوش آمد.وقتی کسروی با ساکنان روستاهای هرزند و گلین قیه در اطراف مرند و حسنو در قره داغ روبرو شد و سپس با تات نشینهای اطراف خلخال گفتگو کرد و از زبان آنها پرسید،آنها نام زبان خود را هرزندی،تاتی و تالشی نامیدند؛ولی کسروی با اصرا تمام آنها را "آذری"نامید! کسروی نیمه خالی لیوان را دید و  وجود چند روستا را دلیلی بر غیرترکی بودن زبان بومی مردم آذربایجان دانست و زبان آذری را که خود با اعتقادات شوونیستی کشف کرده بود را جایگزین آن کرد،غافل از آنکه تمام روستاهای آذربایجان از بین کوههای سربه فلک کشیده سهند وسبلان گرفته تا دشتهای پهناور مغان,زنجان،همدان,ساوه و اراک تا اطراف تهران ،کرج،تفرش دماوند به ترکی تکلم می کنند.

کسروی در رساله56صفحه ای خود میگوید در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ی ادبی و مکتوب هر چند اندک از این زبان دیده یا شنیده نشده است و خود هم اعتراف میکند:

"چنانکه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و همیشه در پیش روی او زبان همگانی روان، و برای نوشتن جز این یکی بکار نمی برده اند.از این رو نوشته ای به زبان آذری در دست نبوده و یا اگر بوده از میان رفته."(آذری یا زبان باستان آذربایجان-احمدکسروی-ص35)

واقعیت اینست که اگر واژه آذری را به ادعای کسروی یک زبان رایج در آذربایجان مدنظر داشته باشیم ،چرا حتی یک نمونه اثر مستدل و مکتوب در مورد این زبان که مخترع آن آقای کسروی و کسرویستها هستند وجود ندارد؟

هویت زدایی ایرانیان غیرفارس در زمان رضاشاه آغاز شد که آنهم بر اثر عدم آگاهی و علم مردم از سبقه تاریخی،زبان،ادبیات،فرهنگ،فولکلور و موسیقی روی داده و در یک کلام موجب از خود بیگانگی گشت و زمانیکه انسانها از خود بیگانه گردیدندحس حقارت و بی هویتی در میان عموم مردم رواج یافت که گویی هیچ قوم و ملتی جز با هویت فارس وجود ندارد.

نوشتن تاریخی جدید برای ایران که مبدا آن نژاد موهوم آریایی و بر مبنای افتخارات کوروش و داریوش و قوم پارس و سلسله هخامنشی بود در دوران پهلوی آغاز شد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به تاریخ گذشته ایران و اقوام و ملتها و حکومتهای قبلی شود.پاکسازی و تخریب تاریخ ماقبل آریایی در ایران برای اثبات قوم پارس و در راستای سیاستهای نژادپرستانه و نابودی فرهنگ و تاریخ سایر اقوام علی الخصوص ترکان در ایران بود.

بر این اساس بود که پروژه های کوتاه مدت و طولانی مدت با هزینه های سرسام آور براه افتاد و زبان سازی و هویت تراشی برای ایرانیان غیرفارس رونق گرفت و دشمنی و تبلیغات علیه زبانها و فرهنگهای غیرفارس بخصوص ترکی در اولویت این برنامه های قرار داده شد.(کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان-دکترضیا صدر-ص64-62)

با تدوین و جمع آوری تعدادی بیت به زباهای ساختگی تاتی؛تالشی و گیلکی توسط احمدکسروی و قراردادن آن در بعضی مناطق آذربایجان زبان قانونمند و وزین مردم آذربایجان با پیشینه هزاران ساله مورد انکار و زبان ساختگی کسروی زبان مردم آذربایجان قلمداد شد!

در دوران حاکمیت نژاد پرستانه پهلوی بود که برنامه انکار زبان و فرهنگ مردم آذربایجان اجراء و تدریس زبان ترکی و سایر زبانهای بومی به استثنای زبان فارسی ممنوع شد و حاکمیت مطلق زبان فارسی بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل گردید.  

در برنامه نژادپرستان رضاخان،علاوه بر تحریف تاریخ ترکان،تحقیرزبان،فرهنگ و شخصیت آنها از راههای مختلف،از تحصیل و تدریس زبان ترکی آذربایجانی که اولین مدرسه مدرن ایران و نخستین روش تدریس با اصول صوتی در دنیای اسلام با این زبان و در زمان قاجار و بوسیله دانشمند شهیر آذربایجان میرزاحسن رشدیه در تبریز و با کتاب«وطن دیلی»آغاز بکار کرده بود نیز جلوگیری شد.(روزنامه نویدآذربایجان-ویژه نامه عید82-صمدسرداری نیا ص17)

نابودی موجودیت و فرهنگ ترکان ایران با اسمهای ساختگی برای شهرها،روستاها،کوهها و رودهای آذربایجان در دوران حکومت فاشیستی و طاغوتی پهلوی شروع گردید،مانند تغییر نام:سویوق بولاق به مهاباد؛ارومیه به رضائیه؛سایین قالا به شاهین دژ؛سلماس به شاهپور؛قره داغ به ارسباران؛قره چمن به سیاه چمن؛توفارقان به آذرشهر؛قوشاچای به میاندوآب؛آخماقیه به احمقیه؛تاتائو و جیغاتی به سیمینه رود و زرینه رود؛آجی چای به تلخه رود و بعدها نیز نام شهرها مانند تیکان تپه به تکاب؛سولدوز به نقده و...ادامه یافت. تقسیم آذربایجان به استانهای مختلف و برداشتن نام آذربایجان از روی استانهای جدید و سیاست فارس سازی زبان و فرهنگ آنها از دیگر برنامه های شوونیستی و نژاد پرستانه و مغضوبانه علیه آذربایجان در دوران پهلوی بود.

اولئاروس سفیرآلمان که در قرن هفدهم میلادی به دربار صفوی رسیده در مورد تدریس ترکی در مناطق مختلف تحت حاکمیت دولت صفوی؛از جمله آذربایجان و ولایات ایروان؛عراق عجم(ولایت عراق شامل مناطق مرکزی ایران و شهرهای اراک امروزی،ساوه،قم،خمین،کاشان تا اصفهان می شد)،بغداد و... و اهمیت این زبان در این مناطق می نویسد: ترکی در ایران آنقدر از اهمیت برخوردار است که در دربار اصفهان به سختی می شود کلمه ای به فارسی شنید.(تبریز از دیدگاه سیاحان خارجی...ص82-112 سال2536شاهنشاهی(1356)شمسی)

پان فارسیستها آثار مکتوب،منحصر به فرد و جهانی«دده قورقود(قرن پنجم هجری)»،«فرهنگ فارسی ترکی صحاح العجم هند وشاه نخجوانی(قرن7هجری)»،و آثار شاعرانی چون قاضی ضریر،برهان الدین،نسیمی،حسن اغلو،شیخ انوار،حقیقی،و سایر شعرا و نویسندگان را نادیده گرفته و تلاش میکنند به مخاطبان خود القاء کنند که زبان ترکی در آذربایجان از زمان صفویان رونق و رواج یافت.

در کتاب«دین و دولت در عصرصفوی»هم به نقل از مینورسکی «The middle east»صفحه451آمده است:«ترکی که زبان شاهان صفوی بوده است به ایرانیان تحمیل نشد و با وجود اینکه به دلایل سیاسی شاه اسماعیل یکم اشعار خود را به ترکی می سرود،از بیشتر ترک شدن ایران جلوگیری شد...»

زبان دری(فارسی)که میراث سامانیان و زبان مناطق تاجیکستان و افغانستان بوده تا قرن هفتم هجری به مناطق فارس ایران راه نیافته بوده است، چنانکه هیچ شاعر دری گویی تا این تاریخ در مناطق و شهرهای استان فارس پدیدار نشده بود و تا این زمان،زبان پهلوی یعنی زبان اصلی مردم پارس در این مناطق تکلم می شده  و سعدی شیرازی اولین شاعر دری گوی این منطقه نیز علاوه بر اینکه گلستان و بوستان را به زبان دری و یا به بیان بهتر زبان موسوم دربار پادشاهان نوشته است دیوانی نیز به زبان مردم فارس و شیراز سروده است که«فهلویات»نام دارد.این زبان همان زبان پهلوی و اصلی و بومی مردم فارس است که با تحمیل شدن زبان دری افغانستان و با گذشت قرنها،از میان مردم شیراز و دیگر شهرهای بزرگ فارس نشین رفته و فراموش شده است.

حافظ شیرازی شاعر قرن هشتم هم ابیاتی به زبان اصلی و بومی شیراز سروده است که نشان دهنده حضورقوی زبان پهلوی در میان مردم شیراز تا قرن هشتم می باشد.(روزنامه همشهری یکشنبه 16آبان 1387مقاله«زبان دری ادامه پهلوی ساسانی نیست»از دکتر وحیدیان کامیار).

زبا ترکی هم تاریخی هفت هزارساله در ایران دارد و از نظر ریشه و مورفولوژی دنباله زبان سومری و ایلامی است و هیچ قرابتی و نزدیکی با زبان فارسی دری ندارد.(آذربایجان در سیر تاریخ ایران ج 2 ص869 رحیم رئیس نیا)

اینجا باید از اشخاصی که مدعی هستند زبان ترکی بعدها به مردم آذربایجان تحمیل شده است باید پرسید،این تحمیل بوسیله چه کسی،و با چه امکاناتی بوده است؟! در تاریخ حتی یک نمونه از تشویق این زبان بوسیله سلاطین ترک دیده نشده است چه برسد به تحمیل آن برعکس شیروانشاه نظامی گنجوی را مجبور به سرودن لیلی و مجنون به زبان فارسی دری کرد که از نمونه تحمیلات میباشد در حالیکه نظامی قصد داشت لیلی و مجنون را به ترک بسراید.

حال اگر کسرویستها بخواهند زبان جدیدالاختراع خود را در آذربایجان مرسوم کنند بایستی بدنبال زبان به اصطلاح آذری مورد ادعای کسروی در آذربایجان باشند که در روستاهای «هرزند و گلین قیه»مرسوم است؛نه حاکمیت زبان فارسی که خود از نواحی افغانستان و تاجیکستان به ایران آمده و زبان بومی فارس زبانان را از بین برده است! باید دانست که زبان ترکی از نظر دانش ریشه شناسی جزء زبانهای التصاقی میباشد و هیچ قرابت و نزدیکی با زبان پارسی که جزء زبانهای تحلیلی است ندارد.

همه میدانند که فارسها هم مهاجر هستند و بعدها از استپ های جنوب سیبری به ایران آمده اند و زبان بومی ایرانیان ساکن استانهای فارس نشین هم قبل از مهاجرت فارسها به ایران،ایلامی بوده است.اما چون فارسها با مهاجرتشان به ایران و مناطق فارس نشین،اکثریت نسبی جمعیت منطقه را تشکیل دادند،خود را فارس خوانند و کسی هم نگفت فارسها زبانشان را بر بومیان ایلامی تحمیل کردند.

اما ملتی که تاریخ چند هزار ساله قبل از اسلام سومری،ایلامی،گوتی،لولوبی،اورارتویی،ماننایی،اشکانی و تاریخ هزار ساله بعد از اسلام ایران را رقم زدند بر هیچ قوم و ملتی ظلم نکرده و فرهنگ و زبان و تاریخ خود را بر آنان تحمیل نکردند.

مطلبی که توسط سلطنت طلبها و حامیان تفکر پوسیده دوران پهلوی و پان آریائیستها و کسروی وکسرویستها بصورت افراطی دیده میشود اینست که ترکی بر مردم آذربایجان تحمیل و ترکان ایران را به مغولها نسبت میدهند! سوال اینجاست که اگر مغولها می خواستند زبان خود را به مردم آذربایجان و دیگر مناطق ایران تحمیل کنند چرا زبات مغولی خود را به آنها تحمیل نکردند و زبان ترکی را که خود با آن ناآشنا بودند تحمیل کردند؟!

حاکمان مغول تاریخ خود را هم به زبان فارسی دری می نوشتند.چنانکه رشیدالدین فضل اله مورخ مشهور دوره مغول(قرن7-8هجری)کتاب "جامع التواریخ"که تاریخ جامع حکومت مغولان است به فارسی نوشته است.

امروز جوانان سرافراز آذربایجان و دیگر ترکان ایران محلی به آریاپرستان واپسگرا نمی گذارند،آنها به زبان ترکی و فرهنگ ترکی و تاریخ پرافتخارشان عشق می ورزند.آنها به کلیه زبانها و فرهنگهای کشور احترام قائلند نه بیشتر نه کمتر! و زبان ترکی آذربایجانی هم که زبان اکثریت نسبی جمعیت کشور و سومین زبان زنده و با قاعده جهان است(نشریه امیدزنجان 20/5/1378 به نقل از مجله پیام یونسکو) 

آذربایجان در آستانه حمله اعراب سرزمین های بین همدان،زنجان و دربند(در جمهوری خودمختار داغستان امروزی)را شمال می شده است،چنانکه در تاریخ بلعمی در مقدمه«خبرگشادن آذربایگان و دربندخزران»حدود آن چنین ترسیم شده است:«...اول حد از همان درگیرند تا ابهر و زنگان بیرون شوند و آخرش به دربند خزران،و بدین میانه هر چه شهرها است همه را آذربایجان خوانند»(تاریخ طبری ص529)

ابن حوقل که شخصاً در آذربایجان سیاحت کرده،در نقشه ای که از دریای خزر به دست داده،اراضی گستره شده از دربند تا گیلان را زیر نام آذربایجان آورده است،همین ادعا را کتیبه ای که مرزبان ساسانیان در دربند،در سال533میلادی(اوایل سلطنت انوشیروان)بر دیوار دژ آن سامان حک کرده اثبات می کند(سفرنامه ابن حوقل(ایران در صوره الارض)ترجمه و توضیح دکتر جعفرشعار،انتشارات امیرکبیر،تهران1366نقشه مربوط به ص 128)

این فقیه در اواخر قرن سوم هجری حد آذربایجان را از مرز بردعه تا مرز زنجان دانسته(ترجمه مختصرالبلدان،ص128)و محمدحسین خلف تبریزی،اران را ولایتی از آذربایجان به شمار آورده که گنجه و بردعه از اعمال آن است(برهان قاطع جلد یک ص 96)

حمداله مستوفی هم در نزهت القلوب چنین می نویسد:«آذربایجان : حدودش با ولایت عراق عجم{اراک فعلی}و موغان و گرجستان و ارمنستان پیوسته است.شهرها:تبریز،اوجان...گرگر،نخجوان،اجنان،اردوباد،و ماکویه»(نزهت القلوب به اهتمام لی استرنج،دنیای کتاب سال1362 75 و 89)

همچنین مسعودی در «مروج الذهب»جلدیک ص 100 می نویسد«الران من بلاد اذربایجان» و درلغتنامه دهخدا در برابر ماده اران آمده «اقلیم است در آذربایجان»

پس از استقرار حکومت مشروطه در سال1285 به موجب قانون تشکیل ایالات و ولایات،کشور به چهار ایالت و 1دوازده ولایت تقسیم شد که عبارت بودند از :

1- آذربایجان 2- فارس و بنادر 3- خراسان و سیستان 4- کرمان و بلوچستان

در این تقسیم بندی،آذربایجان بعنوان یکی از ایلات مهم،مناطق وسیعی از شمالغرب و مرکز کشور را شامل می شد.پروژه تقسیم کشور به استانهای بیشتر در پاییز سال1316 شمسی توسط رضاخان  آغاز و بیشترین زیانها در راستای نابودی فرهنگ و تاریخ و جغرافیای  آذربایجان و سیاست کوچک کردن اذربایجان از این دوران آغاز شد کشور به 10استان بدون نام،از شماره 1تا10 تقسیم شد که در این تقسیم بندی،تبریز بعنوان مرکز استان سوم و ارومیه مرکز استان چهارم معرفی شد؛با این وجود اردبیل،زنجان،قزوین،همدان،و ساوه بعنونا بخشی ازاستان سوم به مرکزیت تبریز باقی ماندند. در سال1339شمسی نیز سری جدید این تقسیمات با تقسیم آذربایجان به شرقی و غربی شروع گشت لاکن اردبیل و زنجان و قزوین همچنان جزئی از آذربایجانشرقی باقی ماندن.در تقسیم بندی دیگری نیز که توسط محمدرضاپهلوی صورت گرفت زنجان بعنوان فرمانداری کل و سپس بعنوان استان مستقل اعلام شد.در سال1350شهر آستارا که یکی از شهرهای آذربایجانشرقی بود به استان گیلان اعطا شد!

در سال1372 هم آذربایجانشرقی به دو استان تقسیم شد که متاسفانه نام آذربایجان از روی قسمت مهم و تاریخی آن که امروزه در اسناد دولتی اردبیل نام دارد برداشته شد.سوالی که برای هر آذربایجانی پیش میاید اینست که چرا نام آذربایجان در تقسیمات از روی نقاط و سرزمینهای تاریخی خود برداشته شد اما نام خراسان پس ازتقسیم همچنان خراسان ماند؟!

امروزه شهرهای ترک نشین از پائین ترین رونق اقتصادی و امکانات عادی عمومی برای یک معیشت معمولی برخودار هستند و سرمایه ملی در این مناطق بصورت مساوی با مناطق دیگر کشور توزیع نمی گردد وشهرهای آذربایجان در حال حاضر به علت عدم سرمایه گذاری موثر و معضلات اقتصادی و بیکاری و عدم حمایت ازبخش صنعت و کشاورزی،دامداری و...مهاجرت افراد تحصیل کرده دانشگاهی و عادی برای کار در تهران و سایر استانهای پررونق مانند اصفهان،فارس،کرمان،یزد به مهاجرفرست ترین شهرهای ایران بدل شده که این مسئله بر هر فرد آذربایجانی آشکار میباشد.خالی شدن شهرها و روستاها ازسکنه و نابودی صنعت،کشاورزی و دامداری آذربایجان بعلاوه بحران خشکی دریاچه ارومیه که تاکنون هیچ قدم ملموس جدی برای نجات آن به جز شعار برداشته نشده است مردم آذربایجان را ناامید و دلسرد نموده است.

با عبرت از تاریخ می آموزیم که فرهنگ،تاریخ و زبان واحد برای ایجاد وطن مشترک و حفظ آن کافی نیست.امروزه ملتهای زیادی هستند که با وجود اشتراکات فوق دارای چندین کشور منفک و مستقل هستند مانند اکثر کشورهای عربی و در مقابل بعضی کشورها با زبان و فرهنگهای متفاوت در چارچوب یک کشور بصورت مسالمت آمیز زندگی میکنند مانند کانادا،سوئیس،بلژیک،سنگاپور با داشتن زبانهای رسمی مختلف در کشورهایشان.احترام به حقوق اقوام و تاریخ،فرهنگ،زبان و هویت آنها و مساوات در قانون و اجرای آن،توزیع سرمایه ملی و امکانات کشور بصورت برابر در میان استانها و بهره برداری عموم مردم از کلیه خدمات  کشوری بصورت یکسان در کشور کثیرالمله ایران لازم میباشد.

 

لیست کامل همه شبکه های اجتماعی دنیا

در مورد شبکه های اجتماعی معروف بیشتر بدانید:

 

۱. فیس‌بوک (Facebook)

فیس بوک

فیس بوک

این به‌سادگی بزرگ‌ترین و پرکاربردترین سایت شبکه های اجتماعی در جهان است. و شاید فیس‌بوک اولین پلتفرمی باشد که از مرز ۱ میلیارد حساب کاربری گذشت.

شما علاوه بر این که می‌توانید با دوستان و خویشاوندان ارتباط برقرار کنید، می‌توانید به برنامه‌های مختلف فیس‌بوک برای فروش آنلاین دسترسی داشته باشید و حتی کسب‌وکار، برند و محصولات خود را با استفاده از تبلیغات پولی فیس‌بوک تبلیغ کنید.

اخیراً فیس‌بوک با اجازه دادن به اشخاص ثالث برای دسترسی به داده‌های شخصی ۸۷ میلیون کاربر موجب شده تا میلیون‌ها نفر از کاربران اعتماد خود را نسبت به آن از دست بدهند. این امر به معنی نقض در اعتماد است و حس ناآرامی را در بین مخاطبان پلتفرم رسانه‌های اجتماعی ایجاد کرده است. این حس ناآرامی تا حدی است که اکنون یک هشتگ به نام deletefacebook campaign # راه‌اندازی شده که در آن افراد  فیس‌بوک خود را به‌طور کامل حذف می‌کنند و به جای آن از شبکه‌های دیگر استفاده می‌کنند.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱.۵۹ میلیارد نفر

 

۲. واتس آپ (WhatsApp)

واتس آپ

واتس آپ

این پلتفرم پیام‌رسانی فوری در سال ۲۰۱۴ توسط فیس‌بوک اتخاذ شد، اما آن به‌عنوان یک واحد مستقل فعالیت می‌کند.

آن خیلی دیرتر از فیس‌بوک وارد صحنه شد، اما توانست با فراهم آوردن امکان ارتباط آنی بین افراد و گروه‌ها نظر میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان به خود جلب کند. ویژگی تماس واتس آپ که دیگر نور علی نور است!

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱میلیارد نفر

 

۳. کیو کیو (QQ)

کیوکیو

کیوکیو

تنسنت کیو کیو (که عموماً به عنوان QQ شناخته شده)یک پلتفرم رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان فوری (مبتنی بر چت) است. این پلتفرم پس از راه‌اندازی در چین به یک پلتفرم بین‌المللی تبدیل شد (با وجود بیش از ۸۰ کشور که از آن استفاده می‌کردند). می‌توان از آن برای در تماس بودن با دوستان از طریق متن، تماس‌های تصویری و چت‌های صوتی استفاده کرد. آن حتی دارای یک مترجم داخلی برای ترجمه چت‌های شماست.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۸۵۳ میلیون نفر

 

۴. وی چت (WeChat)

وی چت

وی چت

این یک برنامه ارتباطی چندمنظوره برای پیام‌رسانی و تماس مشابه واتس آپ است که شما را قادر می‌سازد با افرادی که می‌خواهید ارتباط برقرار کنید. آن همچنین توسط تنسنت در چین توسعه یافت و می‌تواند به‌آسانی در کنار کیو کیو مورد استفاده قرار گیرد.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۶۹۷ میلیون نفر

 

۵. کیو زون ( QZone )

کیو زون

کیو زون

کیو زون نیز همانند کیو کیو و وی چت یکی دیگر از سرویس‌های شبکه های اجتماعی است که توسط تنسنت توسعه یافته است. این سرویس شما را قادر می‌سازد تا تصاویر را به اشتراک بگذارید، ویدئو تماشا کنید، به آهنگ‌ها گوش دهید، وبلاگ بنویسید، دفتر خاطرات روزانه داشته باشید، و غیره. این همچنین به شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های دیگری را انتخاب کنید و ظاهر صفحات وب کیو زون خود را سفارشی‌سازی کنید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۶۴۰ میلیون نفر

 

۶. تامبلر (Tumblr)

تامبلر

تامبلر

تامبلر که از سال ۲۰۱۳ متعلق به یاهو بود، به عنوان یک پلتفرم میکرو وبلاگ نویسی و همچنین رسانه اجتماعی است که می‌توان از آن برای یافتن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید استفاده کنید. همچنین می‌توانید از آن برای ارسال هر چیزی از جمله وبلاگ چندرسانه‌ای تا یک وبلاگ کوتاه استفاده کنید. علاوه براین، این امکان را به شما می‌دهد تا تقریباً همه‌چیز را سفارشی‌سازی کنید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۵۵۵ میلیون نفر

 

۷. اینستاگرام (Instagram)

اینستاگرام

اینستاگرام

اینستاگرام به عنوان یکی از پلتفرم‌های منحصربه‌فرد در شبکه های اجتماعی راه‌اندازی شده که کاملاً مبتنی بر به اشتراک‌گذاری تصاویر و ویدئوها بود. بنابراین این برنامه شبکه اجتماعی برای به اشتراک‌گذاری تصاویر شما را قادر می‌سازد تا از بهترین لحظات زندگی خود با دوربین موبایل یا هر دوربین دیگری عکس بگیرید و آن‌ها را به یک کار هنری تبدیل کنید.

این امر امکان‌پذیر است زیرا اینستاگرام شما را قادر می‌سازد تا از چندین فیلتر برای تصاویر خود استفاده کنید و بتوانید آن‌ها را به‌آسانی به سایر سایت‌های معروف شبکه های اجتماعی مثل فیس‌بوک و توییتر ارسال کنید. این در حال حاضر بخشی از امپراتوری فیس‌بوک است. یاد بگیرید که چطور مخاطبان اینستاگرام خود را افزایش دهید.

برای اطلاعات بیشتر به ابزارهای اینستاگرام مراجعه کنید تا بتوانید تعاملات اجتماعی و تعداد مخاطبان خود را افزایش دهید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۴۰۰ میلیون نفر

۸. توییتر (Twitter)

توییتر

توییتر

توییتر به شما این امکان را می‌دهد تا پیام‌های متنی کوتاه (به نام توییت) که حاوی حروف محدودی (تا ۲۸۰ حرف) هستند را ارسال کنید تا پیام خود را به جهان برسانید. با شور و شوق فزاینده‌ای که نسبت به خرید آنلاین وجود دارد، توییتر نیز امکان تبلیغ کسب‌وکار و حتی خرید مستقیم از طریق توییتها را فراهم می‌آورد. یاد بگیرید که چطور یک پروفایل مطلوب را در توییتر ایجاد نمایید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۳۲۰ میلیون نفر

 

۹. گوگل پلاس (Google+) (که دیگر در دسترس نیست)

گوگل پلاس

گوگل پلاس

این پلتفرم شبکه اجتماعی مبتنی بر علاقه، شما را قادر می‌سازد تا با به اشتراک گذاشتن پیام‌ها، عکس‌ها، فیلم‌ها، لینک‌های مفید در سایت‌ها و غیره با افراد در تماس باشید. آن همچنین از طریق پاتوق‌ها از کنفرانس‌های ویدئویی پشتیبانی کرده و به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا محصولات و برندهایشان را از طریق صفحات تجاری گوگل پلاس تبلیغ کنند.  

تعداد کاربران فعال: تقریباً ۳۰۰ میلیون نفر

 

۱۰. بایدو تیبا (Baidu Tieba)

بایدو تیبا

بایدو تیبا

بایدو تیبا که  توسط شرکت موتور جستجوی چینی بایدو ارائه شده‌است (و در سطح بین‌المللی Postbar نامیده می‌شود) یک شبکه انجمن اجتماعی مبتنی بر جستجوی کلمات کلیدی در موتور جستجوی بایدو است. این تالار گفتگو بر روی مفهوم منحصربه‌فردی کار می‌کند که ایجاد یک گروه شبکه اجتماعی را با یک عنوان خاص با استفاده از جستجو و یا حتی ملحق شدن به گروه اجتماعی آنلاین موجود برای شما میسر می‌سازد.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۳۰۰ میلیون نفر

 

۱۱. اسکایپ (Skype)

اسکایپ

اسکایپ

اسکایپ که متعلق به مایکروسافت است، یکی از محبوب‌ترین پلتفرم‌های شبکه های اجتماعی مبتنی بر ارتباطات است. این سرویس به شما این امکان را می‌دهد تا از طریق تماس صوتی، تماس ویدیویی (با استفاده از یک وب کم) و ارسال پیام متنی با افراد ارتباط برقرار کنید. حتی می‌توانید تماس‌های کنفرانس گروهی را برقرار کنید. و بهترین بخش این است که تماس اسکایپ به اسکایپ رایگان است و می‌توان از آن برای برقراری ارتباط با هر کسی در هر کجای دنیا از طریق اینترنت استفاده کرد.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۳۰۰ میلیون نفر

 

۱۲. وایبر (Viber)

این پلتفرم اجتماعی چند زبانه که در بیش از ۳۰ زبان در دسترس است، به خاطر قابلیت‌های پیام‌رسانی متنی و صوتی فوری شناخته شده است. با استفاده از Viber نیز می‌توانید عکس‌ها ، فیلم‌ها و پیام‌های صوتی خود را به اشتراک بگذارید. این سرویس به شما این امکان را می‌دهد که از طریق یک ویژگی به نام وایبر اوت با کاربران غیر وایبر تماس بگیرید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۴۹ میلیون نفر

 

۱۳. سینا ویبو (Sina Weibo)

سینا ویبو

سینا ویبو

این یک پلتفرم اجتماعی میکرو وبلاگ نویسی بسیار محبوب در چین است که به خاطر دارا بودن ترکیبی از ویژگی‌های توییتر و فیس‌بوک شناخته شده است.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۲۲ میلیون نفر

 

۱۴. لاین (LINE)

لاین

لاین

لاین یکی از شبکه های اجتماعی موجود برای پیام‌رسانی در سطح جهانی است که به اشتراک‌گذاری عکس‌ها، فیلم‌ها، پیام‌های متنی و حتی پیام‌ها یا فایل‌های صوتی را برای شما میسر می‌سازد. علاوه بر این، با استفاده از آن می‌توانید در هر زمانی از روز تماس‌های صوتی و تصویری برقرار کنید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۱۵ میلیون نفر

 

۱۵. اسنپ چت (Snapchat)

اسنپ چت

اسنپ چت

این یک پلتفرم اجتماعی پیام‌رسانی تصویری است که به شما این امکان را می‌دهد تا با استفاده از تصاویر با دوستان خود چت کنید. همچنین می‌توانید اخبار را پیگیری کرده و حتی استوریهای لایو مربوط به سراسر جهان را چک کنید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۰۰ میلیون نفر

 

۱۶. YY

yy

yy

YY یکی از پلتفرم‌های مهم شبکه های اجتماعی مبتنی بر فیلم در چین است که امکان گفتگوی تصویری گروهی را فراهم می‌آورد. در چنین گفتگوهایی، بیش از ۱۰۰،۰۰۰ عضو می‌توانند یک فرد را در حین انجام یک فعالیت مشاهده کنند. چنین فعالیتی می‌تواند هر چیزی مانند ارائه یک فیلم آموزشی تا آهنگ کاراکوئه باشد که به کاربران در به دست آوردن ارز مجازی کمک می‌کند که می‌توانند بعداً آن‌ها را به نقد تبدیل کنند.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۲۲ میلیون نفر

 

۱۷. وی کنتاکته (VK)

vk

vk

VK یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های شبکه اجتماعی در روسیه است و دارای ویژگی‌های کاملاً مشابه فیس‌بوک است.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر

 

۱۸. پینترست (Pinterest)

پینترست

پینترست

این نیز یک برنامه یا سایت رسانه اجتماعی برای به اشتراک‌گذاری عکس و بوکمارک‌هاست که توسط آن می‌توانید ایده‌های جدیدی را برای پروژه‌های خود پیدا کنید و آن‌ها را ذخیره نمایید. می‌توانید با استفاده از پینترست کارهای DIY یا پروژه‌های زیباسازی منازل را انجام دهید، برای سفر خود برنامه‌ریزی کنید و غیره.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر

 

۱۹. لینکدین (LinkedIn)

لینکدین

لینکدین

LinkedIn به‌سادگی یکی از معروف‌ترین سایت‌ها یا برنامه‌های شبکه های اجتماعی حرفه‌ای است و به بیش از ۲۰ زبان در دسترس می‌باشد. این سرویس توسط متخصصان در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد و به عنوان یک پلتفرم ایده آل برای ارتباط با کسب‌وکارهای مختلف ، مکان‌یابی و استخدام گزینه‌های ایده آل و غیره به کار می‌رود و دارای بیش از ۴۰۰ میلیون عضو است.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر

 

۲۰.تلگرام (Telegram)

تلگرام

تلگرام

این شبکه پیام‌رسانی فوری همانند واتس آپ است و به بیش از هشت زبان در سراسر پلتفرم‌ها در دسترس است. با این‌حال، تلگرام همیشه به حریم خصوصی و امنیت پیام‌هایی که با استفاده از پلتفرم آن در اینترنت ارسال می‌کنید توجه بیشتری داشته است. بنابراین، این سرویس به شما این امکان را می‌دهد تا پیام‌های رمزگذاری شده و خود آسیب‌رسان را ارسال کنید. این ویژگی رمزگذاری تنها برای واتس اپ در دسترس است، درحالی‌که تلگرام همیشه آن را ارائه کرده است.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر

 

۲۱. ردیت (Reddit)

ردیت

ردیت

این پلتفرم رسانه‌های اجتماعی شما را قادر می‌سازد تا محتوا ارسال کنید و سپس به آن محتوا رأی دهید. این رأی‌گیری انتقال محتوا به بالا یا پایین را مشخص می‌کند که درنهایت بر اساس حوزه‌های موردنظر (به نام subreddit) سازمان‌دهی می‌شوند.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۱۰۰ میلیون نفر

 

۲۲. تارینگا (Taringa)

تارینگا

تارینگا

تارینگا یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های شبکه های اجتماعی در آمریکای لاتین است و برای کاربران امکان به اشتراک‌گذاری تجربیات ، محتوا و غیره را فراهم می‌آورد.

تعداد کاربران فعال : تقریباً ۷۵ میلیون نفر

 

۲۳. فوراسکوار (Foursquare)

فوراسکوار

فوراسکوار

این یک پلتفرم رسانه‌های اجتماعی مبتنی بر جستجو و کشف است که شما را قادر می‌سازد مکان‌های ایده آل را پیدا کنید و به همراه دوستان و عزیزانتان به آنجا بروید. همچنین نتایج مناسبی را در جستجوی بهترین فروشگاه‌های مواد غذایی ، جاهای تفریحی شبانه و جاهای دیگر در منطقه خود برای شما ارائه می‌دهد. ویژگی شبکه اجتماعی در حال حاضر در برنامه جداگانه‌ای به نام اسوارم (Swarm) در دسترس است.

تعداد کاربران فعال: تقریباً ۴۰ میلیون نفر

 

۲۴. رنرن (Renren)

Renren

Renren

یکی از بزرگ‌ترین سایت‌های شبکه اجتماعی در چین و دقیقاً پلتفرمی قابل استفاده برای عموم است. به دلیل شباهت زیاد به فیس‌بوک در بین جوانان بسیار محبوب است، زیرا به کاربران اجازه می‌دهد تا به‌آسانی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، به‌سرعت افکار و پست‌هایشان را به اشتراک بگذارند و حتی تفکرات خود را به‌روز کنند.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً بیش از ۳۰ میلیون نفر

 

۲۵. تگد (Tagged)

Tagged

Tagged

این یکی از سایت‌های رسانه اجتماعی عالی برای دوستی و دوست‌یابی است که در سال ۲۰۱۱ پلتفرم شبکه اجتماعی دیگری به نام hi5 را اتخاذ کرد. این سرویس به شما این امکان را می‌دهد تا از طریق بازی‌ها، مرور کردن پروفایل‌ها، علایق مشترک و غیره با دیگران ارتباط برقرار کنید.

تعداد کاربران فعال: تقریباً ۲۵ میلیون نفر

 

۲۶. بادو (Badoo)

بادو

بادو

این سایت شبکه اجتماعی با محوریت دوست‌یابی در بیش از ۲۰۰ کشور فعالیت دارد. این سرویس جزئیات مربوط به افرادی که نزدیک منطقه شما هستند یا حتی افرادی که در زندگی واقعی شما هستند را به اشتراک می‌گذارد.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۰ میلیون نفر

 

۲۷. مای اسپیس (Myspace)

myspace

myspace

این یک سایت شبکه اجتماعی متمرکز بر موسیقی است که شبکه‌ای تعاملی ، دوستانه و ارسال شده توسط کاربر را فراهم می‌آورد که وبلاگ‌ها ، گروه‌ها ، پروفایل‌های شخصی ، تصاویر ، فیلم‌ها و غیره نیز ارائه می‌دهد.  

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۰ میلیون نفر

 

۲۸. استامبل آپان (StumbleUpon)

stumbleupon

stumbleupon

استامبل آپان یک پلتفرم شبکه های اجتماعی هوشمند است که محتوا را پیدا یا کشف می‌کند و همین کار را به کاربران نیز توصیه می‌کند. بنابراین، شما می‌توانید صفحات وب، تصاویر، فیلم‌ها و غیره را پیدا کنید و آن‌ها را با توجه به علاقه و ذوق خود دسته‌بندی کنید.

تعداد کاربران فعال در هر ماه: تقریباً ۲۵ میلیون نفر

 

۲۹. داتس (Dots)

dots

dots

the-dots.com یک پلتفرم شبکه است که به همه افرادی که در فرایند خلاقانه شرکت دارند کمک می‌کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، همکاری داشته باشند و ارتباط تجاری داشته باشند تا بتوانند بخش خلاق قوی‌تر، سودآورتر و متنوع‌تری را ایجاد کنند. اما جدا از اشتیاق واقعی برای ایجاد صنایع خلاق به‌طور صریح‌تر و شایسته سالارتر، Pip Jamieson بنیان‌گذار آن، این پلتفرم را در سال ۲۰۱۴ در انگلستان راه‌اندازی کرد.

 

۳۰. کیوباکس (Kiwibox)

kiwibox

kiwibox

یک سایت شبکه اجتماعی با محوریت جامعه و به‌خصوص برای کسانی است که در نیویورک زندگی می‌کنند. یک مجله آنلاین را ارائه می‌دهد که نوجوانان را از طریق مسائل مربوط به مد، مشاوره و گفتگو مورد هدف قرار می‌دهد. همچنین به بزرگ‌سالان این امکان را می‌دهد تا افراد دیگر را از مهارت‌ها و علایق خود مطلع سازند.

 

 

۳۱. اسکای روک (Skyrock)

skyrock

skyrock

اسکای روک یک سایت شبکه اجتماعی فرانسه است که یک فضای وب رایگان و شخصی را به کاربران خود ارائه می‌دهد تا وبلاگ‌ها را ایجاد و ارسال کنند، پروفایل‌ها را اضافه نمایند و به تبادل پیام بپردازند. این سرویس به غیر از زبان فرانسه و انگلیسی به پنج زبان دیگر نیز در دسترس است.

 

۳۲. دلیشز  (Delicious)

دلیشز به عنوان یک سرویس پیشرو در به اشتراک‌گذاری لینک صفحات شناخته شده است که در سال ۲۰۰۳ راه‌اندازی شده و برای ذخیره‌سازی، اشتراک‌گذاری و کشف بوکمارک‌های وب ایده آل است. همچنین به کاربران این امکان را می‌دهد تا آن‌ها را با هر کلید واژه‌ای تگ کنند.

 

۳۳. اسنپ فیش (Snapfish)

Snapfish

Snapfish

اسنپ فیش یک سایت شبکه اجتماعی مبتنی بر وب برای به اشتراک‌گذاری عکس است که آپلود تعداد نامحدودی از تصاویر را برای اعضای خود میسر می‌سازد، بنابراین شما می‌توانید فضای ذخیره‌سازی خود را برای مجموعه گسترده‌تری از تصاویر کنار بگذارید.

 

 

۳۴. ریورب نیشن (ReverbNation)

reverbnation

reverbnation

این یک پلتفرم شبکه اجتماعی ایده آل برای نوازندگان و متخصصان است تا در صنعت موسیقی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این سرویس ابزارهای مختلفی را به نوازندگان ارائه می‌دهد تا کارهایشان را مدیریت کنند و  بتوانند به شرکا و طرفداران صنعت موسیقی خود به درستی دسترسی داشته باشند.

 

 

۳۵. فلیکستر (Flixster)

flixster

flixster

این یک سایت شبکه اجتماعی آمریکایی برای علاقمندان به فیلم است.آن‌ها می‌توانند با به اشتراک‌گذاری نظرات و ارزیابی‌های خود در مورد فیلم‌ها با افراد همفکر خود ارتباط برقرار کنند. کاربران آن به احتمال زیاد از فیلم‌ها آگاهی پیدا می‌کنند و در مورد فیلم‌های جدید کسب اطلاع می‌کنند.

 

 

۳۶. کر۲ (Care2)

Care2

Care2

این سایت رسانه اجتماعی به فعالان سراسر جهان کمک می‌کند تا با افراد، کسب‌وکارها و سازمان‌های مشابه سراسر جهان که بر جامعه تأثیرگذارند ارتباط برقرار کنند. همچنین افراد را به داشتن یک شیوه زندگی سالم و سبز ترغیب می‌کند.

 

 

۳۷. کافه مام (CafeMom)

cafemom

cafemom

این وب‌سایت شبکه اجتماعی پشتیبان تبلیغات، یک جامعه برای مادران و افرادی که می‌خواهند مادر شوند است که امکان دریافت پشتیبانی و مشاوره در مورد عناوین مختلفی مثل حاملگی، مد، سلامت و تغذیه را برای آن‌ها فراهم می‌آورد. همچنین به آن‌ها کمک می‌کند تا از تجارب مادران دیگر درس بگیرند.

 

 

۳۸. ریوالری (Ravelry)

ravelry

ravelry

ریوالری یک شبکه اجتماعی مبتنی بر جامعه است که افراد علاقه‌مند به هنرهای بافتی مثل نخ‌ریسی، کش‌بافی، بافندگی و قلاب‌دوزی را مورد هدف قرار می‌دهد. این افراد می‌توانند عقاید مختلف خود را به اشتراک بگذارند و از تجارب اعضای دیگر برای همکاری بهتر بهره‌مند شوند.

 

 

۳۹. نکست دور (Nextdoor)

nextdoor

nextdoor

این یک پلتفرم شبکه اجتماعی خصوصی برای مناطق ایالات‌متحده است. هدف آن بسیار ساده است: به کاربران خود اجازه می‌دهد تا با افراد منطقه خود ارتباط برقرار کنند.

 

 

۴۰. وین (Wayn)

wayn

wayn

وین یک پلتفرم شبکه اجتماعی مبتنی بر مسافرت و شیوه زندگی است و به کاربران خود این امکان را می‌دهد تا بدانند کجا بروند،  چه کار کنند و چطور با افراد همفکر خود ملاقات کنند و تجارب خود را به اشتراک بگذارند.

 

 

۴۱. سلوفان (Cellufun)

cellufun

cellufun

این شبکه بازی‌های اجتماعی می‌تواند به‌سادگی به هر دستگاه تلفن همراهی دسترسی داشته باشد. کاربران با استفاده از این سرویس می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند، آواتار ایجاد کنند، بازی کنند و کالاهای مجازی بخرند.

 

 

۴۲. یوتیوب (YouTube)

یوتیوب

یوتیول

یوتیوب بزرگ‌ترین سایت شبکه اجتماعی به اشتراک‌گذاری ویدیو در جهان است که امکان آپلود و به اشتراک‌گذاری ویدئو، مشاهده آن‌ها، نظر دادن در مورد آن‌ها و لایک کردن آن‌ها را برای کاربران فراهم می‌آورد. این شبکه اجتماعی در سراسر جهان قابل دسترس است و حتی کاربران را قادر می‌سازد تا در یوتیوب کانال ایجاد کنند و در آن همه ویدئوهای شخصی خود را برای نشان دادن به دوستان و دنبال کنندگان خود آپلود نمایند.

 

۴۳. واین (Vine)

vine

vine

این یک سایت شبکه اجتماعی مبتنی بر سرگرمی برای به اشتراک‌گذاری ویدئوهای کوتاه است که در آن اعضا می‌توانند به آسانی ویدئوهایی را که دارای طول ۶ ثانیه هستند را به اشتراک بگذارند. این سرویس به خانواده توییتر تعلق دارد و می‌تواند به آسانی با سایر پلتفرم‌های رسانه اجتماعی به منظور به اشتراک‌گذاری و تماشای ویدئوها ادغام شود.

 

۴۴. کلاس میتس (Classmates)

classmates

classmates

کلاس میتس به کاربران این امکان را می‌دهد تا با دوستان و آشنایان مدرسه و دانشکده خود را پیدا کنند و با آن‌ها در تماس باشند. همچنین آپلود گزارشات سالانه خود از سال‌های مدرسه را برای کاربران میسر می‌سازد.

 

 

۴۵. مای هریتیج (MyHeritage)

myheritage

myheritage

این یک پلتفرم اجتماعی شجره‌ای آنلاین است که از بیش از ۴۲ زبان پشتیبانی می‌کند و به کاربران خود امکان می‌دهد تا شجره خانوادگی را ایجاد کنند، عکس‌های خانوادگی را آپلود و مرور کنند و سابقه خانوادگی خود را مدیریت نمایند. همچنین افراد می‌توانند برای پیدا کردن اجداد خود و کسب اطلاعات بیشتر در مورد آن‌ها از این سرویس استفاده کنند.

 

۴۶. ویادئو (Viadeo)

viadeo

vadeo

ویادئو یک سایت اینترنتی شبکه اجتماعی مبتنی بر کسب‌وکارهای آنلاین است که به بازرگانان ، عمدتاً در اروپا کمک می‌کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این سرویس به زبان‌های مختلفی در دسترس است.

 

 

۴۷. زینگ (Xing)

xing

xing

این سایت حرفه‌ای شبکه اجتماعی دارای ویژگی‌هایی مشابه لینکدین است که کاربران اصلی آن در سوئیس ، اتریش و آلمان مستقر هستند. بااین‌حال، از این نظر که بحث‌های گروهی محرمانه‌ای را بین اعضا و یک شرکت یا کسب‌وکار خاص میسر می‌سازد، منحصربه‌فرد است.

 

 

۴۸. ایکسانگا (Xanga)

xanga

xanga

این پلتفرم شبکه اجتماعی مبتنی بر وبلاگ نویسی میزبان وبلاگ‌ها ، وبلاگ‌های عکس و پروفایل‌های شبکه اجتماعی برای کاربران خود است.

 

 

۴۹. لایو ژورنال (LiveJournal)

LiveJournal

LiveJournal

این سایت شبکه اجتماعی که در سان‌فرانسیسکو مستقر است و با عنوان Zhivoy Zhurnal یا Zhe Zhe در روسیه در دسترس است. این سرویس داشتن یک دفتر خاطرات روزانه، وبلاگ یا مجله را با حفظ حریم خصوصی برای کاربران میسر می‌سازد.

 

۵۰. فرندستر  (Friendster) 

فرندستر قبلاً یک سایت شبکه اجتماعی برای پیدا کردن دوستان و در تماس بودن با آن‌ها بود، اما در حال حاضر یک شبکه بازی اجتماعی برای دوستداران بازی در آسیا است.

۵۱. فانی آور دای (Funny or Die)

funny or die

funny or die

هدف این وب‌سایت اجتماعی ویدئویی کمدی گردآوری جالب‌ترین ویدئوها از وب است. سلبریتیها این پلتفرم اجتماعی را بسیار زیاد دنبال می‌کنند و این سرویس به کاربران خود این امکان را می‌دهد تا ویدئوهای خود را به اشتراک بگذارند، آپلود و دسته‌بندی کنند. 

 

 

۵۲. گایا آنلاین (Gaia Online)

gaia-online

gaia-online

گایا آنلاین یک شبکه اجتماعی مبتنی بر انجمن‌هاست. این سرویس امکان دسترسی به آواتارها، دنیای مجازی، بازی‌ها و غیره را برای کاربران فراهم می‌آورد.

 

 

۵۳. وی هارت ایت (We Heart It)

weheartit

weheartit

این سایت رسانه اجتماعی به اشتراک‌گذاری عکس که در بیش از ۲۰ زبان موجود است، برای الهام بخشی یا انگیزه بخشی روزانه به کاربران ایده آل است. این سرویس کاربران را قادر می‌سازد تا بتوانند تصاویر بسیار انگیزه بخشی را با دوستان خود به اشتراک بگذارند.

 

 

۵۴. بازنت (Buzznet)

buzznet

buzznet

این سایت رسانه‌های اجتماعی امکان به اشتراک‌گذاری محتوا بر اساس علایق شخصی در قالب ویدئوها، عکس‌ها و مجلات را برای کاربران میسر می‌سازد. همچنین به‌طور یکپارچه‌ای با فیس‌بوک ادغام می‌شود.

 

 

۵۵. دویانت آرت (DeviantArt)

deviantart

deviantart

دویانت آرت به عنوان بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی آنلاین برای دوستداران هنر و هنرمندان در نظر گرفته می‌شود. این سرویس امکان گرفتن عکس از آثار هنری و به اشتراک‌گذاری آن‌ها با دیگران را برای کاربران فراهم می‌آورد.

 

 

 

۵۶. فلیکر (Flickr)

flickr

flickr

این یکی دیگر از وب‌سایت‌های بسیار محبوب برای به اشتراک‌گذاری عکس است و به عنوان یک پلتفرم برای آپلود تصاویر متعدد با کیفیت بالا به‌خصوص توسط عکاسان یا افرادی که عکاسی را دوست دارند به کار می‌رود. همچنین یک سرویس مؤثر برای مدیریت آنلاین عکس‌ها و به اشتراک‌گذاری آن‌ها است.

 

 

۵۷. میت می (MeetMe)

meetme

meetme

هدف میت می که قبلاً به عنوان myYearbook شناخته می‌شد، کاربرانی است که می‌خواهند دوستان جدیدی پیدا کنند و با آن‌ها گفتگو کنند. این امر موجب شده تا در بین نوجوانان و دانش آموزان جوان بسیار محبوب باشد.

 

 

۵۸. میت آپ (Meetup)

meetup

meetup

این پورتال شبکه اجتماعی، شما را قادر می‌سازد تا گروه‌هایی از افراد همفکر را پیدا کنید که در نزدیکی محل شما (در هر نقطه از جهان) باشند و علایقی مشابه شما داشته باشند. همچنین به برگزاری جلسات گروهی آفلاین کمک می‌کنند و می‌توانید بخشی از این گروه‌ها و بحث‌های آن‌ها باشید.

 

 

۵۹. توت (Tout)

tout

tout

توت یک پلت فرم میکرو وبلاگ نویسی به‌اضافه شبکه اجتماعی است که به شما این امکان را می‌دهد تا ویدیوهایی با طول ۱۵ ثانیه را مشاهده کرده و به اشتراک بگذارید. ویدئوهایی که در این پلتفرم به اشتراک گذاشته شده‌اند، به عنوان توت شناخته می‌شوند.

 

۶۰. میکسی (Mixi)

mixi

mixi

این یکی از سرویس‌های محبوب شبکه اجتماعی ژاپن است که حدود ۲۰ میلیون کاربر فعال دارد. این سرویس شما را قادر می‌سازد تا با دوستان و عزیزان خود به‌راحتی و حتی بر اساس حوزه‌های موردعلاقه خود ارتباط برقرار کنید.

 

 

۶۱. دوبان (Douban)

douban

douban

این سایت شبکه اجتماعی چینی هم برای کاربران عضو و هم کاربران غیر عضو است. این سرویس کاربران عضو را قادر می‌سازد تا اطلاعات را ثبت کنند و بر اساس موسیقی، فیلم‌ها، کتاب‌ها و اتفاق‌هایی که در شهرهای چین می‌افتد محتوا ایجاد کنند. کاربران غیر عضو دوبان نیز می‌توانند بررسی‌ها و دسته‌بندی‌های کتاب، موسیقی و فیلم‌ها را مشاهده کنند.

 

 

۶۲. ورو (Vero)

vero

vero

ورو می‌گوید که آن “یک شبکه اجتماعی است که هر کسی هر چیزی که دوست دارد را می‌تواند در آن به اشتراک بگذارد، همچنین می‌تواند آنچه که به اشتراک می‌گذارد را کنترل کند. درست همان کاری که ما در زندگی واقعی انجام می‌دهیم.”

ورو یک شبکه اجتماعی مبتنی بر اشتراک است که هیچ تبلیغاتی ندارد و هیچ‌گونه داده‌های شخصی را جمع‌آوری نمی‌کند. این می‌تواند یک جایگزین عالی برای فیس‌بوک باشد زیرا برخی از ویژگی‌های آن واقعاً دوست‌داشتنی است. این یک مدل کاملاً متفاوت با فیس‌بوک است از این‌جهت که فیس‌بوک برای درآمدزایی برای کاربر به اطلاعات او نیاز دارد.

 ورو برخی از داده‌های مربوط به کاربرد را که اغلب برای دیدن نحوه استفاده از برنامه استفاده می‌شود جمع‌آوری می‌کند. ویژگی بسیار خوب دیگری که در مورد داده‌های مربوط به کاربرد جمع‌آوری می‌کند، چگونگی نمایش آن برای شما است. ورو می‌خواهد که مسئله اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی را موردنظر قرار دهد.

۶۳. کورا (Quora) 

کورا جایی است که در آن افراد می‌توانند با پرسش و پاسخ، اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند و کسب دانش کنند.

۶۴. اسپیرلی (Spreely)

spreely

spreely

اسپیرلی یک پلتفرم رسانه اجتماعی است که عاری از هرگونه سانسور و ممنوعیت سایه است. نام “اسپیرلی” از Speak & Freely گرفته شده و همه کاربران خود را به آزادی بیان ترغیب می‌کند.

 

 

۶۵. دیسکورد (Discord)

discord

discord

دیسکورد یکی از محبوب‌ترین پلتفرم‌هایی است که در حال حاضر بیش از ۲۵۰ میلیون کاربر دارد و هر هفته دست‌کم یک میلیون به کاربران آن اضافه می‌شود. این سرویس برای انجام گفتگوهای متنی و صوتی توسط گیمرها طراحی شده است، ۱۰۰% رایگان و ایمن است و هم با دسک تاپ و هم تلفن همراه کار می‌کند. این یک جایگزین عالی و رایگان برای سرویس‌های ممتازی مثل TeamSpeak است.

 

 

۶۶. تیک توک (TikTok)

tiktok

tiktok

تیک توک این روزها در بین بچه‌ها بسیار پرطرفدار شده است. اگر شما زیر ۱۶ سال هستید، پس جای شما اینجاست.

تیک توک یک برنامه ویدئویی اجتماعی است که به اشتراک‌گذاری ویدئوها را برای کاربران میسر می‌سازد. استیکرها، فیلترها و ویژگی‌های واقعی زیادی در آن وجود دارد که می‌توانید به ویدئوهای خود اضافه کنید. این برنامه از نظر تعداد دانلود در سال ۲۰۱۸ در رتبه چهارم قرار گرفت.

تیک توک در حال حاضر در چین به عنوان Douyin شناخته می‌شود که به معنای ” صدای لرزان” است. هم برای iOS و هم اندروید در دسترس است و برای ساخت موزیک ویدئوهای بین ۳ تا ۱۵ ثانیه استفاده می‌شود. همچنین می‌توان از آن برای ساخت ویدئوهای  کوتاه بین ۳ تا ۶۰ ثانیه استفاده کرد. 

امیدوارم که فهرست فوق در مورد پرتال‌های شبکه اجتماعی که برای مقوله‌های مختلفی مثل بازی، دوستی، به اشتراک‌گذاری عکس و وبلاگ نویسی مناسب هستند، برای شما ارزشمند باشد.

آزاد سازی خرمشهر

عملیات آزادسازی خرمشهر از مهم‌ترین حماسه های دفاع مقدس به شمار می‌ رود به طوری که می توان آن را نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی عنوان کرد. این پیروزی در پی عملیات بیت المقدس به وقوع پیوست و سبب بازپس‌گیری خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی شد.
این عملیات در۳۰ دقیقه بامداد ۱۰اردیبهشت ۱۳۶۱با رمز «یا علی بن ابی طالب(ع)» آغاز شد و رزمندگان اسلام با عبور خود از رودخانه کارون و در سه مرحله عملیات، خرمشهر را پس از ۲۰ ماه اسارت آزاد کردند . نیروهای ایرانی در این عملیات به دستاوردهای بزرگی دست یافتند که از آن جمله می توان به انهدام بیش از ۲ لشکر نیروی های عراقی، بازپس گیری حدود پنج هزار و ۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه، پادگان حمید و خارج کردن شهرهای اهواز- حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه عراق، تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه) اشاره کرد. سرانجام پس از رشادت و دلاورمردی های فراوان ارتشیان و سپاهیان در ساعت ۲ بعدازظهر سوم خرداد ۱۳۶۱، خرمشهر، آزاد شد و پرچم پرافتخار ایران برفراز مسجد جامع این شهر به اهتزاز درآمد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در تقویم رسمی ایران، سوم خرداد را به عنوان روز «مقاومت، ایثار و پیروزی» نام‌گذاری کرده‌ است.